بهروز میرزایی شیرمرد
تماس با من
پروفايل من
نويسنده (هاي) وبلاگ بهروز میرزایی شیرمرد
آرشيو وبلاگ
      وبلاگ رسمی بهروز میرزایی شیرمرد (روزنامه نگار مستقل)
ادامه سریال طومارهای بی پاسخ (این قسمت عباسیه ارشاد) نويسنده: بهروز میرزایی شیرمرد - پنجشنبه ۱٧ آذر ۱۳٩٠

طومار نویسی را می توان یکی از قدیمی ترین روش هایی دانست که احاد ملت بنا به مقتضیات زمان و با توجه به شرایط جامعه خود به آن روی آورده و به وسیله آن خواست خود را به گوش مقامات حکومتی می رسانند.گاهی نیز این روش به یک اپیدمی در جامعه مبدل گشته و افراد مختلف با توجه به منافع جامعه و حتی در مواردی بخاطر منافع شخصی خود بر له یا علیه شخص ،گروه یا دسته ای اقدام به طومار نویسی و جمع آوری امضاء می کنند.

 شهرستان تکاب نیز از این قاعده مستثنی نبوده و در این چند سال اخیر بارها شاهد نوشته شدن این گونه طومارها از سوی برخی افراد و گروهها به بهانه های مختلف بوده ایم.اما براستی کدامیک از این نامه ها گره از کار این شهر و مردمانش باز کرده است؟

تصویر فوق نشان دهنده طومار جدیدی است که به همت برخی از همشهریان تهیه شده ودر هیئت های عباسیه شماره یک و عباسیه ارشاد ،برای دعوت از مقام معظم رهبری به استان آذربایجان غربی و علی الخصوص شهرستان تکاب در شب های هشتم و نهم محرم به امضاءعزاداران رسید.

این که عده ای از همشهریان فهیم بخاطر احساس مسئولیت در قبال مشکلات موجود در تکاب با گذشتن از مال و وقت با ارزش خود و در راه اعتلای نام وطن دست به اقداماتی این چنین بزنند  بسیار ارزنده و قابل ستایش است  اما با توجه به سابقه طولانی این کار در شهرستان تکاب و خروجی ناموفق آن بنظر میرسد باید در این زمینه تغییر تاکتیک داده و باآزمودن آزموده های قبلی وقت خود را تلف کرده و به خطا نرویم.

امروز تکاب نیازمند یک همت گروهی در چهارچوب یک برنامه ریزی کلان و کارشناسی شده در زمینه احقاق حق خود است و این کار مستلزم مشخص شدن متولیان این گونه امور و همت این افراد در ایجاد هماهنگی و هدایت افکار عمومی به سوی در خواست مطالبات جامعه خود می باشد و گرنه با این گونه کارهای سطحی باری ازدوش مردم تکاب برداشته نمی شود.

  نظرات ()
  نويسنده: بهروز میرزایی شیرمرد - جمعه ۱۱ آذر ۱۳٩٠

 

  نظرات ()
به مناسبت سالروز حمله افراد ناشناس به روزنامه نگاری که قلمش آتشین بود نويسنده: بهروز میرزایی شیرمرد - شنبه ٥ آذر ۱۳٩٠

قلم شکسته روزنامه نگار منتقد

روز 4 آذر یک روز تاریخ ساز و برگی زرین از تاریخ معاصر شهرستان تکاب به شمار میرود که متاسفانه کمتر به آن پرداخته ایم و آن را مثل بسیاری از داشته هایمان در هزار توی روزمرگی های زندگی به فراموشی سپرده ایم .داستان 4 آذرفصل خونینی از کتاب قطور مصائب تکاب و مردمش به شمار می رود.

4 آذر قصه دردناک بزرگمرد بی ادعای شهر محروم من است که در راه رساندن فریاد محرومیت محرومان وطنم،مظلومانه در خون خود غلطید.

داستان 4 آذر 87 را خیلی ها شنیده اند اما قصد دارم تا در سومین سالگرد این حادثه دوباره آن را بازگویی کنم تا شاید وجدان های خفته مسببان آن بیدار شده و آنها را به تعقل و تفکر وادارد.اما در آن روزها.......

اوایل آبان 87 از طرف آقای خالقی نژاد خبری به رسانه ها مخابره شد که عده ای از اهالی تکاب نسبت به نحوه گازرسانی به شهر معترض شده و با تجمع در مسجد جامع خواستار رسیدگی مسئولان به این موضوع بودند.همزمان با مخابره این خبر فرمانداری تکاب در اقدامی شتابزده و عجیب با ارسال دو نامه سرشار از غلط های املایی و نگارشی به ارباب جراید و سایت ها ضمن تکذیب خبر فوق ،مخابره کنندگان آن ‌‌را وابسته به استکبار جهانی و اسرائیل خوانده بود ودر اقدامی غیر قانونی دستور لغو خبرنگاری خالقی نژاد و فرزندش را صادر کرده بود.این دو نامه که به مهر و امضای آقای دولتی فرماندار سابق منتشر شد به قدری عجولانه بود که حتی تهیه کنندگان فرصت نکرده بودند آنها را باز خوانی کرده و غلط های نگارشیشان را اصلاح کنند.

روزها سپری می شد و عرصه بر خالقی و فرزندش امیر تنگ تر می شد تا اینکه خبر رسید محمد علی خالقی نژاد صبح روز 4 آذر توسط دو موتور سوار مورد حمله قرار گرفته و پیکر زخمی اش را به رودخانه ای که از داخل شهر می گذرد اندختند و ضمن فحاشی و توهین به وی تذکر داده اند که در کاری که به او مربوط نیست دخالت نکند.

خبر مثل یک بمب صدا کرد خیلی ها صدای آن را در آنطرف مرزها شنیدند حتی بعضی از شبکه های ماهواره ای هم نسبت به آن واکنش نشان دادند اما در خود تکاب گوش ها آنقدر سنگین بود که خیلی ها نشنیدند و بعضی ها  هم که شنیدند ککشان نگزید و برای اینکه با وجدان خواب آلود خود کنار بیانند اسم آن را خصومت شخصی گذاشتند.از بعد سیاسی نیز آذر 87 جز ریختن آب به آسیاب دشمن و دادن سوژه برای تخریب چهره نظام دست آورد دیگری نداشت.

آذر 87 بالاخره با همه اتفاقات ناگوارش سپری شد ،خالقی نژاد به آغوش گرم خانواده اش برگشت،تکاب گاز رسانی شد،زمستان 87 هم گذشت و رو سیاهی مثل همیشه برای زغال ماند و بس.محمدعلی خالقی نژاد باز هم قلم در دست گرفته و میجنگد ،ترکیب قدرت در تکاب عوض شده است اما هدف همچنان باقیست و او خستگی ناپذیر در حال جنگ است.در سالگرد آن حادثه تلخ دست استاد را می بوسیم و برایشان از خداوند سلامتی و پیروزی در همه عرصه ها را خواستاریم .

 

  نظرات ()
مطالب اخير نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران استخدام می نماید برخورد سلبی درجمع آوری عرضه قلیان‌ها کارساز نیست استیضاح هیچ وزیری در فراکسیون امید منتفی نیست جوابیه معاون فرماندار تکاب به یک مطلب نمی‌توان با هدف بی‌خبر ماندن مردم، به سانسور روی آورد فرماندار با عباسی چه می کند...؟ سلامی دوباره.... واکنش دکتر هاشمی به شایعات الحاق دانشگاه آزاد تکاب به میاندوآب، تضعیف جایگاه تکاب و تشدید وابستگی میان اختیارات شوراها و انتظارات مردم شکاف عمیقی وجود دارد
دوستان من دل نوشته های من (سنبله برنجی) وبلاگ شخصی عباس حسین پور شورای اسلامی تخت سلیمان وبلاگ طرفداران سلیمی نیا پایگاه خبری وتحلیلی مفید پایگاه اطلاع رسانی شیز تکاب شهر گمشده ارومیه مجله ی انگلیسی تکاب هیات کوهنوردی تکاب رضا دشتی برنجه rohollahmirzaee شورای شهر تکاب اعتدال نیوز-تکاب English Center بانك كتاب ميلاد فرمانداری تکاب شهاب کامپیوتر طبیعت تکاب یاشار گوهری آبشار قینرجه برتر از گوهر ترنج خاتون ارومیه نیوز تکاب آیسان تکاب اخگر فاش آنلاین آوای تکاب عصر ایران کرد پرس تخت نیوز باران امید آینانیوز تابناک ورزش ايراني پرتال زيگور طراح قالب