بهروز میرزایی شیرمرد
تماس با من
پروفايل من
نويسنده (هاي) وبلاگ بهروز میرزایی شیرمرد
آرشيو وبلاگ
      وبلاگ رسمی بهروز میرزایی شیرمرد (روزنامه نگار مستقل)
از صف آیفون تا صف مرغ!!! نويسنده: بهروز میرزایی شیرمرد - شنبه ۳۱ تیر ۱۳٩۱

  نظرات ()
اوستاد کریمی مراغه ای دن بیر طنز شعر نويسنده: بهروز میرزایی شیرمرد - شنبه ۳۱ تیر ۱۳٩۱

رمضان گلدی

رمضان گلدی جماعت گینه سلمان اولاجاق

دین اسلام اوجالوب خلق مسلمان اولاجاق

گله جاق غیرته فاسق اولاجاق اهل تمیز

ائتدیقی معصیته جمله پشیمان اولاجاق

بزنوب خار مغیلان گیره جاق گل دونونا

نخل سنجد دوزه لوب سرو خرامان اولاجاق

مسجدون تاخجاسی حسرت قالاجاق مهر اوزونه

هره بیر مهر تاپوپ بنده ی یزدان اولاجاق

بیر محرمده چیخوب شاهقلی بیگ مسجددن

بیرده بو آیدا گلوب داخل ایوان اولاجاق

اون بیر آییدور یومویوبدور گ...یار قلی بیگ

ایمدی حمامه گئدوب شاد و خرامان اولاجاق.......



ادامه مطلب ...
  نظرات ()
مسجد جامع تکاب یادگاری درخشان از مردمی از جنس بلور نويسنده: بهروز میرزایی شیرمرد - چهارشنبه ٢۸ تیر ۱۳٩۱

  نظرات ()
روسپیگری مجازی، تنها با یک کارت شارژ! نويسنده: بهروز میرزایی شیرمرد - پنجشنبه ٢٢ تیر ۱۳٩۱

یک شارژ 2 یا 5 هزار تومانی. این تمام دستاورد کاسبی جدید است برای روسپیان اینترنتی. کارشان شده از صبح تا شب پای اینترنت نشستن و دنبال مشتری گشتن. از هر راهی هم استفاده می‌کنند. مسنجر یاهو یا فیس‌بوک. برایشان فرقی ندارد کجا هستند. برایشان شارژهای تلفن همراه مهم است و مشتریان پر و پا قرص. جستجویی کوتاه در لابه‌لای شبکه‌های مجازی یا اتاق‌های مسنجر خیلی از آنها را نشان می‌دهد. بعضی‌هاشان واقعاً روسپی‌اند و بعضی‌هاشان هم به دنبال دزدی اینترنت.

شارژ 2 تومانی 10 دقیقه؛ تست هم نمی‌دهم!

راهش خیلی ساده است. آن‌ها با ساختن یک «آی دی» به دنیای چت وارد می‌شوند. نام و نشانی که می‌تواند هیچ بویی از واقعیت هم نبرده باشد. نام و نشانی مجازی در دنیایی مجازی. دنیایی آمارها نشان می‌دهد 70 درصد حاضران‌اش را جوانان تشکیل می‌دهند. 55 درصدشان بین 16 تا 25 و 45 درصد هم بالاتر از 25 سال. برای پیدا شدنشان تنها چند دقیقه حضور در اتاق‌های چت کافی است. با این جمله خود را معرفی می‌کنند. من ... هستم. ... ساله. شارژ می‌گیرم. وب (ارتباط تصویری) می‌دهم. وُیس (ارتباط صوتی) هم می‌دهم.

بعضی‌هاشان می‌گویند تست هم می‌دهم تا مطمئن شوید و بعضی‌هاشان هم اهل تست دادن نیستند. وقتی با آنها چت خصوصی را آغاز می‌کنی حرفی ندارند جز اینکه اول شارژ می‌خواهند. کارشان را وقتی آغاز می‌کنند که شارژ بگیرند. بساط چانه‌زنی اینجا هم برپاست. بعد از چانه‌زنی‌های معمول، رقم می‌شود 10 دقیقه وب، یک شارژ 2 هزار. نیم ساعت، یک شارژ 5 هزار تومانی. آن‌ها تن‌فروشی می‌کنند، بدن خود را به نمایش می‌گذارند، حرف می‌زنند و هر کاری که بخواهی می‌کنند تا در نهایت از دیدنشان خسته شوی. خسته که شدی می‌روند سراغ مشتری بعدی. روایت مکرری که در روز بارها صورت می‌گیرد. بگذریم از اینکه در این بین بعضی دزدهای اینترنتی هم هستند که از این ترفند استفاده می‌کنند تا فقط شارژ بگیرند و باز بگذریم از آن‌هایی که شارژ دادنشان دزدی است.



از دنیای مجازی تا دنیای واقعی

اغلب روسپیان اینترنتی، کارشان را فقط در دنیای مجازی سکه .......


ادامه مطلب ...
  نظرات ()
عیسی زاده: شما کجا نوکر مردم هستید؟ نويسنده: بهروز میرزایی شیرمرد - سه‌شنبه ۱۳ تیر ۱۳٩۱

به گزارش افکارنیوز، نماینده مردم میاندوآب و تکاب در مجلس شورای اسلامی در گفت و گو با تابناک خطاب به اعضای کابینه گفت: می خواهم این سوال را از آقایان وزراء بپرسم که آیا شما در این مدت خرید کرده اید؟ می دانید گوجه کیلویی چند است؟ می دانید هندوانه کیلویی چند است؟ آیا می دانید قیمت نان چند است؟ مردم هم گران می خرند و هم نان بی کیفیت تحویل می گیرند. حداقل کیفیت نان ها را خوب کنید. نان هایی به مردم می دهند که واقعا بی کیفیت است اما چاره چیست؟

این عضو برجسته کمیسیون اجتماعی مجالس هشتم و نهم با بیان اینکه زیر کاسه دولت و وزارا نیم کاسه ای است، گفت: اگر آقایان حاضر در دولت واقعا نمی توانند اوضاع را کنترل کنند، استعفا بدهند، تا کسی بیاید و کنترل کند. در کشور افرادی هستند که می توانند این بازار اشفته را کنترل کنند. ما سخت ترین شرایط را کنترل کرده ایم؛ جنگ بر ما تحمیل شد در حالی که حتی نمی توانستیم فشنگ تهیه کنیم. ضد انقلاب در تهران آشوب به پا کرد اما آنها را نیز کنترل کردیم. بازار بارها بالا و پایین شده و کنترل کرده ایم. چرا الان نمی توانند کنترل کنند؟ آیا واقعا نمی توانند؟! به نظر من می‌توانند اما زیر کاسه‌شان نیم کاسه ای است و تحریم را بهانه قرار داده اند.

وی با انتقاد از فرافکنی دولت و انداختن تقصیرها به گردن تحریم‌ها، اظهار داشت: زمین و گندم که داریم، گندم را که تحریم نکرده اند, الان خانواده هایی هستند که نان خالی ندارند، بخورند. یک خانوار ۶ نفره که تنها برای خرید نانش در هر ماه ۳۰۰ هزار تومان نیاز دارد، چگونه می تواند سایر مایحتاج و خوراک خود را تامین کند. بسیاری از مردم درآمدی ندارند. افرادی هستند که در بیقوله ها نشسته اند و نان خالی ندارند، بخورند.

عیسی زاده با بیان اینکه باید به فکر مردم باشیم. ما اگر چیزی داریم از مردم داریم، عنوان داشت: می‌گویند ما نوکر مردم هستیم اما اگر نوکری اینچنین است، مردم چنین نوکرانی نمی خواهند! نوکران مردم باید کمتر بخوابند تا مردم در آسایش باشند. آقا بیشتر می خورد و نوکر کمتر، آقا بهتر می پوشد و نوکر کمتر، ‌آقا می خورد و باقی مانده را به نوکر می دهد؛‌ کجا اینگونه است؟ کجا شما نوکر مردم هستید؟ کجا شما خادم مردم هستید؟ آیا از درد مردم گرسنه خبر داریم؟ به خدا قسم مردم گرسنه اند!!

این عضو اصولگرای مجالس هشتم ونهم ضمن بیان اینکه اینها سیاه بازی و حرف های تبلیغاتی نیست، گفت: این حرف کسی است که سال ها خاک خورده است. من مقلد رهبر انقلاب هستم و بدون اجازه ایشان آب نمی خورم اما اینها واقعیت است. اگر می خواهیم در این ایام شعبانیه مسیر ظهور آقا را فراهم کنیم باید دلها را نیز مهیا کنیم. دلهایی که از گرسنگی و تورم، ‌بیکاری و فشارهای خارجی تیره و تار شده است. نمی شود که تمام فشارها را فقط مردم تحمل کنند. مسئولین نیز باید گوشه ای از این بار را بر دوش بکشند. مردم این همه گذشت و فداکاری از خود نشان داده است و الان وقت آن است که نوکری آنها را بکنیم اما ما نوکران درست و حسابی ای نیستیم و نوکری و آقایی جابجا شده است.

منبع:روزنامه الکترونیکی آوای تکاب


ادامه مطلب ...
  نظرات ()
فرمانداری تکاب و مماشات با صاحبان معادن تابه کی؟به چه قیمت؟ نويسنده: بهروز میرزایی شیرمرد - دوشنبه ۱٢ تیر ۱۳٩۱


آیا فرمانداری تکاب از طرف لابی های قدرت و ثروت تحت فشار است؟!

جناب فرماندار! آنچه که در این معادن رخ می دهد نارضایتی زیادی در میان مردم و دلسوزان تکاب ایجاد کرده است

 

در این چند سال اخیردرباره وجود گونه های مختلف کانسنگ های معدنی در منطقه تکاب و  کمیت و کیفیت این منابع خدادادی و نقشی که بهره برداری اصولی از این معادن می تواند در توسعه و پیشرفت شهرستان تکاب و روستاهای اطراف ، به لحاظ اقتصادی و به موازات آن در سایر زمینه ها  داشته باشد، سخن ها بسیار گفته شده است و هر کس به فراخور اندیشه و گاها تخصص خود در سخنرانی ها  و با قلم فرسایی در نشریات و سایت های مختلف در این زمینه اظهار نظر نموده است و با ارائه پیشنهادات و انتقادات به مسئولان، سعی در کمک به تحقق رویای پیشرفت در این شهرستان کرده است اما متاسفانه انگار نه انگار که در این شهر گوشی شنوا و چشمی بینا در میان مسئولان امر برای شنیدن و دیدن واقعیت ها یافت نمی شود.

با نگاهی به چگونگی فعالیت و بهره برداری از معادن تکاب در دهه اخیر  و بررسی موضع نه چندان قاطع، بی برنامه وناهماهنگ مسئولان شهری در قبال این فعالیت ها، شاهد این هستیم که وجود این معادن نه تنها کمکی محسوس به پیشرفت تکاب نکرده است بلکه در بیشتر مواقع با آسیب هایی که به محیط زیست ، جاده ها و سایر زیر ساخت های شهری وارد کرده ، جلوی اندک خیز لاکپشتی به سمت توسعه را نیز از این شهر گرفته است.

فقدان یک متولی قوی در این زمینه و عدم نظارت بر چگونگی کشف و ثبت و بهره برداری از این معادن از طرف دولت ، زمینه را برای فعالیت عده ای سود جو و فرصت طلب فراهم کرده تا با هجوم به منطقه و با پشتیبانی لابی های زر و زور دست به استثمار نیروی کار بومی،تخریب محیط زیست و در نهایت غارت سرمایه های طبیعی بزنند.

امروز تکاب به گفته مطلعین در زمینه معادن با دارا بودن تقریبا یکصد و هشتاد معدن فعال و غیر فعال، فاقد اداره صنعت و معدن و تجارت می باشد و فرمانداری تکاب به عنوان تنها نهاد دولتی به مرجعی برای رسیدگی به تظلمات کارگران و اعتراض روستاییان و حل مشکلات صاحبان معادن مبدل شده است و این در حالی است که نگارنده در شهرهایی به مراتب کوچک تر از تکاب و در عین حال فاقد حتی یک معدن شاهد ایجاد اداره مذکور از طرف دولت بوده است.

اما مقصود از نگارش این مطلب این است که فرماندار محترم تکاب از زمانی که با این سمت ، قدم به این شهرستان گذاشته اند همواره با مسائل  معادن علی الخصوص در آقدره و زره شوران در گیر بوده اند و حتی پای نمایندگان مجلس را نیز به قضیه باز کرده اند که جای تشکر دارد اما مواضع ایشان نیز مانند اسلافشان تا به حال آنطور که باید مفید به فایده برای تکاب و منطقه نبوده است.

شاید این گونه به نظر برسد که فرماندار محترم با امید بستن به ایجاد اشتغال در منطقه سعی در کنار آمدن با معدن داران داشته و برخورد مسالمت آمیز را به برخورد قانونی ترجیح بدهند ، اما جناب فرماندار! آنچه که در این معادن  رخ می دهد نارضایتی زیادی در میان مردم و دلسوزان تکاب ایجاد کرده است که نمونه هایی از آن را می توانید با مراجعه به وب سایت ها و وبلاگ ها مشاهده بفرمایید.

مسائل مهمی چون آلودگی آب های سطحی و زیر سطحی منطقه علی الخصوص در شیرمرد و زره شوران و عدم توجه کارخانه ها به دستورات و توصیه های اداره بهداشت ،تخریب و نابودی محیط زیست در روستاهای اغولبیک ،بلوز و یولقون آغاج و نابودی اراضی اوقافی منطقه,عدم توجه به سلامتی پرسنل در مقابل آلودگی های مختلف از جمله جیوه وسیانور ،بیماری ها و گاها شایعاتی در مورد مرگ مشکوک کارکنان معادن طلا ، شایعه آلودگی محصولات کشاورزی شیرمرد و آقدره ،شایعه اعلام جرم اداره بهداشت تکاب از برخی از معادن به دلیل توجه نکردن به توصیه های آن اداره ضمن تشدید نگرانی ها در جامعه،  این سوال را در اذهان آشفته مردم ایجاد می کند که دلیل مماشات فرمانداری در مقابل این گروه چیست و چرا برخوردی قاطع با متخلفان نمی کند؟

آیا تعطیلی واحد های متخلف وضع را از این که هست بدتر خواهد کرد؟

آیا فرمانداری تکاب از طرف لابی های قدرت و ثروت تحت فشار است ؟

آیا قدرت و ابزار لازم برای برخورد با این افراد را ندارد ؟

آقای فرماندار! امروز فعالیت این معادن  نوعی بی اعتمادی و بد بینی را در میان مردم به وجود آورده است که ادامه این روند می تواند بسیار خطرناک بوده و تاثیر بسیار بدی در آینده منطقه مخصوصا در زمینه جذب سرمایه گذارو توسعه منطقه بگذارد.

امروز انتظار مردم از فرمانداری دفاع از حقوق شهروندان ، دفاع از محیط زیست، وادار کردن معدن داران به فعالیت در چهارچوب قانون و تضمین سلامتی مردم در مقابل غول های سرمایه داری است که در چند سال اخیر با سوء استفاده از حسن نیت دولت و ملت وضع اسفناک کنونی را رقم زده اند.

  نظرات ()
یک شب من و مولوی کرد در سلیمانیه نويسنده: بهروز میرزایی شیرمرد - دوشنبه ٥ تیر ۱۳٩۱

چند وقت بود که خیلی احساس خستگی می کردم ،حسابی کلافه بودم ،دستم به کاری نمی رفت نمیدونستم  باید چیکار کنم با چند تا از دوستانم مشورت کردم و بهم پیشنهاد کردند که حتما یه مسافرت برم.اما به کجا؟خیلی فکر کردم اما عقلم به جایی قد نمیداد .می خواستم یه جایی برم و مدتی از مسائلی که فکرمو مثل خوره می خوردند دور بشم ،به خودم گفتم اصلا به من چه ربطی داره که چرا فرماندار تکاب حاضر نشد خانوادشو بیاره به تکاب!به من چه ربطی داره که چرا محبی نیا را بعد از اون همه بی مهری آوردن تکاب و بالای خونشون جا دادند!به من چه  که چرا شورای شهر سایتش بروز نیست !تا کی باید بگیم معادن تکاب را غارت می کنند و محیط زیست را به گند کشیدند.این همه نوشتیم چی شد؟

باید برم یه جایی که نه خبری از داعی و دولتی باشه نه بیگی نه عیسی زاده و نه هیچ کس دیگه!وسایلمو جمع کردم به اتفاق یکی از دوستانم راهی اقلیم کردستان عراق شدیم!!!!

جای همه شما خالی ،خیلی خوب بود با آنکه چند سال بیشتر نیست که با سقوط دیکتاتور عراق تازه دارن نفسی به راحتی می کشند اما پیشرفت خوبی داشتند.

روز اول که وارد سلیمانیه شدیم تقریبا همه جای شهر را زیر و رو کردیم حس خوبی داشتم خطم خاموش بود ،به اینترنت دسترسی نداشتم تو دنیای بی خبری غوطه ور بودم و از زندگی لذت میبردم.بعد از صرف شام به دوستم پیشنهاد کردم سری به یکی از  پارک های معروف شهر به نام پارک آزادی بزنیم و اون بنده خدا هم وقتی شور و اشتیاق مرا دید علی رغم خستگی مفرط قبول کرد .

پارک آزادی را  به خاطر وجود مجسمه های زیاد از شخصیت های کرد پارک مجسمه ها هم می گویند .با این که تصمیم گرفته بودم به تکاب و مشکلاتش فکر نکنم اما یک لحظه به یاد مجسمه های سرو گوش و دم شکسته پارک ملت خودمان افتادم و به خودم گفتم کاش ایوب افشار نژاد اینجا بود و با دوربینش چندتا عکس به یادگاری می گرفت!

با دقت مجسمه ها را نگاه می کردم که نکند مجسمه های دزدیده شده از میادین تهران را هم اینجا آورده باشند که ناگهان صدایی منو در جای خود میخکوب کرد یکی در گوشم گفت (خیلی نامردید) با تعجب رو به دوستم کردم و گفتم با من بودی؟  گفت نه خیالاتی شدی؟!! گفتم نه مطمئنم یکی با من حرف زد! دوستم بی تفاوت شانه اش را بالا انداخت ازم دور شد تا خواستم حرکت کنم دوباره صدایی آمد (آهای با تو ام حواست کجاست من اینجام بغل دستت)سریع به سمت صدا برگشتم دیدن بازم کسی نیست جز یک مجسمه !!!رو به مجسمه کردم و گفتم با من بودین؟گفت بله. گفتم شما؟ با ناراحتی گفت چی شد به این زودی یادت رفت ؟

من همونم که تو شهرتون به خاطر مجسمه ام اون الم شنگه را راه انداختید و دلم را شکستید بهم گفتین بی هویت؟ همون که نزاشتین تندیسم را تو شریف آباد نصب بکنن.من مولوی کرد عراقیم ،سید عبدالرحیم تاوگوزی، متخلص به معدومی و مشهور به مولوی کرد، شاعر و عارف نامی کرد، در سال ۱۸۰۶ میلادی در روستای سرشاته در کردستان عراق به دنیا آمدم. در حلبچه، سنندج، سلیمانیه، پاوه و مهاباد به کسب علم پرداختم و عمده شهرتم به واسطه اشعار عاشقانه است.اما دلم از دست شما تکابی ها خون است.

گفتم جناب مولوی اجازه بدین توضیح میدم سریع به وسط حرفم پرید و گفت هیس!!لازم نکرده خودم همه چیزو میدونم برو بهت خوش بگذره اما هر وقت رفتی تکاب سلام منو به کاک حسین میکاییلی برسان و بگو حداقل ماهی یه بیت از اشعار منو بزارن تو سایت شورا با یک عکس از ایوب افشارنژاد و یک مطلب از کاک اکبر فیضی تا ضمن بروز رسانی سایت یه حالی هم از این آنلاینی ها بگیرن.

از مولوی جدا شدم و در راه برگشت به این فکر می کردم که یاد وطن همیشه  درگوشت و خون و پوست من جای دارد و هر جای دنیا که باشم باز به یاد تکاب عزیزم خواهم بود و در راه اعتلایش قلم خواهم زد هرچند که گوش شنوایی نباشد.

 

 

 

  نظرات ()
بیانیه مشترک سایت های خبری ایران درباره ماجرای کاریکاتوریست اراکی نويسنده: بهروز میرزایی شیرمرد - شنبه ۳ تیر ۱۳٩۱

اگر قرار بود که کشیدن کاریکاتور چهره های سیاسی ، ورزشی ،هنری و ... مستوجب شلاق و تعزیر باشد ، می بایست افرادی مانند مرحوم صابری فومنی و همکارانش در "گل آقا" بارها و بارها به شلاق و حبس و اعدام محکوم می شدند!

در پی انتشار خبر محکومیت یک کاریکاتوریست اراکی به 25 ضربه شلاق ، آن هم به دلیل کشیدن کاریکاتوری متعارف از نماینده این شهر در مجلس شورای اسلامی ، سایت های خبری ایران با صدور بیانیه مشترکی ، خواستار تجدید نظر در این باره و اصلاح روش های برخورد با رسانه ها شدند.

متن بیانیه به شرح زیر است:

"مطلع شده ایم که چندی پیش ، یک کاریکاتوریست اراکی به دلیل یک اقدام متعارف و معمول رسانه ای ، به تحمل تازیانه محکوم شده است. وقتی خبر را شنیدیم که محکمه ای ، کاریکاتوریست یک رسانه محلی را به دلیل کشیدن کاریکاتور نماینده اراک در مجلس شورای اسلامی "مجرم" شناخته و حکم داده که 25 ضربه شلاق به او بزنند ، گمان اصلی مان این بود که یا با شایعه ای مضحک مواجهیم و یا کاریکاتور ترسیمی ، واجد وصف مجرمانه "توهین" - ان هم در حد اعلا - بوده است که باعث شده اولاً یک نماینده با آن همه مشغله کاری ، ره به شکایت برد و ثانیاً دادگاه اراک نیز با بررسی تخصصی کاریکاتور ، آن را مصداق توهین بداند و چنان حکم سنگین و عجیبی را صادر نماید!

با این حال ، مشاهده و بررسی کاریکاتور  -که نماینده مذکور را در لباس ورزشی نشان می دهد- حاکی از آن است که کوچکترین بی حرمتی و توهینی در آن مستتر نبوده و معلوم نیست محکمه اراک ، بر چه اساسی چنین حکم عجیبی را انشاء کرده است؟!

اگر قرار بود که کشیدن کاریکاتور چهره های سیاسی ، ورزشی ،هنری و ... مستوجب شلاق و تعزیر باشد ، می بایست در هر شهری ، شعب متعددی از محاکم به بررسی کاریکاتورها و صدور احکام شلاق برای کاریکاتوریست ها اختصاص می یافت و افرادی مانند مرحوم صابری فومنی و همکارانش در "گل آقا" بارها و بارها به شلاق و حبس و اعدام محکوم می شدند!

وانگهی در کشوری که کاریکاتور شخصیت هایش از رئیس جمهور و رئیس مجلس گرفته تا وزرا و نمایندگان و دیگران ، کشیده و منتشر می شود و این ، امری متعارف است ، بر چه مبنایی می توان نماینده اراک را مستثنی کرد و کشیدن کاریکاتورش را مستوجب شلاق دانست؟!

این حکم ، نه تنها هیچ نسبتی با عدالت ندارد بلکه پیش از آن که درباره کاریکاتوریست اراکی اجرا شود ، خود تازیانه ای است بر تن همه رسانه هایی که در چارچوب قوانین کشور با همه تضییقات و محدودیت ها فعالیت می کنند.

گذشته از این ، چنین احکامی ، موهبتی بزرگ برای جریان های خارج از نظام است که ادعاهای خود در خصوص نقض آزادی های مشروع در جمهوری اسلامی را به این احکام مستند کنند کما این که چنین نیز کرده اند و می کنند.
واقعاً چگونه است که گاه یک روزنامه نگار را به دلیل نوشتن مطلبی در وبلاگش ، متهم به ریختن آب به آسیاب دشمن می کنند ولی کسی درباره افرادی که در مسندهای مهم با سخنان و کارها و آرایشان ، حیثیت ایران و انقلاب و نظام را لکه دار می کنند ، چیزی نمی گوید و جلودارشان نمی شود؟!

ما ، سایت های خبری ایران ، فارغ از آن که کاریکاتوریست نشریه اراکی چه خط سیاسی دارد و چگونه می اندیشد و صرفاً از منظری عدالتخواهانه ، اولاً خواستار لغو این حکم هستیم و ثانیاً مصرانه بر لزوم اصلاح اسلوب و روش های تعامل نهادهای حاکمیتی با رسانه ها تأکید می کنیم و دردمندانه نسبت به برخوردهای سلیقه ای و سفارشی با رسانه ها هشدار می دهیم و آن را در تضاد با حقوق اساسی ملت ایران می دانیم."

عصرایران - تابناک - اعتدال - مشرق نیوز - انتخاب - قانون آنلاین - آتی نیوز - افکار نیوز - صراط نیوز - عصرخبر - پول نیوز - بازتاب امروز - بی باک - افق نیوز -ایران ویج - جذاب نیوز - 598 - همراهان نیوز - زیست نیوز - بولتن نیوز - شفاف - پارسینه -

* گفتنی است سایت های فوق ، امضا کنندگان اولیه این بیانیه هستند و هر کدام از سایت های دیگر نیز درصورت موافقت با مفاد این متن ، می توانند با امضای آن و افزودن نام خویش ، بیانیه را به عنوان امضا کننده ، در سایت خود منتشر و اطلاع رسانی کنند.

منبع:http://www.chawoosh2.blogfa.com-وبلاگ آقای عباس حسین پور


ادامه مطلب ...
  نظرات ()
مطالب اخير پشت پرده ها پنج پندار اشغالگری دموکراسی نمی آورد (مقاله دکتر ظریف در روزنامه جمهوریت ترکیه) فقر در عین غنا نامه سرگشاده به امام جمعه تکاب تشکر از سلطان صلح سرپرست دانشگاه آزاد اسلامی مرکز تکاب معرفی شد روشنفکری و روشنفکر مآبی نقدی بر یک حرکت زشت دور خیز فرمانداری برای توسعه تکاب
دوستان من دل نوشته های من (سنبله برنجی) وبلاگ شخصی عباس حسین پور شورای اسلامی تخت سلیمان وبلاگ طرفداران سلیمی نیا پایگاه خبری وتحلیلی مفید پایگاه اطلاع رسانی شیز تکاب شهر گمشده ارومیه مجله ی انگلیسی تکاب هیات کوهنوردی تکاب رضا دشتی برنجه rohollahmirzaee شورای شهر تکاب اعتدال نیوز-تکاب English Center بانك كتاب ميلاد فرمانداری تکاب شهاب کامپیوتر طبیعت تکاب یاشار گوهری آبشار قینرجه برتر از گوهر ترنج خاتون ارومیه نیوز تکاب آیسان تکاب اخگر فاش آنلاین آوای تکاب عصر ایران کرد پرس تخت نیوز باران امید آینانیوز تابناک ورزش ايراني پرتال زيگور طراح قالب