بهروز میرزایی شیرمرد
تماس با من
پروفايل من
نويسنده (هاي) وبلاگ بهروز میرزایی شیرمرد
آرشيو وبلاگ
      وبلاگ رسمی بهروز میرزایی شیرمرد (روزنامه نگار مستقل)
مردی از جنس ایثار که در گمنامی کامل پرواز کرد نويسنده: بهروز میرزایی شیرمرد - جمعه ۳۱ خرداد ۱۳٩٢
 شما نیوز:در عصری که به عصر قهرمان پروری های پوشالی معروف است و بیشتر قهرمانان ما را هنرپیشگان و ورزشکاران  به خود گرفته است  . هنوز مردان گمنام قهرمانی هستند که حاضرند مثل جنگ تحمیلی برای نجات آب و خاک و فرزندان این مرزو بوم مبارزه کنند .  هنوز هم افرادی در این دنیا هستند که حاضرند به خاطر خشنودی خانواده ای  جان خودرا  هدیه کنند . 

همین دیروز بود که امید عباسی آتش نشان فداکار به خاطر  نجات دادن جان یک کودک  جان خود را هدیه کرد تا  و دوسه روز رسانه های کشورمان از این واقعه با آب و تاب فراوان نوشتند و بعد از آن بجز دیدار تیم های ملی ایران و لبنان حرکتی که از خلعتبری در تقدیر و زنده نگاه داشتن یاد این قهرمان سر زد دیگر توجه خاصی به این قهرمانان ملی نشد .  بیشتر اوقات ما قهرمانان را کسانی می دانیم که مدال طلا گرفته باشند یا فوتبالیست هستند و یا اینکه سیاستمدار  بوده و هستند را به عنوان قهرمان می شناسیم ولی امثال امید عباسی ها را خیلی کم  به دنیا معرفی می کنیم .

درست در دومین روز  هیاهوی تبلیغات شوراها در سراسر کشور بود که سد احمد آباد(سدی در شهرستان تکاب دراستان آذربایجان غربی) جان 5 نفر را گرفت و جز چندخبر کوتاه و گفتگوی کوتاه از مسئولین شهر  با سایت های استانی  و روزنامه ایران دیگر کسی به عمق فاجعه نپرداخت  حادثه شومی که یک قهرمان داشت قهرمان غریبی که همچون یک شهید گمنام از میان ما رفت داستان از آنجا شروع شد«که اعضای 2 خانواده که برای تعطیلات به سد تکاب رفته بودند که الناز 22 ساله برای شنا داخل آب سد می‌رود و دقایقی نگذشته بود که همه با شنیدن فریادهای کمک‌خواهی این دختر وحشتزده خود را به کنار سد می‌رسانند و حیرت‌زده دیدند الناز در حال دست و پنجه نرم کردن با مرگ است.
اکبر 25 ساله برادر الناز نخستین کسی بود که برای نجات جان خواهرش به آب سد شیرجه زد. خیلی زود امیدها کمرنگ شدند و همه با چشمانی وحشتزده دیدند از خواهر و برادر اثری نیست. این بار برادر 18 ساله به نام اصغر برای نجات جان خواهر و برادر دیگرش خود را به آب سد انداخت اما انگار سرنوشت غمناکی برای این برادران و خواهر نگون بخت رقم خورده بود و آنان گرفتار آب سد شده بودند
برادرشوهر الناز وقتی دید که اعضای خانواده عروسشان همه اسیر آب سد شده‌اند وی نیز برای نجات آنان خود را به آب انداخت و دقایقی بعد این مرد به خاطر بی‌احتیاطی و آشنا نبودن با فنون شنا مانند دو برادر و خواهر در آب سد تکاب غرق شد. سمیرا و مریم هاشمی 17 و 16 ساله نیز در آب سد دست و پا می‌زدند که یک مرد روستایی به نام محمد رحیمی که 35 ساله بود فرشته نجات آنان شد و توانست هر دو خواهر را زنده از آب بیرون بکشد اما این مرد فداکار خود اسیر سد مرگ شد و از پای درآمد»ـ.  این تنها خبر کاملی بود که از این حادثه شوم  توسط روزنامه ایران منتشر شد.
و بعد از آن دیگر هیچ رسانه ای  به پوشش این خبر نپرداخت . حرکت جوانمردانه  محمد رحیمی جوان 35 ساله  در  شادی حماسه ملی گم شد و  فرزندان کوچک این قهرمان در انتظار بازگشت پدر هر روز را به شب انتظار می کشند . اگر   محمد رحیمی در تهران زندگی می کرد چقدر رسانه ها به پوشش این خبر می پرداختند به راستی چرا رسانه ها و سایت های ما و حتی رسانه ملی ما حرکت های این ایثارگران را به دنیا مخابره نمی کنند .
چرا دیگر در کتاب های درسی ما نام افرادی همچون ریزعلی ها  دیگر به چشم نمی خورد آیا  وقت آن نشده که بابت کوتاهی نسبت به تقدیر و تشکر از این خانواده ها کاری انجام بدهیم . امید عباسی در پایتخت زندگی می کرد روحش  شاد  نامش در همه جا طنین انداز شد ولی فردی همچون محمد رحیمی کسی که جان دو نفر را نجات داد و برای  نجات دادن سومی دوباره به آب زد  برای همیشه گمنام ماند چرا باید غریب بماند آنهم از یک شهر محروم  . به جای اینکه بیاییم جومونگ ها و پطروس کبیرها را بزرگ کنیم بیاییم یادی از محمد رحیمی ها و امید عباسی ها بکنیم که  بتوانیم حس انسان دوستی عشق صداقت و یک رنگی را در جامعه ترغیب کنیم افرادی که  نه برای مال و نه برای کسب شهرت  جان خود را فدا کردند آری آنها فقط برای انسانیت و شرمنده نبودن در درگاه خدواند بزرگ این کار را انجام دادند.  نمی دانم عظمت و ایثار این مرد را با چه واژه هایی بیان کنم به راستی  چگونه توانستی مرگ را مغلوب خود کنی  و چگونه درس مردانگی و استقامت را بدون  حرف زدن به ما یاد دادی .
 آری مسئولین عزیز  بیاییم یا د این دهقان فداکار  این کشاورز زحمتکش که به خاطر نجات جان دو انسان فرزندان خود را یتیم کرد نگاه داریم و با نامگذاری کوچه یا خیابانی به نام او درس قهرمان پروری را به مردم بیاموزیم بیایم به جای اینکه ستاره سازی کنم .

این ستاره های گمنام را از خاموشی دربیاوریم و به آنها  بگوییم که ما هستیم  و راه شما را ادامه خواهیم داد. محمد رحیمی رفت  رفت که شاید انسانیت و گذشت هیچ وقت نمیرد او رفت تا جامعه از دهقان فداکار  خالی نماند.  او یک قهرمان بود و همیشه هم قهرمان خواهد ماند روحش شاد 

منبع:http://ketab-89.blogfa.com/post-1149.aspx

  نظرات ()
مطالب اخير بار رکود بر دوش نمایندگان مجلس دهم نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران استخدام می نماید برخورد سلبی درجمع آوری عرضه قلیان‌ها کارساز نیست استیضاح هیچ وزیری در فراکسیون امید منتفی نیست جوابیه معاون فرماندار تکاب به یک مطلب نمی‌توان با هدف بی‌خبر ماندن مردم، به سانسور روی آورد فرماندار با عباسی چه می کند...؟ سلامی دوباره.... واکنش دکتر هاشمی به شایعات الحاق دانشگاه آزاد تکاب به میاندوآب، تضعیف جایگاه تکاب و تشدید وابستگی
دوستان من دل نوشته های من (سنبله برنجی) وبلاگ شخصی عباس حسین پور شورای اسلامی تخت سلیمان وبلاگ طرفداران سلیمی نیا پایگاه خبری وتحلیلی مفید پایگاه اطلاع رسانی شیز تکاب شهر گمشده ارومیه مجله ی انگلیسی تکاب هیات کوهنوردی تکاب رضا دشتی برنجه rohollahmirzaee شورای شهر تکاب اعتدال نیوز-تکاب English Center بانك كتاب ميلاد فرمانداری تکاب شهاب کامپیوتر طبیعت تکاب یاشار گوهری آبشار قینرجه برتر از گوهر ترنج خاتون ارومیه نیوز تکاب آیسان تکاب اخگر فاش آنلاین آوای تکاب عصر ایران کرد پرس تخت نیوز باران امید آینانیوز تابناک ورزش ايراني پرتال زيگور طراح قالب