بهروز میرزایی شیرمرد
تماس با من
پروفايل من
نويسنده (هاي) وبلاگ بهروز میرزایی شیرمرد
آرشيو وبلاگ
      وبلاگ رسمی بهروز میرزایی شیرمرد (روزنامه نگار مستقل)
  نويسنده: بهروز میرزایی شیرمرد - چهارشنبه ٢٥ اسفند ۱۳۸٩

سلام خدمت همه دوستان و همشهریان عزیزم ،به نوبه خودم پیشاپیش فرا رسیدن بهار و عید نوروز را تبریک عرض می کنم و برای همه شما عزیزان آرزوی سالی سرشار از موفقیت و شادکامی آرزومندم.

امیدوارم سال جدید سالی توام با آرامش ،پیشرفت ،عدالت،همبستگی  و احترام به همدیگر برای ایران و در راس آن برای وطن عزیزم تکاب باشد.

 

 

 

  نظرات ()
عید و کابوس سفر با درشکه نويسنده: بهروز میرزایی شیرمرد - یکشنبه ٢٢ اسفند ۱۳۸٩

زمستان نفس های آخر را می کشدو بهار با تمام قشنگی هایش در راه است ،عید نوروز با همه خاطرات شیرینش از راه می رسد.شهرستان تکاب هر سال در این زمان پذیرای مهمانان زیادی از جاهای مختلف کشور و حتی جهان میباشد . تکاب با توجه به دارا بودن آثارتاریخی منحصر به فرد و سنگ های معدنی فراوان و طبیعت بکر و بنا به دلایل گوناگون یکی از شهر های پر رفت و آمد استان محسوب می شود که این مسئله را می توان با نگاهی به تردد مردم به شهرهای دیگر علی الخصوص به پایتخت به عینه مشاهده کرد در این میان با توجه به حذف یارانه بنزین و گرایش بیش ازپیش مردم به وسایل نقلیه عمومی،این شرکت ها و تعاونی های مسافربری نقش به سزایی در این جابجایی ها را بر عهده دارند.اما مسئله ای که تقریبا باعث نارضایتی بیشتر قریب به اتفاق مسافران شده است وضعیت نا مطلوب ارائه خدمات توسط تعاونیهای مسافربری است.در سالهای اخیر و در حالی که همه تعاونی ها سعی در بهبود کمی و کیفی ناوگان اتوبوسرانی خود هستند متاسفانه در تکاب خبری از تحول در این حوزه نیست،در چندسال گذشته نه تنها شاهد ارتفاء کیفی اتوبوس های بین شهری نبودیم بلکه روز به روز شاهد بدتر شدن خدمات رسانی بوده ایم .       

مثلا اتوبوس 

تاخیر در زمان حرکت اتوبوس ها به یک امر عادی مبدل گشته که گاهآ ازنیم ساعت هم تجاوز میکند،توقف های بی جا در نقاط مختلف جهت سوار کردن مسافرین خاص،بارگیری کالاهای قاچاق که عمدتإ در شهرستان بیجار و روستاهای اطراف آن صورت می گیرد،استفاده از اتوبوس های فرسوده فاقد استاندارد های روز و فاقد ایمنی،نامناسب بودن وسایل گرمایشی وسرمایشی ،حذف پذیرایی که در سالهای قبل صورت می گرفت،حذف تلوزیون و دستگاههای پخش از قبیل ویدئو،وی سی دی،از اکثر اتوبوس ها،عدم رعایت بهداشت،نبود آبخوری مناسب،نبود تهویه مناسب مخصوصأ برای ایام گرم سال،عدم رعایت حقوق مسافر توسط راننده و کمک راننده در بیشتر اوقات و صدها مورد دیگر که باعث تلخ شدن کام مسافرانی می شود که به امید رفع خستگی،فرار از سختی زندگی در کلان شهرها روبه تکاب می آورند و صدها مسافری که به هر دلیلی به تکاب می آیند .در این میان برخی از تعاونی ها با اجاره کردن و توافق با تعاونیهای سایر شهرها هر از گاهی سرویس هایی را به اسم سرویس ویژه ولوو برای جابجایی مسافر مخصوصآ در ایام عید با کرایه های آنچنانی به خطوط خود اضافه می کنند که این اتوبوسها فقط ظاهر و اسمشان شبیه ولوو می باشد درواقع داخل اتاقشان عملا فرقی با اتوبوس های بنز معمولی ندارد.یکی دیگر ازمشکلات مسافران تکابی مخصوصأ در ایام عیدکمبود بلیط می باشد که یکی ازدلایل آن عدم اطلاع رسانی مناسب تعاونی های مذکور برای پیش فروش بلیط می باشد .به نظر میرسد حوزه حمل ونقل عمومی تکاب نیازمند توجه جدی مسئولان امر،و همت مدیران شرکت های تعاونی مسافربری برای ایجاد یک تحول جدی می باشد در غیر این صورت باید شاهد رکود هر روز صنعت گردشگری داخلی و همچنین صنعت توریسم  وخدای نکرده شاهد اتفاقات ناگوار برای هموطنان عزیزباشیم

  نظرات ()
اندرز سقراط حکیم نويسنده: بهروز میرزایی شیرمرد - دوشنبه ۱٦ اسفند ۱۳۸٩

       

روزی سقراط ، حکیم معروف یونانی، مردی را دید که خیلی ناراحت و متاثراست. علت ناراحتیش را پرسید ،پاسخ داد:"در راه که می آمدم یکی از  آشنایان را دیدم.سلام کردم جواب نداد و با بی اعتنایی و خودخواهی گذ شت  و رفت و من از این طرز رفتار او خیلی رنجیدم."
 
سقراط گفت:"چرا رنجیدی؟" مرد با تعجب گفت :"خب معلوم است، چنین رفتاری   ناراحت کننده است."
 
سقراط پرسید:"اگر در راه کسی را می دیدی که به زمین افتاده و از درد وبیماری به خود می پیچد، آیا از دست او دلخور و رنجیده می شدی؟"
 
مرد گفت:"مسلم است که هرگز دلخور نمی شدم.آدم که از بیمار بودن کسی دلخور نمی شود."
سقراط پرسید:"به جای دلخوری چه احساسی می یافتی و چه می کردی؟"
مرد جواب داد:"احساس دلسوزی و شفقت و سعی می کردم طبیب یا دارویی به او برسانم."
 
سقراط گفت:"همه ی این کارها را به خاطر آن می کردی که او را بیمار می دانستی،آیا انسان تنها جسمش بیمار می شود؟ و آیا کسی که رفتارش نادرست است،روانش بیمار نیست؟ اگر کسی فکر و روانش سالم باشد،هرگز رفتار بدی از او دیده نمی شود؟ بیماری فکر و روان نامش "غفلت" است و باید به جای دلخوری و رنجش ،نسبت به کسی که بدی می کند و غافل است،دل سوزاند و کمک کرد و به او طبیب روح و داروی جان رساند.
 
پس از دست هیچکس دلخور مشو و کینه به دل مگیر و آرامش خود را هرگز از دست مده و بدان که هر وقت کسی بدی می کند، در آن لحظه بیمار است.
 
 

با تشکر از آقای حسین احسانی
 

  نظرات ()
به یاد مصدق نويسنده: بهروز میرزایی شیرمرد - پنجشنبه ۱٢ اسفند ۱۳۸٩

سخن بی پرده باید گفت

                        وقت راز پوشی نیست

اگر دشمن از بیم نام تو بر خویش می لرزید

و میکوشید تا گرد فراموشی بپاشد روی نام تو

دلم می گیرد از این هم نبردان و

                               زهمراهان

       که ازخاطر ترا بردند

ندانم من ز روی سهو یا از عمد          

 ترا و راد مردی تو را بردند از خاطر

تو را شیر بزرگ شرق

تو را ای مظهر آزادگی ,حتی

    به نامی یاد ننمودند

           و قلب عاشقانت را

به یادی شاد ننمودند

دریغی نیست

         تو یادت همچو خورشید فروزان

                                      جاودان ماند

                                            ونامت را هزاران سال دیگرنیز

                                                              هرآزاده ای با شوق می خواندو می داند

                 که در روز مصیبت همچو کوهی استوار

                                                                                                از پا نیافتادی

در مورد مصدق چه باید نوشت؟چه می توان نوشت ؟کدامین قلم را یارای نگاشتن  یک دنیا غیرت و آزادگی و مظلومیت این ابر مرد است؟شیرمردی که در اوج بدبختی ها و سیاه روزی های تاریخ ایران و شرق به پا خواست و چنان سیلی محکمی به گوش استعمار غرب  ودر راس آن انگلیس نواخت که صدایش ملت های به خواب رفته را بیدار و توهم شکست ناپذیریه  استعمار و استکبار را از بین برد.

 اما افسوس که حسودان و دشمنان ملت چشم دیدن راد مردیهایش را نداشتند و سرانجام با اجرای سناریوی 28 مرداد 32 او را برای همیشه و تا زمان وفاتش در 14 اسفند 1345 از حضور در میان مردم محروم کردند غافل از این که یاد مصدق در تار و پود این مردم ,با گوشت و خون آن ها عجین شده است.

روحش شاد ،یادش گرامی

 

 

  نظرات ()
فقـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــر نويسنده: بهروز میرزایی شیرمرد - سه‌شنبه ۳ اسفند ۱۳۸٩

 

نکاتی بسیار قابل تامل درباره

فقـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــر

فقر اینه که ۲ تا النگو توی دستت باشه و ۲ تا دندون خراب توی دهنت؛


فقر اینه که روژ لبت زودتر از نخ دندونت تموم بشه؛


فقر اینه که شامی که امشب جلوی مهمونت میذاری از شام دیشب و فردا شب خانواده ات بهتر باشه؛

 
فقر اینه که ماجرای عروس فخری خانوم و زن صیغه ای پسر وسطیش رو از حفظ باشی اما ماجرای مبارزات بابک خرمدین رو ندونی؛


فقر اینه که از بابک و افشین و سیاوش و مولوی و رودکی و خیام چیزی جز اسم ندونی اما ماجراهای آنجلینا جولی و براد پیت و سیر تحولی بریتنی اسپرز رو پیگیری کنی؛


فقر اینه که وقتی با زنت می ری بیرون مدام بهش گوشزد کنی که موها و گردنشو بپوشونه، وقتی تنها میری بیرون جلو پای زن یکی دیگه ترمز بزنی و بهش بگی خوششششگلهههه؛


فقر اینه که وقتی کسی ازت میپرسه در ۳ ماه اخیر چند تا کتاب خوندی برای پاسخ دادن نیازی به شمارش نداشته باشی؛

 
فقر اینه که فاصله لباس خریدن هات از فاصله مسواک خریدن هات کمتر باشه؛


فقر اینه که کلی پول بدی و یک عینک دیور تقلبی بخری اما فلان کتاب معروف رو نمی خری تا فایل پی دی اف ش رو مجانی گیر بیاری؛


فقر اینه که حاجی بازاری باشی و پولت از پارو بالا بره اما کفشهات واکس نداشته باشه و بوی عرق زیر بغلت حجره ات رو برداشته باشه؛


فقر اینه که توی خیابون آشغال بریزی و از تمیزی خیابونهای اروپا تعریف کنی؛


فقر اینه که ۱۵ میلیون پول مبلمان بدی اما غیر از ترکیه و دوبی هیچ کشور خارجی رو ندیده باشی؛


فقر اینه که ماشین ۴۰ میلیون تومانی سوار بشی و قوانین رانندگی رو رعایت نکنی؛


فقر اینه که به زنت بگی کار نکن ما که احتیاج مالی نداریم؛


فقر اینه که بری تو خیابون و شعار بدی که دموکراسی می خوای، تو خونه بچه ات جرات نکنه از ترست بهت بگه که بر حسب اتفاق قاب عکس مورد علاقه ات رو شکسته؛


فقر اینه که ورزش نکنی و به جاش برای تناسب اندام از غذا نخوردن و جراحی زیبایی و دارو کمک بگیری؛


فقر اینه که تولستوی و داستایوفسکی و احمد کسروی برات چیزی بیش از یک اسم نباشند اما تلویزیون خونه ات صبح تا شب روشن باشه؛


فقر اینه که وقتی ازت بپرسن سرگرمی و  هابیهای تو چی هستند بعد از یک مکث طولانی بگی موزیک و تلویزیون؛


فقر اینه که در اوقات فراغتت به جای سوزاندن چربی های بدنت بنزین بسوزانی؛


فقر اینه که با کامپیوتر کاری جز ایمیل چک کردن و چت کردن و موزیک گوش دادن نداشته باشی؛


فقر اینه که کتابخانه خونه ات کوچکتر از یخچالت(یخچال هایت) باشه؛

با سپاس فراوان از سرکار خانم لعیا محبوبی

  نظرات ()
مطالب اخير عزیز عاشقی جاسوس نبود!! گابریل گارسیا مارکز درگذشت دو عکس معنی دار: از سوریه تا ایران آوای تکاب خاموش می شود؟ نیازی به سپاس‌گزاری نیست؛ دعای خیر مردم کافیست آقایان در تراژدی نسخه ای که برای شاهین دژ پیچیده اید تجدید نظر کنید!!! دیگ به دیگ می گه: روت سیاه! تیغ مجلس زیر گلوی دولت جزئیات تحویل مرزبانان ایرانی بوئینگ و جنرال الکتریک مجوز تعمیر و فروش قطعات هواپیما به ایران را گرفتند
دوستان من آینانیوز بانك كتاب ميلاد آوای تکاب شورای شهر تکاب فرمانداری تکاب تکاب شهر گمشده ارومیه کرد پرس تابناک عصر ایران رضا دشتی برنجه English Center طبیعت تکاب وبلاگ طرفداران سلیمی نیا ارومیه نیوز rohollahmirzaee فاش آنلاین تکاب آیسان وبلاگ شخصی عباس حسین پور هیات کوهنوردی تکاب مجله ی انگلیسی تکاب پایگاه اطلاع رسانی شیز ترنج خاتون دل نوشته های من (سنبله برنجی) شهاب کامپیوتر تکاب امروز بوکان پرس کلستون (تکاب) تکاب توریست شورای اسلامی تخت سلیمان تخت نیوز آبشار قینرجه ورزش ايراني پرتال زيگور طراح قالب