بهروز میرزایی شیرمرد
تماس با من
پروفايل من
نويسنده (هاي) وبلاگ بهروز میرزایی شیرمرد
آرشيو وبلاگ
      وبلاگ رسمی بهروز میرزایی شیرمرد (روزنامه نگار مستقل)
جوابیه آقای عمرانی به مطلب:بدهی شهرداری،شایعات،نظرات و برداشت ها نويسنده: بهروز میرزایی شیرمرد - شنبه ٢٦ بهمن ۱۳٩٢

در مطلب قبلی این وبلاگ سعی کردیم به مسائل و حرف وحدیث های موجود در پیرامون قضییه بدهکاری شهرداری پرداخته و فارغ از هرگونه قضاوت تمام دیدگاهها را بیان و از مسئولان فعلی و سابق شورا و شهرداری تقاضا کردیم در این راستا شفاف سازی کرده و اذهان مردم را روشن کنند .بعد از انتشار این مطلب آقای خالد عمرانی از اعضای شورای سابق جوابیه ای را به این وبلاگ ارسال کرده اند که عینا منتشر می شود .

لازم به ذکر است که خدمت همه عزیزان عرض کنم که این مطلب صرفا یک نقل و قول از همه عقاید جاری در میان شهروندان می باشد و بنده به هیچ عنوان نه قصد جانبداری از فرد یا گروه و مجموعه ای را دارم و نه قصد متهم کردن آنان به مسائلی از قبیل اختلاس و امیدوارم دوستان از این مطلب سوء برداشت نکنند.

خالد عمرانی:"جناب آقای میرزایی عزیز سلام از اینکه به موضوع بدهی شهرداری و شایعات پرداخته اید سپاسگزارم. اما لازم می دانم مطالبی را که شما از آن بی اطلاع هستید به محضرتان معروض دارم تا نسبت به درج انها در وبلاگ خود اقدام فرمایید. 1-از آنجاییکه حضرتعالی در رشته حقوق تحصیل نموده اید ، انتظار می رود به پاره ای از قوانین و مقررات مدنی و کیفیری آشنا باشید. و هر شایعه ای را محمول بر صحت ندانید.

با توجه به تعریفی که ماده 5 قانون تشدید مجازات ارتشاء و اختلاس و کلاهبرداری مصوب 28/6/1364 از اختلاس نموده است ، انتساب اتهام اختلاس به شوراهای شهر در کل کشور پهناور ایران نشان از کج فهمی افراد و نا آگاهی آنان به نهاد شورا دارد.

 

شورا یک دستگاه نظارتی است نه اجرایی. شورای شهر به عنوان یک نهاد نظارتی جز یک صندلی و میز کار و یک دبیرخانه و یک خودرو، اموال یا وجوهی را در اختیار ندارد تا آن را به نفع خود یا دیگری برداشت و تصاحب نماید و مختلس محسوب گردد. بنابراین اتهام اختلاس به شورای شهر تکاب یک خیال واهی و زاییده افکار پلید کسانی است که پشت به آفتاب کرده اند و جز سایه شوم خود را نمی بینند.

- در مورد رد صلاحیت های که از آن به عنوان سند اختلاس یاد شده است لازم می دانم به استحضار برسانم که این رد صلاحیت ها یک اقدام کاملا سیاسی بود و استناد هیأت اجرایی شهرستان به پاره ای از مواد قانون انتخابات شوراهای شهر برای رد صلاحیت از جمله بندهای (ج) و ( د) ماده 26 که اسناد آن موجود است حاکی از این جهت گیری سیاسی می باشد.تازه از همه مهم تر صلاحیت اینجانب خالد عمرانی و اقای فیضی و آقای میکاییلی در هیأت عالی نظارت استان مورد تأیید قرار گرفت که ما به دلیل جهت گیری های پیدا و پنهان از ادامه راه منصرف شدیم و انصراف خود را به فرمانداری شهرستان تکاب تقدیم کردیم. اگر اسناد آن را لازم دارید بنده حاضرم با مسؤلیت شخصی خود آنها را در اختیار جنابعالی قرار دهم.

3- در مورد بدهکاری شهرداری لازم میدانم به استحضار برسانم که قرینه ی مقابل بدهکار ، بستانکار است. بی گمان اگر شهرداری بدهکاری دارد به طریق اولی باید بستنکارهم داشته باشد چرا که بدهکار و بستانکار دو مقوله ی جدایی ناپذیرند . شما نمی توانید ادعا کنید که بدهی دارید اما بستانکار ندارید. و همینطور نمی توانید ادعا کنید که بستانکار هستید اما بدهکار ندارید. هر چند بنده مؤکداً اعلام می دارم میزان بدهکاری شهرداری واقعیت ندارد واگر هم واقعیت داشته باشد به دوران تصدی ما مربوط نمی شود ، اما یک نکته روشن وجود دارد و آن این است که بدهی شهرداری در مقابل کالا و خدماتی است که از اشخاص حقیقی و حقوقی دریافت کرده است و این نشان از پویایی شهرداری و بالا بودن سطح خدمات و فعالیت های عمرانی وخدماتی دارد.

بنده حاضرم در مرکز صدا و سیما استان اذربایجان غربی و یا هر مکان عمومی و مرکز اطلاع رسانی دیگری که شورای جدید و شهردار تشخیص می دهند و به مصلحت می دانند با این بزرگواران مناظره نمایم و اثبات کنم که حق با شورا و شهردار سابق است.

4-اگر خرید 25 دستگاه ماشین آلات سنگین و سبک ، احداث کارخانه ی آسفالت ، کارخانه سنگ شکن و ماسه شویی ، احداث جایگاه CNG ، کف سازی رودخانه، بازگشایی کمربندی 45 متری بعد از 16 سال وقفه ، آسفالت 44 رشته خیابان، جدول گذاری و آسفالت 900 رشته کوچه در سطح شهر ، توسعه پارک جنگلی ، نصب چراغ های راهنمایی در سطح شهر ، پیاد رو سازی طرفی از خیابان انقلاب ، تعویض جداول خیابان انقلاب از میدان قائم تا چهار راه بعد از 50 سال و آسفالت خیابان انقلاب از میدان قائم تا پل شریف اباد و چندین مورد دیگر که در این مقال نمی گنجد کم کاری محسوب می شود ، آن وقت کم کاری چه محسوب می گردد؟ با سپاس ، عمرانی"

  نظرات ()
بدهی شهرداری،شایعات ،نظرات و برداشت ها نويسنده: بهروز میرزایی شیرمرد - شنبه ٢٦ بهمن ۱۳٩٢

دسته سوم نیز اصل بدهی را قبول نداشته و آن را ترفندی برای ناکارآمد جلوه دادن مجموعه قبلی  و سرپوش گذاشتن بر کم کاری شهرداری می دانند و از آن به عنوان یک شانتاژ صرف نام می برند.

در سالی که کم کم به واپسین روزهای آن را نزدیک می شویم شهرداری تکاب یکی از معدود نهادهای خبرساز در این شهر بود که اخبار منتشره از آن هر از گاهی نقل محافل شده و افکار عمومی را به خود مشغول می کرد.

در اوایل سال جاری بود که خبر اختلاس در شهرداری مثل توپ صدا کرد،خبری که به خاطر نزدیکی به ایام انتخابات شوراها موج انعکاس آن فرصتی را برای کاندیداهایی که از قلع و قمع تایید صلاحیت ها جان سالم  به در برده بودند،فراهم کرد تا سوار بر موج آن ،گردن شورای سابق را که از طرف مخالفان شورای شریف آباد نام گرفته بود،زیر گیوتین ببرند.اختلاسی که در نهایت متهم یا متهمان آن تبرئه گشته و معلوم نشد که در این آشفته بازار بی نظارتی چرا متهم شد و چرا تبرئه؟؟

انتخابات شورا نیز از مهمترین خبرها بود که با حضور حماسی مردم در سال حماسه سیاسی در کنار انتخاب دولت اعتدال محور تدبیر و امید ،امیدواری های زیادی را در قلوب مردم ایجاد کرد.حضور خانم جعفری درترکیب شورای جدید به عنوان اولین بانوی منتخب مردم،یکی از همین امیدواری هاست تا سایر بانوان تکابی نیز بتوانند با حضور در عرصه های مختلف مدیریتی کلان نقشی شایسته در عمران و آبادی شهر خود داشته باشند.

خبر انتصاب آقای میکائیلی شهردار سابق شاهیندژ به عنوان شهردار جدید از اولین و مهمترین اقدامات شورای جدید بود که با توجه به کارنامه ارائه شده از ایشان،علاوه بر این که شورا را با چالشی جدی مواجه نکرد بلکه امیدواری های زیادی را در مردم ایجاد کرد تا بعد از سال ها شاهد تحولی چشمگیر،حداقل درمقوله زیباسازی فضای شهری باشند.البته به نظر میرسد با توجه به ریاست آقای فرجی بر شورا و نزدیکی ایشان به امام جمعه محترم تکاب آن ها مشکلات شورای سابق را در انتخاب شهردار(که همیشه از دخالت  متنفذین مذهبی و حکومتی در انتخاب شهردار می نالیدند) نداشته و در این راه مستقل عمل نموده اند.

اما خبری که این روزها مدام از زبان اعضای شورا و شهردار محترم به کررات شنیده و می شنویم بدهی کلان شهرداری می باشد که بگفته آقای میکائیلی توان اجرای پروژه های عمرانی را از شهرداری سلب کرده و آن ها را با مشکلات جدی مواجه کرده است. در رابطه با چند و چون و صحت و سقم این خبر نگارنده فارغ از هرگونه قضاوت شکلی و ماهوی،نظرات و عکس العمل های متفاوتی را که در جامعه ، افراد در مواجه با آن داشتند عینا نقل کرده و قضاوت را به خوانندگان وا می گذارد.

رقم واقعی بدهی: یکی از بحث ها در این زمینه رقم واقعی بدهی شهرداری می باشد که روز اول مبلغ 3 میلیارد تومان اعلام شد و به مرور در مصاحبه های مختلف این مبلغ افزایش یافت که در مصاحبه اخیر آقای شهردار مبلغ 4 میلیارد تومان اعلام شده است این ارقام متفاوت شبهاتی را در میان صاحب نظران و افکار عمومی ایجاد کرده است که انتظار می رود در این زمینه شفاف سازی لازم صورت بگیردتا معلوم شود بدهی واقعی شهرداری چه مقدار می باشد.


ادامه مطلب ...
  نظرات ()
از خالی کردن باک ماشین اداره تا آتش زدن اعتماد مردم در صدا و سیما نويسنده: بهروز میرزایی شیرمرد - پنجشنبه ٢٤ بهمن ۱۳٩٢

همین می شود که صدا و سیما ، قهوه خانه ای می شود که فقط پاتوق یک عده خاص می شود و مردم را روز به روز از خود می راند به گونه ای که خیلی از افرادی که حتی ماهواره هم ندارند، دیگر تلویزیون را نگاه نمی کنند...

عصرایران؛ جعفر محمدی - ... بعد می گویند چرا مردم تلویزیون نمی بینند؟ چرا میلیون ها نفر در همین ایران خودمان پای پخش مستقیم مراسم اسکار می نشینند؟ چرا فلان سریال ترکیه ای ، بیش از محصولات وطنی خانواده ها را پای ماهواره می نشاند؟ چرا ... ؟

  جواب همه این چراها در خیابان جام جم تهران است، جایی که یک عده مدیر ، عقل گروه اندک شمار خود را فراتر از عقل جمعی 77 میلیون نفر می دانند و در اتاق های در بسته خودشان ، برای صلاح و صرفه یک ملت تصمیم می گیرند تا خدای ناکرده ، مردم به جهنم نروند یا بدتر از آن ، صدایی از رسانه ملی پخش نشود که گوشه دل هم جناحی های نازک اندیش شان ، آزرده شود!

نمونه اش در ملی ترین روز در جمهوری اسلامی رخ داد ؛ وقتی که صدا و سیمای ضرغامی ، تصمیم گرفت مراسم اهدای سیمرغ های جشنواره فیلم فجر در 22 بهمن را پخش مستقیم کند و ای کاش نمی کرد تا لااقل فقط حسرت ندیدن برنامه به دلمان می ماند ، نه رنج مداوم تحمل توهین های مکرر!



آنقدر بین برنامه به اصطلاح پخش مستقیم ، قطع کردند و وصل کردند که اعصاب همه بینندگان را که با شوق و ذوق پای تلویزیون نشسته بودند تا محصول یک ساله سینمای ملی شان را در سیمای ملی ببینند ، خرد شد و خیلی ها از خیرش گذشتند.


ادامه مطلب ...
  نظرات ()
ای که دستت می رسد کاری بکن.... نويسنده: بهروز میرزایی شیرمرد - سه‌شنبه ٢٢ بهمن ۱۳٩٢

آهای آقایان،بزرگواران، عزیزان، کسانی که دیروزتان را فراموش کرده اید و به امروزتان می نازید! با شماهام ،شماهایی که شاید  امروز، بر صندلی های راحتتان لم داده اید ،لحظه ای از پشت نقاب شعارها و ظاهر سازی ها بیرون آیید ،با شما هستم شمایی که در فلان سایت و فلان روزنامه به جنگ قدرت مشغولید. امروز پنج تن از فرزندان این آب و خاک در بلوچستان اسیر شده اند،همان هایی که نگهبان ناموس و شرف من و شما هستند،امروز در چنگال دیو افراط و تفریط اسیرند.

به چهره مظلومشان نگاه کن ،پیراهنشان را بو کن ،بوی وطن می دهد ،بوی شلمچه و فاو میدهد ،بوی تن مردانی را می دهد که چشم به پست و مقام بستند و برای امروز من و تو تن خود را سپر گلوله های دشمن قرار دادند،مردانی که اگر مانده بودند تو اکنون آنجا نبودی ،بگذریم تو آنجا باش ملالی نیست اما امروز محتاج یاری تو هستیم ،نه برای خودمان نه ،برای تسکین قلب مادرانی که چند شبانه روز است که نخوابیده اند ،برای چشمان منتظر خواهرانی که چشم به در دوخته اند.

از دست ما جز دعا و توسل کاری برنمی آید اما تو ،ای که دستت می رسد کاری بکن....

  نظرات ()
انکار واقعیت یا خودانکاری . . . ؟! نويسنده: بهروز میرزایی شیرمرد - دوشنبه ٢۱ بهمن ۱۳٩٢

قرار است چندین هزار میلیارد تومان از جیب و سرمایه مردم صرف تولد و پرورش لاشخوران دانه درشت تشنه ی قدرت و ثروت دیگری زیر عنوان بابک زنجانی ها شود و تعداد کثیری با الهام از شگردهای الهه گون آنها از میان علف های هرز مرزعه ی اختلاس، رشوه و فساد اداری برویند؟


سنبله برنجی: بیایید از واقعیات روزمره فرار نکنیم! همان واقعیاتی که نه تنها با چشم سر، ناباورانه شاهدشان هستیم، بلکه با مکاری بی پایان چشم بصیرت مان را بر روی آن ها بسته ایم، جوانمردی را تبعید کنج عزلت سلول های انفرادی فراموشخانه ها نموده، وجدان های حیرانمان را در گردنه های ندانم کاری روزگار محبوس کرده ایم که آب دیده و زمخت گشته و روی فولاد را سفید کنند، اما در مقابل این کژ راهه ها کم نیستند دردمندان دلسوز و نستوهی که با وجود کارشکنی های بی شمار و سنگ اندازی های ناحساب برخی های مغرض برای مداوای آلام مردم از پای ننشته اند و آسایش خیال و راحتی خواب را از چشمان غمبار خود و خانواده هایشان زدوده و برای تأمین رفاه مردم جانفشانی می کنند و در عین حال هیـــــچ ادعایی ندارند و مشاهده درد و رنج جامعه وجدان دردها و بی قراری های شبانه را برایشان به ارمغان آورده که حتی قوی ترین مسکن ها نیز براین آلام آرام بخش نیست.

امروزه تورم افسار گسیخته، فقر مهار نشدنی، بی ثباتی بازار، اعتیاد و… آرزوهای معصومانه ی کودکان را به غل و زنجیر کشیده و رؤیاهای رنگین شان را با طلاق عاطفی والدین که وارد مرحله بحران شده توقیف می کند، اما با این وجود این نوباوگان چنان سرسختانه و با امیدی بی پایان پرچم آرزوهای دور و دراز را بالای سر به اهتزاز خیال در آورده و چنان با نشاط، آمدن روزهای بهتر را به خود وعده می دهند و رفاه معیشیتی را برای خانواده های شان آرزو می کنند که گویی انتهایی برای اراده های خلل ناپذیرشان وجود ندارد، در این هنگامه کودکان متکدی در سوز گرما و سرما می سوزند، اما هر کس بر طبل تبلیغاتی خود می کوبد تا با آوای منحوس و گوش آزار رسوایی خویش، دیگری را از میدان به در برد.


ادامه مطلب ...
  نظرات ()
عوامفریبی یک بیماری مسری در این مملکت است نويسنده: بهروز میرزایی شیرمرد - چهارشنبه ۱٦ بهمن ۱۳٩٢

کاری که آقای احمدی نژاد کرد و یارانه 45 هزارتومانی را به مردم داد و گفت که این پول را با پول های دیگر خود قاطی نکنید چراکه این پول های امام زمان (عج) است، اقدامی عوام فریبانه و پوپولیسیتی بود.

سایت فردا: آقای زیبا کلام به عنوان بخش ابتدایی گفتگو بفرمایید که ارزیابی شما از ماجرای ارائه سبدهای کالای حمایتی دولت به مردم به این شیوه ای که طی یکی دو روز اخیر اجرا شده و با انتقاداتی فراوانی نیز روبرو بوده، چیست؟

صادق زیباکلام: ببینید بدبختانه پوپولیسم یک مرض مسری در این مملکت است که بسیاری از مسئولین جمهوری اسلامی ایران را به خود مبتلا کرده است. من نمی دانم چه اشکالی دارد وقتی خومان نمی توانیم چنین کارهایی را درست و اصولی انجام دهیم برویم از سایر کشورها یاد بگیریم. ما وقتی خودمان نمی دانیم چگونه باید به اقشار آسیب پذیر و فقیر خود کمک کنیم، برویم و ببینیم در کشورهایی چون ترکیه، هند، برزیل، فرانسه، آلمان و سوئد و دیگر کشورها چگونه به لایحه های کم درآمدتر خود کمک می کنند و ما هم از آنها یاد بگیریم و کاری که آنها انجام می دهند را بکار بگیریم. من خودم حدود 16 یا 17 سال در انگلستان زندگی کردم و در آنجا اقشار و خانواده های کم درآمد که درآمد آنها از یک حدی که دولت تعیین کرده بود کمتر بود، از دولت کمک دریافت می کردند. این کمک نیز اصلا و ابدا شبیه به این کارهای ناشایستی که ما می کنیم نبود. پس بنابراین بهتر است وقتی کاری را خودمان بلد نیستیم انجام دهیم، ببینیم دیگران چگونه آن را انجام دادند و از آنها یاد بگیریم.

سایت فردا: به نظر شما این ماجرای سبد کالا در ادامه روند فعالیت های دولت قبل در زمینه یارانه ها، به نوعی باعث از بین رفتن کرامت مردم ایران نشد؟

صادق زیباکلام: در کشورهای اروپایی کمک به اقشار آسیب پذیر نه مانند ماجرای مضحک، خنده دار پرداخت یارانه های 45500 تومانی بود و نه مانند این ماجرای تاسف آور و توهین آمیز صف کردن مردم برای دریافت چند کیلو برنج و مرغ و تخم مرغ. هر دو این اقدامات تاسف آور بود. کاری که آقای احمدی نژاد کرد و یارانه 45 هزارتومانی را به مردم داد و گفت که این پول را با پول های دیگر خود قاطی نکنید چراکه این پول های امام زمان (عج) است، اقدامی عوام فریبانه و پوپولیسیتی بود. این گونه اقدامات همه بر خلاف منافع ملی ماست. شاید در کشور ما بیش از 20 تا 30 میلیون نفر مستحق دریافت یارانه 45500 تومانی نباشند.

سایت فردا: در کشورهای اروپایی که شما از آنها نام بردید چگونه به اقشار کم درآمد و ضعیف کمک رسانی می کنند؟

صادق زیباکلام: در کشورهای توسعه یافته می آیند از صادق زیبا کلام که ماهانه 3 میلیون تومان درآمد دارد این یارانه 45 هزار تومانی را حذف و آن را به آقای ایامی، آبدارچی زیباکلام می دهند که ماهانه رقمی حدود 600 هزار تومان حقوق دریافت می کند. 45 هزار تومان زیباکلام را روی 45 هزار تومان آقای ایامی می گذارند تا شاید این رقم 100 هزار تومانی به جایی از زندگی او برسد. ما اما این ها را بلد نیستیم و نمی دانیم چکار باید انجام دهیم. نزدیک 4 سال است که ما به این گونه مسائل می پردازیم و مسئولین ما هر روز فکر می کنند و مجلس و دولت و دانشگاه ها و مجمع تشخیص مصلحت نظام و مجلس خبرگان کمیته تشکیل می دهند اما راه حلی برای جدا کردن یارانه مرفهین از نیازمندان پیدا نکردند. چرا ما نباید مثل هزار کشور دیگر که این طرح را به درستی اجرا می کنند این یارانه ها را روی خدمات رایگانی چون درمان و بهداشت و آموزش و حمل و نقل عمومی نمی گذاریم تا اقشار کم درآمد به طور غیر مستقیم از این نوع یارانه بهره مند شوند.


ادامه مطلب ...
  نظرات ()
هجوم ناامیدانه برای سبد بی تدبیری نويسنده: بهروز میرزایی شیرمرد - دوشنبه ۱٤ بهمن ۱۳٩٢

  نظرات ()
تابلو ها.... نويسنده: بهروز میرزایی شیرمرد - یکشنبه ۱۳ بهمن ۱۳٩٢

در یک تابلو بچه کوچکی را بغل کرده بود و او را نوازش می کرد.
در یک تابلو می خندید و با مهربانی به مردم نگاه می کرد.
در یک تابلو دستش را برده بود بالا و برای مردم تکان می داد.
در یک تابلو اسلحه دستش گرفته بود و آنرا به سوی دشمنان ملت نشانه رفته بود.
در یک تابلو سوار بر اسب بود.
در یک تابلو کنار کارگران ایستاده بود و با محبت آنان را نگاه می کرد.
.... وقتی مرد، مردم با خوشحالی همه تابلوها را سوزاندند.


www.facebook.com/Ebrahim.Nabavi

  نظرات ()
عیسی زاده :در عزل و نصب فرمانداران دخالت نمی کنم نويسنده: بهروز میرزایی شیرمرد - جمعه ۱۱ بهمن ۱۳٩٢

معادن تا بیست سال از مالیات معاف هستند/نیاز به افشاگری نیست راهکار قانونی داریم.

این روز ها مجلس شورای اسلامی حال و هوای دیگری دارد و نمایندگان علی الخصوص اعضای کمسیون تلفیق به صورت شبانه روزی  در گیر مباحث مربوط به بودجه سال 93 و قانون هدفمندی یارانه ها هستند.

چندی قبل درست در همین ساعات پرکاری مجلس و در ایامی که تکاب به واسطه تبلیغات اطرافیان آقای بیگی به دیگی جوشان تبدیل شده بود و مردم با هیجان منتظر سخنرانی به اصطلاح افشاگرانه ایشان در باب معادن بودند فرصتی دست داد ،تا در محیطی آرام و بدور از هیجانات کاذب دیداری با آقای عیسی زاده عضو کمسیون تلفیق داشته باشم.سردار با آنکه از صبح در کمسیون مشغول بررسی بودجه بودند و طبق برنامه ارائه شده تا 9 شب باید در مجلس می ماندند قید استراحت را زده و پای مصاحبه با بنده نشستند که جا دارد از ایشان تشکر کنم.

شایعه تقسیم حوزه بین آقایان عیسی زاده و بیگی

عیسی زاده در پاسخ به این شایعه که ایشان و آقای بیگی حوزه را بین خود تقسیم کرده اند و این سوال که چرا کمتر به حوزه انتخابیه اش علی الخصوص شهرستان تکاب سرکشی می کنند با اشاره به عضویتش در کمسیون تلفیق گفت:این روز ها همه تمرکزمان را گذاشتیم بر روی بررسی بودجه سال 93  و تلاش اعضای کمسیون این است که هرچه سریعتر کار را تمام کرده و به صحن علنی بفرستیم ،مجلس تلاش می کند تا کار بودجه را تا پایان سال جاری تمام کرده و تکلیف دولت را در دخل وخرج هایش روشن کند.بنده هم سعی خواهم کرد در اولین فرصت با سفر به تکاب و شاهیندژ به این شایعات خاتمه بدهم.

خبرهای خوش برای تکمیل پروژه های ناتمام

از نماینده تکاب در باره پروژه های نیمه تمام منطقه و اینکه آیا بودجه ای برای آن ها اختصاص یافته است پرسیدیم که در پاسخ گفتند:بحث پروژه های ناتمام بسیار مفصل است که در آینده در رابطه با آن ها صحبت خواهم کرد اما خلاصه ای از اقداماتی که در این زمینه انجام داده ایم از این قرار است:اختصاص 15 میلیارد تومان به طرح جاده زنجان به تکاب و تکاب به بیجار،اختصاص 5 میلیارد تومان برای تکمیل بیمارستان شهرستان تکاب،اختصاص 5 میلیارد تومان برای بهسازی جاده تکاب به شاهیندژ،اختصاص بودجه برای توسعه پروژه آبیاری قطره ای پایاب سد تکاب به وسعت 43 هکتار که البته این مساحت تقریبی است بوده و می تواند بیشتر نیز باشد و همچنین اختصاص بودجه برای تکمیل گازرسانی به کل حوزه که مبالغ این دو مورد اخیر را به طور دقیق در آینده اعلام خواهیم کرد.

بیمارستان مخصوص برای بیماران آلوده به مواد سمی

از عیسی زاده در باره وعده اش در رابطه با احداث بیمارستان مخصوص برای کمک به بیمارانی که در ارتباط با معادن و آلودگی به مواد سمی دچار مشکل شده یا می شوند سوال کردیم که وی جواب داد:


ادامه مطلب ...
  نظرات ()
آقای استاندار دوست دارید با پنبه سر ببرید؟! نويسنده: بهروز میرزایی شیرمرد - دوشنبه ٧ بهمن ۱۳٩٢

 بیم دارم در سایه سار برخی سفارشات درگوشی مغرضانه که در چهار چوب منافع شخصی صورت می گیرد تاریخ با دگرگونی هایی دیگر شکل تکرار به خود بگیرد و بهر پر کردن برخی شکاف های جیبی گشاد، که به مثابه گسل های عظیم دهان باز کرده و حالا حالاها پر کردنی نیست هویت آذربایجان به غارت برده شود

 سنبله برنجی: ضمن عرض سلام و ادب بدون هیچ حاشیه روی با نگرانی فزاینده و اضطراب روزافزون از وضعیت نابه سامان حاکم بر دیار غنی اما محروم آذربایجان غربی جساراتاً بی پیرایه، ساده و بی هیچ حاشیه سازی چند نکته را محض یادآوری عرض می نمایم چرا که فرصتی برای آب و تاب بخشیدن به این موضوع را ندارم و پیشتر در گذار از سرزمین واژه ها به نحوی عامه پسند سعی در ابراز برخی مشکلات نموده ام، اما ظاهراً نتیجه تلاشم معکوس بود. چرا که در مبحث قبلی نامه ای به استاندار از الطاف خفیه و پایان ناپذیر بعضی مغرضان خوش خدمت بسا کسب فیض نمودم.

هر چند به یقین می دانم این بار نیز از خوان گسترده ی الطاف دوست نماهایی که حتی با خودشان درگیری دارند بی بهره نخواهم ماند! اما خوشبختانه در این مقال مجال پاسخگویی به این مراحمات که همچون نقل و نبات بر سر و رویمان می بارند و هر چه بیشتر آبدیده یمان می سازند را ندارم.

جناب آقای استاندار!

بهتر است قبل از هر انتصابی در شهرستان ها، در مورد نقاط ضعف و قوت استان تحقیقات مبسوطی داشته باشید تا در دوران سکانداری تان این معقوله ی مهم به وادی نسیان سپرده نشود و فردا روز معضلات بغرنجی که هر کس من باب خوش خدمتی به نوعی سعی در وارونه نشان دادن حقایق را دارد همچون زخم عفونی التیام ناپذیری از جای دیگر سر بر نیاورد.

مردم غیور آذربایجان بازماندگان حماسه سازان چالدران و از اسلاف شیرمردان اشغال ستیزی هستند که سرداران بزرگ و متهور به پشتوانه ی رشادت های بی بدیل آنها مانع تسخیر آذربایجان سرافراز توسط اشرار و اجانب روس، انگلیسی و ... شدند.

آقای استاندار!

بیم دارم در سایه سار برخی سفارشات درگوشی مغرضانه که در چهار چوب منافع شخصی صورت می گیرد تاریخ با دگرگونی هایی دیگر شکل تکرار به خود بگیرد و بهر پر کردن برخی شکاف های جیبی گشاد، که به مثابه گسل های عظیم دهان باز کرده و حالا حالاها پر کردنی نیست هویت آذربایجان به غارت برده شود و زندگان ذی نفعِ ذی نفوذ به جای کشته شدگان میهن پرست عزت نام دلاوران نیستان های این خطه را نه تنها لکه دار کرده بلکه آن را به دست غارتگر باد نسیان بسپارند.


ادامه مطلب ...
  نظرات ()
نگاهی به مسئله جمعیت گریزی در شهرستان تکاب نويسنده: بهروز میرزایی شیرمرد - شنبه ٥ بهمن ۱۳٩٢

به قول سمپل جغرافیدان آلمانی" غریبه ها نیز هرگز مسائل ساختاری و بنیادی یک شهر را حل نمی کنند زیرا آنچه آنها از یک شهر می دانند به اندازه تصویر ذهنی یک کودک از شهر است و تغییرات اساسی در بافت و ساختار یک شهر را افراد بومی آن درک و حل می کنند

هادی نوری:شهرستان تَکاب در جنوب شرقی استان آذربایجان غربی قرار گرفته و جنوبی ترین شهر استان است.  شهرستان تکاب از لحاظ اقلیمی دارای اقلیمی سرد و خشک  می باشد. به طوری که  فصل  گرم سال از اواخر اردیبهشت شروع و تا اواخر

شهریور ادامه دارد و فصل سرد سال از اواخر مهر شروع و تا اوایل فروردین ادامه دارد. این اقلیم و تنوع آن از دوران گذشته تاکنون موجب ایجاد مناظر و چشم اندازهای طبیعی و مصنوعی زیبا بخصوص در حومه و روستاهای اطراف شهر گریده است. بی شک وجود بنای زیبای تخت سلیمان بی ربط با اقلیم دلپذیر و مناسب آن نبوده است چرا که اساس اتراق و مکانیابی حکومت های گذشته بر محور وجود آب و اقلیم مناسب می چرخید. در پی وجود این اقلیم مطبوع  و دسترسی آسان  به آب، آبادی های بسیار دور و نزدیک به شهر تکاب سکنی گزیدند.

در دل این روستا های بزرگ و کوچک شهری کوچک به نام تکاب وجود دارد. شهری که اصالت آن و مردمانش دارای قدمتی دیرینه است تا آن جا که به عنوان شهری تجارتی جهت خرید و فروش انواع کالا مردم از شهرهای اطراف به آن سرازیر می شدند امروز اما به یک شهر جمعیت گریز تبدیل شده است و مهاجرت از این شهر به عادت طبقه مرفه آن تبدیل شده است ومردم بی بضاعت و کم دست آن توانایی تغییرات بنیادی جهت خدمت به مردم شهر را ندارند  به طوری که قدمت و کهنگی هنوز بر رخسار  شهر باقیست.


ادامه مطلب ...
  نظرات ()
مطالب اخير نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران استخدام می نماید برخورد سلبی درجمع آوری عرضه قلیان‌ها کارساز نیست استیضاح هیچ وزیری در فراکسیون امید منتفی نیست جوابیه معاون فرماندار تکاب به یک مطلب نمی‌توان با هدف بی‌خبر ماندن مردم، به سانسور روی آورد فرماندار با عباسی چه می کند...؟ سلامی دوباره.... واکنش دکتر هاشمی به شایعات الحاق دانشگاه آزاد تکاب به میاندوآب، تضعیف جایگاه تکاب و تشدید وابستگی میان اختیارات شوراها و انتظارات مردم شکاف عمیقی وجود دارد
دوستان من دل نوشته های من (سنبله برنجی) وبلاگ شخصی عباس حسین پور شورای اسلامی تخت سلیمان وبلاگ طرفداران سلیمی نیا پایگاه خبری وتحلیلی مفید پایگاه اطلاع رسانی شیز تکاب شهر گمشده ارومیه مجله ی انگلیسی تکاب هیات کوهنوردی تکاب رضا دشتی برنجه rohollahmirzaee شورای شهر تکاب اعتدال نیوز-تکاب English Center بانك كتاب ميلاد فرمانداری تکاب شهاب کامپیوتر طبیعت تکاب یاشار گوهری آبشار قینرجه برتر از گوهر ترنج خاتون ارومیه نیوز تکاب آیسان تکاب اخگر فاش آنلاین آوای تکاب عصر ایران کرد پرس تخت نیوز باران امید آینانیوز تابناک ورزش ايراني پرتال زيگور طراح قالب