بهروز میرزایی شیرمرد
تماس با من
پروفايل من
نويسنده (هاي) وبلاگ بهروز میرزایی شیرمرد
آرشيو وبلاگ
      وبلاگ رسمی بهروز میرزایی شیرمرد (روزنامه نگار مستقل)
جوابیه مهندس خداوردی دولتیاری به متن بهروز میرزایی در مورد معادن تکاب نويسنده: بهروز میرزایی شیرمرد - شنبه ٢۱ دی ۱۳٩٢

تکاب امروز: مدتی پیش مطلبی از آقای مهندس خداوردی دولتیاری در مورد معادن تکاب در نشریه تخت سلیمان چاپ شد ، بعد از چاپ این مقاله آقای بهروز میرزایی از وبلاگ نویسان تکاب (اینجا)متنی در انتقاد به مطلب آقای دولتیاری در سایت خود منتشر نمود ، متن ایشان باعث شد تا مهندس دولتیاری جوابیه ای به انتقادات ایشان بنویسد که این متن را در اختیار وبلاگ تکاب امروز قرار داد امیدواریم ادامه مطلب مورد توجه شما مخاطبان و باز شدن گره ای از مشکلات شهرمان بگردد .

خداوردی دولتیاری

بنده به عنوان یک شهروند تکاب کوچکتر از آن هستم که شهروندان عزیز و گرامی و میهمان نواز و متدین و شهیدپرور و ولایت مدار خود را نکوهش کنم ، جناب میرزایی لطفا با دقت یک بار دیگر مطالب بنده منتشر شده در نشریه تخت سلیمان را بخوانید و یک طرفه به قاضی نروید طبق آمار موجود در تامین اجتماعی و اداره کار بخش عمده ای از اشتغالزایی در شهر تکاب سهم صنعت معدن و بخش ناچیزی مربوط به کشاورزی و سایر صنایع است موضوع اصلی متن اینجانب فقط و فقط به استفاده بهینه از امکانات معادن و اشتغالزایی و رفع محرومیتها با علم و اطلاع از مشکلات بوجود آمده برای شهرمان تکاب است و این را بدانید اگر تعداد مخالفین معدن کاران چندین برابر هم شود باز هم معدنکاران به کار خود ادامه خواهند داد پس چه بهتر است ضمن اطلاع از این فعالیتها به نحوه استفاده از امکانات معادن بپردازیم .


در جواب نکته مطرح شده از جانب شما باید بگویم شغل آبا و اجدادی من کشاورزی است و هنوز هم خانواده اینجانب به شغل کشاورزی مشغول هستند بنده نیز از جنس شما و همشهری شما هستم و در کنار شما در تکاب سرافراز زیسته ام چگونه مشکلات زیست محیطی بوجود آمده شهرمان را درک نمی کنم مگر اینکه شما از من و سایرین تکابی تر باشید ، تحصیلات اینجانب در زمینه زمین شناسی است و در حین ادامه تحصیل از جوانی در معادن سرب و روی استان زنجان مشغول تجربه اندوزی بوده ام و دقیقا از اوایل شروع به کار معدن طلای تکاب جهت همکاری با آنها اعلام آمادگی کردم ، اما بعد از اظهار نظر در مورد ایجاد سد باطله و هشدار در زمینه گسترش آلودگی محیط زیست از جذب بنده در سایت معدن منصرف شدند باید این نکته مهم را اضافه کنم : که اظهارات بنده در آن زمان مورد تایید جناب اقاق پرفسور« تد » از مشاورین خارجی معدن نیز قرار گرفت .

آن سنگی که فرمودید ، آری بنده به سینه می زنم چون جزء معدود تکابیهایی هستم که حاضر به فروش معدن خود نشده و همه زندگی و جوانی ام را برای استحصال معدن سنگ خود صرف نموده ام و معتقدم ما نیز همانند شهرهای دیگر کشور مان باید از صنایع پایین دستی معادن استفاده نماییم . شهرهایی چون زنجان ( معادن سرب . روی ) – بیجار ( سیمان ) - قروه ( معادن سنگ ) و .... مطمئن باشید توسعه تکاب زمانی محقق می گردد که صنایع مربوط به معادن موجود در شهر با همت مسولین ، معدن کاران و مردم باعث توسعه شهر خواهند شد هر چند مردم باید بدانند میزان کمکهای مستقیم مالی معادن شهرهای اطراف به توسعه شهرهایشان به مراتب از معادن تکاب کمتر است .

دررابطه با ترک شغل کشاورزی توسط مردم منطقه تکاب باید عرض کنم نابودی کشاورزی در منطقه دهه ها قبل از ورود معدن کاران به شهر تکاب آغاز شده بود . مگر چند در صد از کارگران و شاغلین در معدن قبلا کشاورز و یا دامدار و باغدار بوده اند بلکه باید به شما اطمینان بدهم شاغلین معدن نه مواجب بگیر بلکه اکنون با تجربه بیش از یک دهه در این صنعت تبدیل به افرادی با تجربه و متخصص در زمینه های مختلف صنعت معدن شده اند بخشی از آنها تکنسین ، مکانیک ، برقکار ، راننده لودر ، گرایدر ، غلطک تعمیرکار دستگاههای معدن ، جوشکار ، معدن یاب و ... تبدیل شده اند و این اندیشه که آنها فقط مواجب بگیر معدن هستند و دیگر هیچ ! اصلا منطقی نیست .

آقای میرزایی از اینکه به طور لفظی عدم مخالفت خود را با معدن کاری اظهار می نمایید از شما ممنونم ولی حتما دیده اید که دوستان بزرگوار چه شعارهایی پسندیده ای را روی سنگ و کوهها در حمایت از معدن کاران نوشته اند !!! و خیلی از این عزیزیان حتی زبان به فحش و ناسزا به معدن کاران گشوده اند بنده هم موافقم کارخانه طلا در نزدیکی یک روستا برای آنجا مشکلات زیادی دارد که باید بهره برداران آن جوابگو بوده و صدالبته با هم فکری می توان از این مشکلات برای مردم و حیوانات و گیاهان کاست و به دنبال کمک های آن کارخانه و لو اندک برای درمان زخمهای  بوجود آمده باشیم . بنده تنها نکته ای که در مورد کارخانه طلا اشاره کردم کمک به ساخت مسجد روستای شیرمرد بود که مورد ادعای اهالی روستای شیرمرد بود که شما هم برآن صحه گذاشتید اگر کارخانه ای 12 کیلو طلا به همراه سایر محصولات تولید می کند و شما برآن واقف هستند باید خیلی بیشتر از اینها به آن شهر و روستا کمک می کرد و کاش می شد به خود این عزیزان دسترسی داشت تا اطلاعات جامع تری گرفت آقای میزرزایی بنده قصد مصادره کمکهای مردمی و خیرین را به کام صاحبان معادن ندارم هرچند در مورد کمکهای کارخانه طلا دلیل و مدرک کافی دارم و آنچه نوشته شده خیلی از کمتر از آن است که واقعیت دارد .

نکته بعدی آن است که اگر بنده از فرمایشات عزیزان در مطالب خود آوردم خود در این جلسات حضور داشته ام اگر مدتی قبل برنامه شبکه استانی که آقای ببگی نماینده محترم مجلس در آن حضور داشتند مشاهده می نمودید پی به صحت عرایض بنده می بردید ولی جای بسی تاسف است که خبر آمدن پول را می دهند ولی محل هزینه ها معلوم نسیت وکسی هم جوابگو نیست برادر عزیز اهالی شهرهایی مثل شاهین دژ و بوکان سرمایه خود را در شهر خود سرمایه گذاری می کنند نه در تهران و زنجان و قزوین و سقز و بوکان و .. شما نیز مطلع هستید که چقدر املاک در آن شهرها متعلق به تکابی هاست اگر تکاب آباد و توسعه یافته و سرآمد         می خواهیم باید تلاش کنیم از نعمتهای موجود نهایت استفاده را ببریم نه اینکه مانند گذشته ای نه چندان دور که فرش افشار تکاب در اوج بود و باعث سرمایه داری عده ای شد و با کمال تاسف این سرمایه باعث آبادی شهرهای دیگر شد .

این مطلب که ماهانه 200 میلیون تومان از طریق معادن به حساب شهرداری و دهیاری ها واریز می گردد عین فرمایشات آقای بیگی نماینده محترم مجلس در جلسه فرمانداری و سالن اجتماعات است که بنده خود شنیده ام و در متنم آورده ام اینجا دیگر مسولان امر باید پاسخ دهند این مبالغ کجا هزینه شده و از موقع شروع دریافت مالیات بر ارزش افزوده دریافتی از معادن این دریافتی کجا هزینه شده و عدم توسعه راهها و کارهای زیر بنایی و عدم کمک باعث شده هر مسافری به شهر تکاب و روستا می آید آهی بکشد و  و افسوسی بخورد که نمونه آن نیمه کاره ماندن هتل پنج ستاره در کنار روستای احمد آباد است برادر عزیز بنده کسی را به معدن کاری دعوت نمی نمایم بلکه این گونه خدمات جانبی و صنایع پایین دست است که باعث اشتغال و توسعه شهر و روستای های تکاب خواهد شد .  

نکته پنجم اینکه اکر بنده دچار اشتباه شده ام و تکاب را با دیواندره و اصفهان مقایسه کردم شما بررسی نمایید و وضعیت جاده های تکاب را با گذشته مقایسه نمایید دقیقا به یاد دارم در سال 83 در نزدیکی شیرمرد آسفالت جاده را با گرایدر پخش می کردند و جاده تکاب تا سه راهی تخت سلیمان سرآمد اوج کار مهندسی در راه سازی است که در کمتر از یک سال چند تصادف منجر به فوت و مجروح داشته است و هر چند هفته یکبار بغل پلهای آن باید بازسازی گردد این را بدانید روزی معادن تمام شده و معدنکار بار و بندیل خود را بسته و خواهند رفت نگذارید آن روز از تکاب فقط ویرانه ای باقی بنماند .

در آخر باید عرض کنم هدف بنده دعوت از سرمایه گذاران در صنایع پایین دستی معادن سنگ مثل حمل و نقل و احداث سنگبری است و این شاید یکی از راههای توسعه و پیشرفت تکاب است و خواهشم از اهل قلم این است که کمکی به احداث صنایع وابسته به سنگ از طریق نوشتن و اطلاع رسانی برای جذب سرمایه گذارن کنند شاید با نشر مطالب گره ای از کار مردم نیازمند منطقه باز شود .

  نظرات ()
مطالب اخير پشت پرده ها پنج پندار اشغالگری دموکراسی نمی آورد (مقاله دکتر ظریف در روزنامه جمهوریت ترکیه) فقر در عین غنا نامه سرگشاده به امام جمعه تکاب تشکر از سلطان صلح سرپرست دانشگاه آزاد اسلامی مرکز تکاب معرفی شد روشنفکری و روشنفکر مآبی نقدی بر یک حرکت زشت دور خیز فرمانداری برای توسعه تکاب
دوستان من دل نوشته های من (سنبله برنجی) وبلاگ شخصی عباس حسین پور شورای اسلامی تخت سلیمان وبلاگ طرفداران سلیمی نیا پایگاه خبری وتحلیلی مفید پایگاه اطلاع رسانی شیز تکاب شهر گمشده ارومیه مجله ی انگلیسی تکاب هیات کوهنوردی تکاب رضا دشتی برنجه rohollahmirzaee شورای شهر تکاب اعتدال نیوز-تکاب English Center بانك كتاب ميلاد فرمانداری تکاب شهاب کامپیوتر طبیعت تکاب یاشار گوهری آبشار قینرجه برتر از گوهر ترنج خاتون ارومیه نیوز تکاب آیسان تکاب اخگر فاش آنلاین آوای تکاب عصر ایران کرد پرس تخت نیوز باران امید آینانیوز تابناک ورزش ايراني پرتال زيگور طراح قالب