بهروز میرزایی شیرمرد
تماس با من
پروفايل من
نويسنده (هاي) وبلاگ بهروز میرزایی شیرمرد
آرشيو وبلاگ
      وبلاگ رسمی بهروز میرزایی شیرمرد (روزنامه نگار مستقل)
شما قربانی من هستید آقای قالیباف! نويسنده: بهروز میرزایی شیرمرد - دوشنبه ٢٧ خرداد ۱۳٩٢

سید مهدی ناظمی:برادر بزرگوار، جناب آقای قالیباف!
انتخابات دیگری با تلخی‌ها و شیرینی‌هایش، با امیدها و نومیدی‌هایش به پایان رسید. بر خلاف پیش‌بینی‌های اولیه، شما منتخب مردم نشدید و یکی از رقیبان شما عهده‌دار این مسؤولیت بزرگ گشت. شاید هیچ کس نتواند اکنون حس شما را که خود را آماده جهاد و تحول در کشور کرده بودید و امید داشتید برای دردها و بحران‌های کشور چاره سازی کنید، درک کند. این‌جانب که یکی از هواداران شما در طی ده سال گذشته بوده‌ام و ان‌شاءالله خواهم بود، دوست دارم نکاتی را به این بهانه عرض کنم. این نکات را کسی می‌گوید که آرزوی اصلاح و آبادانی کشور را داشته است و در اهداف سیاسی، خود را با شما هم جهت می‌داند.


1- شما بار دیگر، قربانی تبلیغات نادرست شدید...


. هر کاری باید استاندارد و درست باشد، جز تبلیغات که لازم است در ایران از استاندارد تخطی شود. البته محاسن تبلیغی شما در این دوره بیشتر از سال ۸۴ بود؛ اما همچنان مشکلاتی داشت. نخستین اشتباه شما این بود که گمان بردید می‌توانید، بدنه‌ای را که ۸ سال زیر شدیدترین هجمه تبلیغاتی علیه شما بوده، با خود همراه کنید. این شدنی نبود. جوانی که در مسائل سیاسی عادت به پذیرش محض آن چه در هیأت و پایگاه به او القاء می‌شود دارد، نمی‌تواند حرف جدیدی را ولو با منطق و دلیل، به راحتی بپذیرد. این دست شما نیست. زمانه چنین است و شما هیچ راهی ندارید که بتوانید این طیف را متقاعد کنید. صد البته که مواضع اصولی شما باعث شد ما موفق شویم بسیاری از جوانان فرهیخته را متفطن ماجرا کنیم ولی در دنیای امروز، این رسانه است که تعیین کننده است. شما نباید تمام هجم تبلیغاتی خود را برای متقاعد کردن طیف حزب اللهی صرف می کردید. این طیف جز با تحقیق و تأمل نمی‌تواند متقاعد شود و در تبلیغات خیلی تحقیق و تأمل وجود ندارد.

۲- اگر انرژی اصلی تبلیغات شما بر مردم عادی کوچه و بازار صرف می‌شد، امید بیشتری وجود داشت که آن اتفاق عجیب یعنی انتخاب شما صورت پذیرد. چرا عجیب؟ مگر این همه کار و آمار را مردم نمی‌بینند؟ نه برادر من! نه! مردم نمی‌بینند. چرا؟ به دلیل کم کاری من. به دلیل تعلیمات غلطی که ما معلمان جامعه به مردمان داده‌ایم و باعث شده‌ایم حتی به حواس خود نیز نتوانند اعتماد کنند. ما در طی این سال‌ها، فکری برای منطق سیاسی مردم نداشته‌ایم. ما معلمان، بجای درس دادن، شعار دادیم. بجای فکر کردن، خیال کردیم. بجای پژوهیدن، ژاژخایی کردیم. شما قربانی من هستید آقای قالیباف. قربانی معلمی که نمی‌تواند بفهمد و نمی‌تواند بفهماند. تفکر را با ایدئولوژی و عقل معاش را با معاد خلط می‌کند.

معلمی که «گفتمان» درس می‌دهد اما نمی‌گوید «گفتمان انقلاب اسلامی» را نمی‌توان مثل آب نبات قیچی در جیب گذاشت. معلمی که نسبیت علمی می‌آموزاند اما فراموش می‌کند که عرصه سیاسی عرصه ریسک‌های روش شناختی نیست. معلمی که دم از حکمت محوری می زند و آنارشیسم یاد می‌دهد. معلمی که ایدئولوژی ها را نقد می‌کند و خود در اول صف ایدئولوژی زدگی می‌ایستد. معلمی که بین نظام مفاهیم انتزاعی و نظری با بی نظامی اکنون سیاست فرق قائل نیست... . پس در هر صورت پیروزی شما امری عجیب بود چون محاسبات جامعه ما مبتنی بر چیزهایی دیگر است. چیزهایی که خود می‌دانید و البته می‌دانیم شما اهل آن چیزها نیستید. شما طرز فکر مستقلی در مسائل سیاسی دارید. این طرز فکر برآورنده نیازهای عمومی مردم ایران است. از هر طیف و گروهی که باشند. شایسته بود اهمیت این کار برجسته شود. چنان که آقای رضایی به دنبال آن بود. برای این کار لازم بود تا بر خلاف دیدگاه مشاوران تبلیغی شما، از سیاست محافظه‌کارانه در روزهای آخر اجتناب کنید. لازم بود تا اندکی از ریسک‌پذیری معمولاً موفق خودتان را در امر تبلیغ نیز نشان می‌دادید. لازم بود تا مردم قالیباف شجاع و مصمم را لمس می‌کردند چنان که آقای غرضی را لمس می‌کردند.

۳- همچنین شایسته بود که با افرادی که با شما قرابت فکری دارند، تعامل بهتری صورت می‌پذیرفت و چه بسا در نهایت یک دولت ائتلافی تشکیل می‌شد. تشکیل شدن دولت ائتلافی تقریباً مناسب، بهتر است از تشکیل نشدن دولت. ما در ایران معضلی اساسی و بنیادی به نام همکاری و تعامل داریم. شعار آن را می‌دهیم ولی تا بزرگان خود به این شعار عمل نکنند نباید از طرفداران و مردم انتظار همراهی داشته باشند.

۴- شما موفق شدید با همه تخریب‌ها و عوام‌فریبی‌ها، اعتماد چند میلیون رأی‌دهنده را جلب کنید. مطمئن باشید این‌ها، همه افرادی نیستند که از خدمات شما آگاه‌اند و به توانایی شما معترف. بسیاری دیگر که رأی نداند تحت فشار روانی این ایام انتخاب کردند و در فضایی آرام و معقول می‌توانند درست ببینند و درست انتخاب کنند. پس اینجا به عنوان آخرین بند از شما یک درخواست دارم. این درخواست این نیست که از خدمت گذاری دست نکشید که شما در این زمینه به نصیحت بنده نیازی ندارید. این درخواست این است که برای تشکیل دادن یک حزب فراگیر و جدی و استاندارد با مبانی نظری منقح و دور از جوسازی‌ها اقدام کنید. یک چنین حزبی، باید حزبی باشد که بر اساس مطالعات نظری مناسب، گروه‌های کارشناسی متخصص و نیز چهره‌های برجسته سیاسی شکل بگیرد. چنین حزبی نباید تک شخصیتی باشد. چنین حزبی نباید تکرار مکررات باشد. چنین حزبی نباید صرفاً شعار محور باشد. یک چنین حزبی می‌تواند این امید را ایجاد کند که طرز تلقی سیاسی درست محمدباقر قالیباف، باقی بماند، رشد کند و بالنده شود.

منبع:الف

  نظرات ()
مطالب اخير نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران استخدام می نماید برخورد سلبی درجمع آوری عرضه قلیان‌ها کارساز نیست استیضاح هیچ وزیری در فراکسیون امید منتفی نیست جوابیه معاون فرماندار تکاب به یک مطلب نمی‌توان با هدف بی‌خبر ماندن مردم، به سانسور روی آورد فرماندار با عباسی چه می کند...؟ سلامی دوباره.... واکنش دکتر هاشمی به شایعات الحاق دانشگاه آزاد تکاب به میاندوآب، تضعیف جایگاه تکاب و تشدید وابستگی میان اختیارات شوراها و انتظارات مردم شکاف عمیقی وجود دارد
دوستان من دل نوشته های من (سنبله برنجی) وبلاگ شخصی عباس حسین پور شورای اسلامی تخت سلیمان وبلاگ طرفداران سلیمی نیا پایگاه خبری وتحلیلی مفید پایگاه اطلاع رسانی شیز تکاب شهر گمشده ارومیه مجله ی انگلیسی تکاب هیات کوهنوردی تکاب رضا دشتی برنجه rohollahmirzaee شورای شهر تکاب اعتدال نیوز-تکاب English Center بانك كتاب ميلاد فرمانداری تکاب شهاب کامپیوتر طبیعت تکاب یاشار گوهری آبشار قینرجه برتر از گوهر ترنج خاتون ارومیه نیوز تکاب آیسان تکاب اخگر فاش آنلاین آوای تکاب عصر ایران کرد پرس تخت نیوز باران امید آینانیوز تابناک ورزش ايراني پرتال زيگور طراح قالب