بهروز میرزایی شیرمرد
تماس با من
پروفايل من
نويسنده (هاي) وبلاگ بهروز میرزایی شیرمرد
آرشيو وبلاگ
      وبلاگ رسمی بهروز میرزایی شیرمرد (روزنامه نگار مستقل)
21 آذر تبریک یا تسلیت!!! نويسنده: بهروز میرزایی شیرمرد - یکشنبه ٢۱ آذر ۱۳۸٩

باسلام خدمت دوستان عزیز وعرض تسلیت به مناسبت ایام سوگواری سیدالشهدا برای همه شماعزیزان آرزوی موفقیت دارم.  

دوستان امروز یک روز تاریخی برای ملت ایران مخصوصا مردم دلیر آذربایجان است . روز 21 آذر برای مردم آذربایجان دارای دو مفهوم و خاطره ی متفاوتی است. 21 آذر سال 1324 روز جدا شدن آذربایجان از پیکر ایران، و 21 آذر سال 1225 روز نجات و برگشت آذربایجان به دامن مام وطن.

بیش از نیم قرن است که در سالروز 21 آذر، دو بخش مهم سیاسی  ایرانیان، وقایع سالهای 1324-25 در آذربایجان و کردستان ایران را بخاطر میاورند، و تمرکزگرایان خودمختاری گرایان را تجزیه طلب میخوانند، و خودمختاری گرایان هم تمرکزگرایان را قاتل و دیکتاتور خطاب میکنند.

 

تمرکز گرایان، وقتی که از قتل عام خودمختاری گرایان توسط ارتش شاه در 21 آذر میگویند، تصور میکنند که خود میهن پرستان واقعی هستند، و در مقابل از نظر خودمختاری گرایان،  تمرکزگرایان  از انسانیت بوئی نبرده اند،  که اینگونه قسی القلب از زندگی های نابود شده در آن وقایع سخن میگویند.

 

همچنین خود مختاری گرایان تصور میکنند که تمرکزگرایان بی عاطفه هستند،  که نیاز و حقوق مناطق و گروه های قومی و ملی ایران را درک نمیکنند، و در مقابل تمرکزگرایان هم خود مختاری گرایان را،  به عنوان تجزیه طلبانی مینگرند که میخواهند مناطق مختلف ایران را به نیروهای خارجی تسلیم کنند.

 

نیم قرن گذشته است و ما هنوز این شعائر و رسومات را هر سال مشاهده میکنیم.  این تقسیم بی معنی ایرانیان که در صبحگاه قرن بیست و یکم تنها مایه تأسف است، بویژه وقتی که ادامه یافتن آن موجب گمراهی جوانان  است.

 

عده ای سعی میکنند این تصوررا القا کنند که خط فاصل بر مبنای ناسیونالیسم در برابر کمونیسم  ترسیم شده است، و مرتب سعی میکنند که نام پیشه وری را در این رابطه تکرار کنند،  تا  که تحلیل خود را موجه جلوه دهند.  در صورتیکه این مسأله در ایران مدرن،  به زمان طرح انجمن های ایالتی و ولایتی در قانون اساسی مشروطیت بر میگردد.

 

عده ای دیگر هم سعی میکنند خط فاصل را بر مبنای استبداد پارس و ملت های ستمدیده ترسیم کنند.

 

مسئله ای که در جامعه بزرگ آذربایجان و در نمونه ای کوچکتر در تکاب افکار جوانان را به چالش کشیده است همین قوم گرایی است که ریشه پیدایش آن به آذر 24و25 بر میگردد.

 

امروز عده ای از دوستان با دست آویز قرار دادن 21 آذر 24 و تبلیغ خدمات دموکرات ها در آذربایجان و کردستان تفکری جدید برای جوان تکابی به ارمغان آورده اند،تفکری که در گام اول باعث ایجاد نفاق و یک نوع بد بینی متقابل در میان اکراد و آذری ها شد در حالی که این دو جریان در بدو ایجاد باعث اتحاد و همدلی میان مردم آذربایجان اعم از کرد و ترک و ارمنی و غیره شده بود.

حکومت مستقل فرقه دموکرات آذربایجان برای خودش محاسن زیادی داشت. از جمله ایجاد مجتمع دانشگاه تبریز و اسفالت خیابانهای تبریز برای نخستین بار در تاریخ و شرکت زنان در فعالیتهای اداری و حکومتی و تقسیم اراضی. گرچه این اقدامات با حمایت دولت شوروی صورت میگرفت ولی توده مردم هم با فرقه همراه بودند. فرقه از سویی جزو ایران بودن و از سوی دیگر اتحاد با جمهوری شوروی آذربایجان را مطرح میکرد که ایده و هدفی متناقض بود.

امروز این تناقض در میان جوانان تکاب به صورتی دیگر خود را نشان داده است که خلاصه وار به آن می پردازیم :

1 .پدران ما این تفکرات را در بدو ایجاد رد کردند و حتی به فرمان حکومت وقت لبیک گفته به جنگ دموکرات ها رفته ،همه ساله در سالگرد این پیروزی جشن میگرفتند.(عکس بالا یکی از این جشنها را در دهه چهل یاپنجاه نشان میدهد).

٢.حس وطن پرستی ،عرق ملی ،دین و مذهب مشترک ایرانیان و خونی که جوانان ما در راه آزادی و استقلال وطن هدیه کرده اند باعث تردید در انتخاب ایدئولوژی قوم گرایان می شود.

3.از طرفی جریانی که اخیرا در راستای تخریب اقوام در ایران خواسته یا نا خواسته به محوریت فارس گرایی در کشور به وجود آمده وبه تخریب اقوام در رسانه ها ی مختلف می پردازد خون جوان متعصب شهرستانیرا به جوش آورده به عضویت در این جریان های فکری تر غیب می کند . لذا در این آشفته بازار که یکی از دستاوردهای منفی 21 آذز است انتخاب راه درست برای جوانان بسیار سخت شده است .

با این اوصاف نمیدانم 21 آذر را تبریک بگم یا تسلیت!!

  نظرات ()
توضیح چند نکته درباره مطلب <<تکاب غرق در باتلاق نژاد پرستی>> نويسنده: بهروز میرزایی شیرمرد - دوشنبه ۱٥ آذر ۱۳۸٩

بسمه تعالی

 

با عرض تسلیت به مناسبت ایام سوگواری سالار شهیدان و عرض سلام و ادب خدمت دوستان عزیزو تشکر از این که از این وبلاگ بازدید کرده ودر باره آن اظهار نظر می فرمایید.

در این مجال لازم میدانم در رابطه با مطلب <<تکاب غرق در ....>>وانتقادت دوستان گرامی و همچنین بعضی سوءتفاهمات پیش آمده نکاتی را تقدیم حضورتان کنم.

1. بعضی از دوستان معتقدند که چون بنده ساکن تهرانم واز فضای حاکم برتکاب دورم بنابراین صلاحیت اظهارنظر در مورد تکاب و وقایع آن را ندارم:باید عرض کنم سکونت بنده یا به عبارتی مهاجرتم به تهران حاصل شرایط اسفناک اقتصادی حاکم بر تکاب محرومیت ونبود اشتغال است که همه ساله صدها جوان تکابی را از خانه و کاشانه خود آواره کرده وبرای پیدا کردن قوت لایموت  راهی دیار غربت می کند (قابل توجه کسانی که فکر می کنند لای پر قو بزرگ شده ویا زندگی می کنم  )در واقع اگرشهرستان تکاب پتانسیل کافی برای اشتغال زایی برای جوانانش را داشت امروزه این جوانان وطن پرست مجبور نبودند به این تبعید خود خواسته تن در دهند .اما این دلیل نمی شود که بی خیال سرنوشت شهر خود باشند .پس حق داریم فریاد عدالت خواهی سر داده بر علیه بی عدالتی ها بجنگیم.

2. متهم به جهل و بی سوادی وعدم اطلاع از تاریخ شده ام:تمام مطالبی که درباره وقایع 1324 و اقدامات فرقه دموکرات آذربایجان و اشتباهات بزرگ احزاب کردی نوشته ام حاصل سالها مطالعه و تحقیق در این زمینه بوده است واز منابعی از قبیل تاریخ تکاب افشار,جنبش ملی کرد (کریس کوچرا),دروازه های ایران قفل است (موسسه اطلاعات),فراز و فرود جنبش های کردی(جلایی پور)وصدها سایت و وبلاگ و غیره استفاده کرده ام که در صورت لزوم فهرست کامل آنها را منتشر خواهم کرد.

3. بنده را متهم به کرد بودن وخودباختگی کرده اند:من آذری هستم وهمیشه به این که فرزند آذربایجانم به خودم بالیده ام اما همیشه به همشهریان خودم اعم از ترک و کرد واهل حق ارادت داشته و حفظ احترام آن ها را واجب میدانم. و معتقدم باید حساب برخی افراد که به نام اکراد وبه کام دوستان و آشناییان خود ویا گروهی که به آن وابسته اند ,از پست و مقامشان سوءاستفاده کرده و می کنند را از سایر کردها جدا کنیم .خیلی از این ها سالهاست با ما دوست ,همسایه,همکار و همکلاسی بوده اند وهمه ما یک درد مشترک داریم .

4. متهم شده ام به این که بانگاه عاقل اندر سفیه ونگاه از بالا به پایین مسائل را نگریسته وضمن این که خود را عقل کل میدانم برای نخبه گان شهر تعیین تکلیف کرده ام:اولا بنده هیچ وقت مدعی باسوادی یا عقل کلی نبوده ام و همیشه خود را کوچک مردم و خاک پای اندیشمندان و عالمان شهرم میدانم.

ثانیاّ نگاه من به مشکلات تکاب نگاهی کلی و متفاوت از نگاه ناسیونالیسم قومی و مذهبی است و معتقدم اگر مشکلی وجود دارد برای همه اقوام است و اگر قرار است پیشرفتی صورت گیرد باید همه سهیم باشند نه فقط اهالی شریف آباد یا کوی فرهنگیان.

ثالثاّ هنوزم معتقدم که باید نخبه گان وبزرگان شهردست به دست هم داده وبا استفاده از نفوذ خود در میان مردم بویژه جوانان به روشنگری پرداخته واقدامات فتنه گران را در نطفه خفه کنند تا خدای نکرده اتفاقات نقده 58 و بویژه جنایات روستای قارنا این بار در تکاب تکرار نشود. به هر حال اکراد جزیی از واقعیت جامعه امروز تکاب هستند و ما چاره ای جز وحدت با آنها نداریم پس بهتر است دست از افراطی گری برداشته کاری را که به صلاح مردم است انجام دهیم. اعتصمو به حبل الله جمیعاو لا تفرقو.

در پایان از لطف همه شما عزیزان سپاسگزارم و کماکان منتظر پیشنهادات وانتقادات سازنده شما همشهریان جان خواهم ماند. 

  نظرات ()
قلم شکسته نويسنده: بهروز میرزایی شیرمرد - چهارشنبه ۳ آذر ۱۳۸٩

دوستان خوبم سلام ،ضمن عرض تبریک اعیاد قربان و غدیر خم حضور شما می خواهم امروز درباره یک اتفاق مهم با شما صحبت کنم .اتفاقی که در تاریخ این شهر به شکل یک قلم شکسته و به رنگ خون یک انسان بی گناه ثبت شد. دو سال پیش در چنین ایامی شهرستان تکاب پس از سپری کردن یک دوره انجماد خبری و سکوت مرگبار ناگهان در صدر اخبار دنیای مجازی و بعضی از نشریات قرار گرفت ‹‹محمد علی خالقی نژاد خبر نگار تکابی ترور شد››.

خبر مثل یک بمب صدا کرد خیلی ها صدای آن را در آنطرف مرزها شنیدند حتی بعضی از شبکه های ماهواره ای هم نسبت به آن واکنش نشان دادند اما در خود تکاب گوش ها آنقدر سنگین بود که خیلی ها نشنیدند و بعضی ها  هم که شنیدند ککشان نگزید و برای اینکه با وجدان خواب آلود خود کنار بیانند اسم آن را خصومت شخصی گذاشتند.کسانی که هم هنوز قلبشان به عشق این آب و خاک می تپیدجرات اظهار نظر نداشتند.

اما قضییه از این قرار بود که اوایل آبان 87 از طرف آقای خالقی نژاد خبری به رسانه ها مخابره شد که عده ای از اهالی تکاب نسبت به نحوه گازرسانی به شهر معترض شده و با تجمع در مسجد جامع خواستار رسیدگی مسئولان به این موضوع بودند.همزمان با مخابره این خبر فرمانداری تکاب در اقدامی شتابزده و عجیب با ارسال دو نامه سرشار از غلط های املایی و نگارشی به ارباب جراید و سایت ها ضمن تکذیب خبر فوق ،مخابره کنندگان آن ‌‌را وابسته به استکبار جهانی و اسرائیل خوانده بود ودر اقدامی غیر قانونی دستور لغو خبرنگاری خالقی نژاد و فرزندش را صادر کرده بود.این دو نامه که به مهر و امضای آقای دولتی فرماندار سابق منتشر شد به قدری عجولانه بود که حتی تهیه کنندگان فرصت نکرده بودند آنها را باز خوانی کرده و غلط های نگارشیشان را اصلاح کنند.

انتشار نامه ها علاوه بر این که خواست فرمانداری را بر آورده نکرد بلکه باعث شد که خیلی از بینندگان سایت ها مدتها به ریش ما تکابی ها بخندند.

جالب بود شهری که شاعران و ادیبانش زبانزد خاص و عام بودند حالا مسئولانش مضحکه خاص وعام شده بودند .

روزها سپری می شد و عرصه بر خالقی و فرزندش امیر تنگ تر می شد تا اینکه خبر رسید محمد علی خالقی نژاد صبح روز 4 آذر توسط دو موتور سوار مورد حمله قرار گرفته و پیکر زخمی اش را به رودخانه ای که از داخل شهر می گذرد اندختند و ضمن فحاشی به او تذکر داده اند که در کاری که به او مربوط نیست دخالت نکند. انتشار این خبر دل خیلی از همشهریان روشنفکر را آتش زد اما چکار باید میکردند ؟کاری از دست کسی بر نمی آمد هوا بس ناجوانمردانه سرد بود .

آذر 87 با همه اتفاقات ناگوارش سپری شد ،خالقی نژاد به آغوش گرم خانواده اش برگشت،تکاب گاز رسانی شد،زمستان 87 هم گذشت و رو سیاهی مثل همیشه برای زغال ماند و بس.

از بعد سیاسی هم آذر 87 جز ریختن آب به آسیاب دشمن و دادن سوژه برای تخریب چهره نظام دست آورد دیگری نداشت.

اما آیا امروز که مردم تکاب از نعمت گاز برخوردارند ودر منازل گرم خود کنار بخاری لم می دهندیادی از محمد علی خالقی نژاد میکنند؟امیدوارم اینطور باشد.

متاسفانه در در این چند سال اخیر اینطور بوده که برای بدست آوردن پیش پا افتاده ترین چیزها برای تکاب باید عده ای از جان و مال و آبروی خود بگذرند تا مردم در آسایش باشند.باید قدر این عزیزان را بدانیم و قدر دان خون دل خوردن آنها باشیم .من از طرف مردم فهیم تکاب دست خبر نگار محبوب و فداکار شهرمان را میبوسم وبرای او و خانواده اش آرزوی سلامتی و موفقیت روز افزون دارم و هر سال روز 4 آذر را به خاطر فداکاریش پاس خواهم داشت.

  نظرات ()
مطالب اخير پشت پرده ها پنج پندار اشغالگری دموکراسی نمی آورد (مقاله دکتر ظریف در روزنامه جمهوریت ترکیه) فقر در عین غنا نامه سرگشاده به امام جمعه تکاب تشکر از سلطان صلح سرپرست دانشگاه آزاد اسلامی مرکز تکاب معرفی شد روشنفکری و روشنفکر مآبی نقدی بر یک حرکت زشت دور خیز فرمانداری برای توسعه تکاب
دوستان من دل نوشته های من (سنبله برنجی) وبلاگ شخصی عباس حسین پور شورای اسلامی تخت سلیمان وبلاگ طرفداران سلیمی نیا پایگاه خبری وتحلیلی مفید پایگاه اطلاع رسانی شیز تکاب شهر گمشده ارومیه مجله ی انگلیسی تکاب هیات کوهنوردی تکاب رضا دشتی برنجه rohollahmirzaee شورای شهر تکاب اعتدال نیوز-تکاب English Center بانك كتاب ميلاد فرمانداری تکاب شهاب کامپیوتر طبیعت تکاب یاشار گوهری آبشار قینرجه برتر از گوهر ترنج خاتون ارومیه نیوز تکاب آیسان تکاب اخگر فاش آنلاین آوای تکاب عصر ایران کرد پرس تخت نیوز باران امید آینانیوز تابناک ورزش ايراني پرتال زيگور طراح قالب