بهروز میرزایی شیرمرد
تماس با من
پروفايل من
نويسنده (هاي) وبلاگ بهروز میرزایی شیرمرد
آرشيو وبلاگ
      وبلاگ رسمی بهروز میرزایی شیرمرد (روزنامه نگار مستقل)
نگاهی به مسئله جمعیت گریزی در شهرستان تکاب نويسنده: بهروز میرزایی شیرمرد - شنبه ٥ بهمن ۱۳٩٢

به قول سمپل جغرافیدان آلمانی" غریبه ها نیز هرگز مسائل ساختاری و بنیادی یک شهر را حل نمی کنند زیرا آنچه آنها از یک شهر می دانند به اندازه تصویر ذهنی یک کودک از شهر است و تغییرات اساسی در بافت و ساختار یک شهر را افراد بومی آن درک و حل می کنند

هادی نوری:شهرستان تَکاب در جنوب شرقی استان آذربایجان غربی قرار گرفته و جنوبی ترین شهر استان است.  شهرستان تکاب از لحاظ اقلیمی دارای اقلیمی سرد و خشک  می باشد. به طوری که  فصل  گرم سال از اواخر اردیبهشت شروع و تا اواخر

شهریور ادامه دارد و فصل سرد سال از اواخر مهر شروع و تا اوایل فروردین ادامه دارد. این اقلیم و تنوع آن از دوران گذشته تاکنون موجب ایجاد مناظر و چشم اندازهای طبیعی و مصنوعی زیبا بخصوص در حومه و روستاهای اطراف شهر گریده است. بی شک وجود بنای زیبای تخت سلیمان بی ربط با اقلیم دلپذیر و مناسب آن نبوده است چرا که اساس اتراق و مکانیابی حکومت های گذشته بر محور وجود آب و اقلیم مناسب می چرخید. در پی وجود این اقلیم مطبوع  و دسترسی آسان  به آب، آبادی های بسیار دور و نزدیک به شهر تکاب سکنی گزیدند.

در دل این روستا های بزرگ و کوچک شهری کوچک به نام تکاب وجود دارد. شهری که اصالت آن و مردمانش دارای قدمتی دیرینه است تا آن جا که به عنوان شهری تجارتی جهت خرید و فروش انواع کالا مردم از شهرهای اطراف به آن سرازیر می شدند امروز اما به یک شهر جمعیت گریز تبدیل شده است و مهاجرت از این شهر به عادت طبقه مرفه آن تبدیل شده است ومردم بی بضاعت و کم دست آن توانایی تغییرات بنیادی جهت خدمت به مردم شهر را ندارند  به طوری که قدمت و کهنگی هنوز بر رخسار  شهر باقیست.


هیچ رهگذری تغییری اساسی بر قواره شهر را احساس نمی کند. عدم تغییرات اساسی در زمینه مبلمان و طراحی شهری، بافت های فرسوده،  فضای سبز و پارک ها، جاده ها و پایانه ها، مکان های تفریحی و توریستی، خدمات بهینه به روستاها و عدم وجود افراد متخصص و باتجربه در تمامی نهادهای دولتی و خصوصی در سطح شهر، مخصوصا افراد بومی متخصص که شهر را به حال خود گذاشته اند و به شهرهای اطراف هجو م برده اند همه مردم شهر را به فکر فرو برده است. به قول سمپل جغرافیدان آلمانی" غریبه ها نیز هرگز مسائل ساختاری و بنیادی یک شهر را حل نمی کنند زیرا آنچه آنها از یک شهر می دانند به اندازه تصویر ذهنی یک کودک از شهر است و تغییرات اساسی در بافت و ساختار یک شهر را افراد بومی آن درک و حل می کنند. "مطالعه کنونی در نظر دارد که دلایل جمعیت گریزی در شهرستان تکاب را مورد مطالعه قرار دهد و پاسخ دهد که دلیل این شهرگریزی و جمعیت گریزی(مهاجرت)  چیست؟ چرا شهر تا این حد خالی از سکنه و از لحاظ توسعه عقب افتاده است؟ چرا هیچگونه تغییر اساسی بر رخسار و قواره شهر مشاهده نمی شود؟

تحلیل های جمعیت شناختی

طبق سرشماری سال 1390 مرکز آمار کشور،  جمعیت شهرستان تکاب و حومه آن 78122 نفر می باشد. تعداد 44040 نفر در شهر تکاب و 34082 نفر در روستاهای اطراف و حومه زندگی می کنند. طیف سنی 15تا 30 بیشترین جمعیت را به خود اختصاص داده است. این قشر حدود 4/31 درصد از  جمعیت شهری و روستایی تکاب را تشکیل می دهد. از لحاظ تحلیل های جمعیت شناسی و جمعیت شناختی، این طیف سنی در سطح شهر بیشتر افرادی هستند که در شهرهای اطراف به عنوان دانشجو مشغول تحصیل هستند یا قشر محصل در مدارس هستند که در هر صورت بیشتر مصرف کننده و سربار خانوارها هستند. در رابطه با قشر دانشجو باید ذکر شود که با شروع فصل درس(پاییز) این نسل تمام مصارف خود را بیرون از شهر تکاب تهیه می کنند و با توجه به تنوع آن در مراکز استان ها و شهرهای بزرگ رغبتی به خرید داخل شهر تکاب ندارند و حتی تمام اعضای خانواده را به خرید در این شهرها تشویق می کنند. این موضوع برای همه مردم شهر تکاب ملموس است در نتیجه مصارف و نیازهای شهر نیز با مهاجرتهای فصلی افراد به حرکت درآمده و در مراکز استان و شهرهای بزرگ تهیه می شوند. آنچه باید بیشتر مورد بررسی قرار گیرد تغییرات فصلی  و تاثیر آن بر جمعیت شهر تکاب است این موضوع از آن جهت مهم است که با شروع فصل گرم و نیازهای کشاورزی افراد، یکباره شهر خالی از سکنه می شود در نتیجه بازار از رونق می افتد و خیلی ها برای کار به شهرهای بزرگ مثل تهران روانه می شوند. به این قشر باید قشر محصل را نیز اضافه کرد که با اتمام تحصیل در سه ماهه تابستان برای کارهای فصلی به شهرهای بزرگ هجوم می برند. درنتیجه شهر محل اتراق زنان و پیرمردها می شود. شروع فصل سرد و اتمام کشاورزی خیلی از افراد در شهر و بخصوص روستاها را برای تامین معاش خانواده به شهرهای بزرگ از جمله تهران می کشاند از طرفی شروع دانشگاه نیز قشر محصل را به خارج از شهر سوق می دهد در نتیجه در تمام طول سال شهر( غیر از چند روز تعطیلی و اعیاد) خلوت و عاری از سنکه است. برای حل این مسئله و جلوگیری از مهاجرت های فصلی باید دست به دامان آقایانی شد که فقط در روزهای عید پیامکی تبریک را برای مردم ساده تکاب می فرستند اما توانایی احداث یک کارخانه یا یک دانشگاه مجهز در این شهر جهت جذب افراد بومی و غیر بومی را ندارند. رشته های درسی دانشگاه پیام نور و آزاد تکاب یکی پس از دیگری کنار گذاشته می شوند زیرا نه تنها هیچکس حاضر به حضور در این شهر ضعیف نیست بلکه دانشجویان بومی به شهرهای اطراف گرایش بیشتری تا شهر خود دارند زیرا همه چیز درس نیست یک دانشجو نیاز به تنفس و تفریح و گشت و گذار میان آدمیان دارد. آیا شهری خالی از سکنه و امکانات تفریحی، جذابیتی برای افراد دارد؟

تحلیل های ساختاری

 منظور از تحلیل های ساختاری، طراحی و بافت شهر در سه زمان گذشته، حال و آینده است.  یکی از ویژگی های ساختاری شهر تکاب از منظر هر بیننده ناموزون بودن بافت آن است. این ناموزونی متاسفانه در مهم ترین بخش های شهر یعنی بازارو مکان های پرازدحام بیشتر قابل مشاهده است. برای مثال بازارها و بازارچه های قدیمی موجود در شهرهای اطراف مثل زنجان یا سقز با تغییراتی همراه است که این تغیرات در راستای حفظ بافت قدیمی و باستانی شهر است. به عبارتی دیگر بافت قدیمی شهر حفظ می شود و امکانات و مصالح مورد استفاده جهت ترمیم بافت، همان مصالح قدیمی است اما برعکس این قضیه، در شهرستان تکاب چند سال پیش ایجاد نما در سردر مغازه ها در اولویت قرار گرفت. این چشم انداز در مرکز شهر به طرف میدان آزادی در چند مغازه قابل مشاهده است اما به دلایلی نامعلوم و مثل سایر طرحها ناقص ماند و عده ای معتقد بودند که باقت قدیمی که شامل در و سردر مغازه ها بود باید به هر قیمتی حفظ شود اما هیچ نوع تدارکی جهت حفظ آن در نظر گرفته نشد و اکنون این درهای چوپی در حال پوسیدن است و اکنون آنچه قابل مشاهده است وجود نزدیک به 10الی15 مغازه چوبی در مرکز شهر است که میان مغازه های قرار گرفته که کاملا بازسازی شده است با این حال هنوز هم معتقدند که بافت قدیمی شهر باید حفظ شود بدون اینکه حتی کوچکترین امکانات و مصالحی ترمیمی را جهت حفظ این بافت ها در نظر بگیرند در حالی که این دیدگاه کاملا باطل است چرا که ظاهر شهر را بسیار ناهمگون نشان می دهد و باید تمامی این چند مغازه نیز دستخوش تغییر و بازسازی قرار گیرند. در رابطه با ایجاد بافت های جدید متاسفانه مسئله بسیار حادتر است. ایجاد بیمارستان تازه ساخت در کنار ترمینال و پمپ بنزین باعث می شود که آلودگی های صوتی و شیمیایی بر روحیه و تشدید بیماری بیماران و حتی کارکنان بیمارستان اثر بگذارد. ایجاد پارک جنگلی در مکانی بسیار کوچک  که با تردد خودروهای گوناگون در روزهای تعطیلی بیشتر شبیه فضا های تردد ماشین است تا پارک جنگلی مورد دیگری است. درک معنای واقعی پارک جنگلی هنوز برای خیلی از افراد روشن نیست زیرا پارک جنگلی به فضای نسبتا وسیع گفته می شود که ماهیت و وجود آن بستگی به وجود تعداد زیادی از گونه های متفاوت درختان دارد. در رابطه با این موضوع قضاوت مردم بهترین پاسخ برای بانیان ایجاد این پارک جنگلی است. اما درناکتر از همه این موارد فراموش کردن و نابود کردن پارک ملت تکاب که شناسنامه و هویت شهر تکاب می باشد به قیمت احداث پارک جنگلی است. پارکی که زمانی مملو از ساکنان این شهر بود اکنون محل گردهمایی و مکان خواب معتادان و تبعیدی ها است. سالهاست که اسباب بازیها تغییر نکرده است. و خیلی از آنها اکنون جوش خورده و بلا استفاده است. آسفالت های پارک نزدیک به یک دهه از عمرشان می گذرد. حال جای سئوال است که چنین پارکی با این همه وسعت چرا روز به روز در حال نابودی بودی است و چرا به فکر زیباسازی آن نیستند؟ مدرسه امام علی با آن همه زیبایی در مکانی بنا شده که خوشایند و باب طبع خیلی از افراد نیست. تاسیس مدرسه ابتدایی دکتر حسن انوری در خیابان انقلاب، درست در مسیر عبور و مرور بیشترین تعداد خودرو در روز که هم باعث ایجاد ترافیک در زمان ورود و خروج و هم محلی از خطر برای دانش آموزان در هنگام ورود و خروج  از مدرسه است موضوع قابل اشاره دیگر است. ایجاد سه سالن ورزشی شهدا، کوثر و نیایش در فاصله کمتر از 100 متر از همدیگر باعث نوعی ناهمگونی در توزیع سالن های ورزشی در سطح شهر شده است.  پاکسازی و بتون کاری رودخانه ممتد که از داخل شهر عبور می کند از دو دیدگاه ژئومرفولوژیکی و دیدگاه فرهنگی قابل بررسی است. از نظر طبیعی عمر دانه های شن و ماسه با توجه به اندازه  قطر آنها در محل عبور های متفاوت آب فرق می کند و بعد 6 الی 7 سال بتدریج محل های عمیق آب دانه های ریز شن و ماسه را با خود حمل کرده و مکانی گود مانند را تشکیل می دهند و محل هایی که کم عمق یا اصلا آب ندارند به شکل اولیه خود باقی می مانند در نتیجه شکل گنگی را به وجود می آورند. علی رغم زحمت های زیاد  پیمانکاران این پروژه، هنوز خیلی از افراد زباله های خانگی و صنعتی را داخل رودخانه می ریزند. چرا که هنوز بسترهای مورد نیاز جهت درونی کردن فرهنگ  بهنجار و ناهنجار در شهروندان مهیا نشده است. موضوعی دیگری که قابل اشاره است عبور و مرور ماشین های سنگین از مرکز شهر است که باید جلو آن گرفته شود. نباید فراموش کنیم همین چند سال اخیر بود که شورای شهر توانست تا حدودی به آسفالت خیابان های مرکز شهر جان دوباره بدهد. سوق دادن صاحبان مغازه ها، مستاجران بازاری و دست فروش ها توسط اتحادیه ها، اصناف و شهرداری به سمت گرایش به ارائه خدمات به شهروندان و کسب وکار در نقاطی معین با مشاغل یکسان، هم دست و مکمل که هم مشتریان بیشتری جذب بازار شوند و هم اینکه قیمت ها تعدیل گردد و از طرفی از تعطیلی زودهنگام بازار در شب جلوگیری می کند از دیگر موارد قابل اشاره است. جهت جلوگیری از اطناب مطلب، می توان به مکانیابی نادرست و غیر استاندارد بودن تعدادی از پاساژها، تالارهای پذیرایی، ناقص ماندن پروژه های موزاییک پیاده روها و جوی های آب در سطح شهر، عدم تخلیه فاضلاب شهری، بهداشت درون شهری،کهنه بودن آسفالت بعضی از خیابان ها و عدم آسفالت بعضی از کوچه ها و مواردی دیگر اشاره کرد.  بافت های خارج از شهر بافتهایی هستند که رابط پیوستگی، میزان و نوع آن با شهر و بالعکس می باشند. این بافت ها در میزان ورود و خروج افراد طی سال، فصول، ماه و روز از اطراف و حومه شهر به داخل شهر و برعکس آن دخالت دارند. میزان دسترسی و بهینگی دو فاکتور مهم در رشد و توسعه روابط این بافت هاست. برای مثال کمتر کسی در شهرستان تکاب از کیفیت راهها و جاده های موجود راضی می باشد. تا نقطه مرزی شهرهای اطراف تکاب جاده ها کیفیت مناسب دارند همین که وارد شهر تکاب می شود جاده ها و آسفالت های آن بسیار بی کیفیت و خطرناک هستند. جاده مسیر دندی و جاده مسیر تکاب- سقز که نزدیک به چند سال است بودجه برای آسفالت کردن آن اختصاص داده نشده است. جاده های مسیر تکاب- شاهیند‍ژ، جاده روستاهای آلوچالوی پایین و بالا، یارعزیز و زره شوران هم نمونه های بارز دیگر است. به تمام این موارد مینی بوس های کهنه و غیر استاندارد تازه رنگ شده را که شهرهای اطراف به خورد افراد کم دست و جاده های نامناسب تکاب می دهند اضافه کنید. پایانه ها و طرف های قرارداد باید بیمه عمر این ماشین ها را بررسی کنند. هنوز یک سال از مرگ نزدیک به ده نفر از همشهریان عزیزمان طی دو فقره تصادف در نتیجه این بی احتیاطی ها نمی گذرد. موضوع مهم دیگر وجود معدن های طلا و سنگ بی شمار در این شهرستان است. وجود معادن همیشه نشانه رشد و توسعه پهنه ها و شهرها بوده است و همیشه درصدی از دریافتی ها صرف ساخت و ساز و آبادانی شهرها می شد. معادن طلای آقدره، زره شوران، و معادن سنگ در نقاط مختلف تکاب باید در جهت رشد و ترقی شهر باشد نه تخریب منابع طبیعی و خیابان های اصلی شهر که توسط عبو و مرور ماشین های سنگین شکل می گیرد. صرف موضوع وجود معدن و بکارگیری نیروهای متخصص و مبتدی در آن برای ساکنان شهر بسیار مفید است و جای قدردانی از صاحبان این معادن دارد اما مقایسه شهرستان تکاب با این همه ذخایر با شهرهایی که همین ویژگی را دارند جای بحث و اندیشه دارد. شهرستان رفسنجان در استان کرمان با همین معادن است که این همه توسعه پیدا کرده و هر روز هم در حال پیشرفت است. موضوع دیگر در رابطه با معدن، ایجاد آلودگی های شیمیایی، صوتی و زیست محیطی و اثراث آن بر روح و روان تمامی کارکنان معدن و حتی تمامی موجودات زنده ساکن در اطراف معدن است. وجود ماده ای به نام سیانور و نشت آن در محیط زیست نه تنها برای افراد شاغل در معدن بلکه برای ساکنان مستقر در روستاهای نزدیک معدن، پرندگان و موجودات آبزی یک خطر جدی محسوب می شود.  در رابطه با قانون کار، ساعات کار و فصل کار در معدن نیز امید است که صنعت و معدن استان و بهداشت محیط پیگیرهای لازم را انجام داده باشند. لذا انتظار شهروندان انتظار به جا و قابل قبول و امید است جامه عمل بر آن پوشیده شود.  وجود آثار باستانی و چشم اندازهای طبیعی باورنکردنی در حومه شهرستان تکاب از نقاط مثبت در جهت جذب مسافران فصلی و توریست است. اگر شهرستان تکاب برای خیلی از افراد جای غریب و ناشناخته ای است با وجود تخت سلیمان به عنوان میراثی از آیین و آداب  ایرانیان و نشانه ای از شکوه و عظمت حکومت ساسا نی، برای خیلی از افراد شناخته شده است اما هیچ نوع تدارکاتی در جهت جذب توریست در این مکان زیبا و دلنواز انجام نشده است. احداث یک دستگاه هتل در این نقطه مهم شاید برای بخش خصوصی میسر نباشد اما مگر این بنا نشانگر عظمت آیین و رسوم و آداب گذشته ایرانیان نیست. گذشته هر کس هویت گم شده یا فراموش شده او نیست و وضعیت کنونی تنها تغییر است و صد البته ماهیت و وجود  همان است که در گذشته نشان داده شده است. پس نباید خود را و گذشته خود را فرآموش کرد. پس انتظار میرود بخش دولتی نه تنها در خصوص احداث هتل اقدام کند بلکه در ترمیم گذشته تخت سلیمان با مصالح ترمیمی قابل استفاده در گذشته، عظمت دو چندان این یادگار زرتشتیان را به همه مسافران ایرانی و توریست ها نشان دهد. احداث هتل باعث ایجاد اشتغال افراد بومی شهر و جذب چند روزه مسافران و محققان خارج از شهر و در نتیجه کسب درآمد می شود. در نتیجه مسافرت چند ساعته جای خود را به مسافرت چند روزه و مشاهده سایر چشم اندازهای طبیعی مانند چمن متحرک چملی، ایوب انصار، زندان نبی کندی و ... می دهد. جاذبه تفریحی و درمانی آب گرم احمدآباد که به صورت قراردادی به افراد واگذار می شود جای رشد و توسعه دو چندان دارد و البته چند سالی است که کوچکترین دستی بر پیکر این مجموعه  آورده نشده است و آقایان فقط آخر هفته برای تسویه حساب تشریف فرما می شوند.  آنچه که امروز افراد را وابسته و دل بسته میکند سرعت جذب است. سرعت جذب به معنی دسترسی آسان و بی دغدغه در اسرع زمان به امکانات موجود است. با شروع فصل سرد سال و بارش سنگین برف از یک طرف و فاصله زیاد بعضی از روستاها با شهر،  وجود جاده های خطرناک و صعب العبور و کیفیت نامناسب آن ها  از طرف دیگر، بعضی از افراد به مدت طولانی در روستا می مانند یا جذب شهرهای اطراف می شوند. باید به جای گرایش روز افزون ساکنان روستاها به شهرهای اطراف امکاناتی فراهم گردد که جذب روستاها شوند.

تحلیل مسائل انسانی

بالطبع انسان و مسائل مربوط به او و پیرامون او در توسعه یا عدم توسعه شهرها از گذشته تاکنون موثر بوده است. از طرفی اجماع نظر بر پیشرفت شهر و فراهم ساختن بسترهای فرهنگی داخل آن جهت رشد تعالی و ایجاد مدینه فاضله، باعث دگرگون شدن محیط زندگی، افکار و عقاید و در نتیجه فرهنگ جامعه خواهد شد. اما این موضوع که از کجا بسترهای لازم جهت درونی کردن ارزش ها و پس زدن ناهنجاری ها باید سر درآورد مربوط به یک نفر یا یک نهاد خاص نیست. تکرار بهنجار لازمه ارزشی بودن آن است.  برای مثال بار اولی که در شهر ما ابزارهای ورزشی داخل پارک ها شروع به کار کرد  بیشتر کودکان به دیده اسباب بازی با آنها برخورد می کردند و پس از مشورت با والدین و تعامل با همسالان بالاخره دریافتند که این وسایل ها اسباب بازی نیستند بلکه وسایل ورزشی هستند. در نتیجه از این پس نحوه  نگاه آنها به این وسایل نگاه ارزشی است و هیچگاه این ارزش فرآموش نمی شود بلکه برای فرزندان آنها نیز به راحتی قابل هضم است. از طرفی حتی اگر این وسایل ورزشی به عنوان اسباب بازی استفاده شود و خراب گردد نباید آن ارزش قبلی که در ذهن ما به عنوان ابزار ورزشی شکل گرفته و به عنوان قانون ثبت شده و جزو جزئی از فرهنگ ما شده فراموش گردد بلکه باید در ترمیم آن کوشید تا به یک ارزش و عادت مثبت فرهنگی تبدیل گردد. ریختن زباله داخل مکان های عمومی یا جوی های آب و رودخانه ها نمونه هایی از مثال بالاست که باید بسترهای لازم جهت درونی کردن این فرهنگ غلط مهیا شود. این انسان و فرهنگ اوست که یک پارک را به مکانی برای تفریح کودکان و آرامش جامعه تبدیل می کند یا ویرانه ای از آن جهت اجتماع افراد ولگرد می سازد.  فرهنگ انسان به واسطه تخصص و تجربه، مکانی برای رشد عقاید و افکار و در نتیجه تغییرات محیط درونی و برونی خویش و بالاخره فرهنگ اوست. تخصص و ابزارهای آن از ملزومات توسعه بهینه است و وجود چالش های موجود در رابطه با تخصص و ابزارهای آن یکی از مهمترین دلایل عدم رشد و توسعه شهر تکاب است. برای مثال کمبود تجهیزات پزشکی و به واسطه آن پزشکان متخصص در این شهر باعث گرایش بیشتر افراد جامعه شهر تکاب به شهرهای اطراف شده است. با توجه به بالا رفتن تعداد بیکاران در کشور و عدم جذب در شهرهای بزرگ، این پزشکان جوان جهت کسب تجربه و ایجاد فرصت شغلی به شهرهای کوچکی مثل تکاب که امکانات چندان مناسبی هم در آن پیدا نمی شود وارد شده و افراد را یا فقط صرف تجویز داروهای مسکن و آرام بخش معاینه می کنند و یا آنها را به  شهرهای اطراف رهسپار می کنند. فاصله زیاد تکاب از مرکز استان و عدم علاقه متخصصین پزشکی به کار در این شهر نیز مسئله ای است که نیاز به بررسی دو چندان دارد. این یک نمونه بارز و آشکار از کمبود تخصص در این شهر است که برای همه مردم آشکار است. بی پروا باید گفته شود که خیلی از اداره ها در این شهر از کمبود متخصص رنج می برند. از دهه هفتاد به بعد چند نفر از شوراهای محترم شهر و شهردارها در رشته های کارشناسی و ارشد عمران، شهرسازی، معماری شهری، برنامه ریزی شهری و روستایی در این شهر مشغول به کار بوده اند؟ محبوبیت چند ساله میان مردم شهر و قومیت ها و کارمند و دبیر چند دهه بودن اداره و مدارس تخصص نیست بلکه تجربه شخصی قابل تکرار است. تخصص در زمینه مبلمان شهری و برنامه ریزی توسعه ای شهر ربطی به محبوبیت در شهر ندارد و با محبوبیت به دست نمی آید. خیلی از متخصصین جوان به علت عدم محبوبیت و اعتماد به آن ها اکنون خانه نشین شده اند و یا در شهرهای دیگر مشغول به فعالیت هستند. شهردار و شوراهای شهر باید از متخصصین باشند و از تخصص و هنر آنها استفاده شود و نه دبیران و کارمندان  چند دهه ای شهر که کارایی لازم در جهت برنامه ریزی در شهر را ندارند. پس تخصص را نباید با محبوبیت اشتباه گرفت.  عشق و علاقه به خاک و سرزمین و خدمت به آن نیز جزئی از فرهنگ انسان هاست که اگر گفته شود در این شهر متاسفانه کمرنگ شده حرفی به گزافه نگفته نشده و شاید بحث اصلی نیز بر محور همین موضوع چرخ می خورد. ترک شهر و میل به شهرهای اطراف و مراکز استان برای طبقه مرفه و کارمندان دو فیشه به یک عادت تبدیل شده است. ترک شهر و خالی کردن آن راه چاره نیست. باید به جای خالی کردن سرمایه و پول های کلان در شهرهای اطراف دست به ایجاد کارخانه و ایجاد شغل در این شهر زد. جزئی از فرهنگ ما این است که به زادگاه و همشهریان خودی خدمت کنیم نه اینکه شهر را ترک کنیم. در چند سال اخیر خوشبختانه تعداد وبلاگها و وب سایت های شخصی و گروهی افزایش یافته است. ولی درج بعضی مطالب مغرضانه و قضاوت های یک طرفه و شخصی درباره افراد و دادن القاب به آن ها و نقد کارایی آن ها در مقام و پست خود باید جای خود را به نقد مسائل  اجتماعی، فرهنگی، شهری و برنامه توسعه ای و آینده نگری بدهد. وجود تفکرخود محوری و عصر جاهلیتی بعضی از این شب نامه نویس ها که پشت نقاب نقادی چیره دست مشغول به تحلیل افراد و مسائل مربوط به شهر هستند هیچ وقت منجر به توسعه آن نخواهد شد و تنها نتیجه ای که در برخواهد داشت احساس نتفر، بیگانگی، دوگانگی ارزشی و عدم اعتماد به نفس افراد در کار و در نتیجه کوچ از شهر است. امید است که این افراد نقدی بر تصحیح تفکر خود نیز داشته باشند. شهری که در سال 1385  طبق سرشماری مرکز آمار دارای جمعیتی بالغ بر 82274  نفر بوده است اکنون تنها شهر استان است که  با رشد منفی و جمعیت گریزی همراه است و روند نزولی به خود گرفته، به طوری که جمعیت آن به رقم 78122 نفر کاهش یافته است. تمامی این قضایا و بحث های ذکر شده هر کدام به نوعی مسئول این جمعیت گریزی هستند. امید است که همه مردم و شهروندان در حد توان خود به توسعه و رشد این فضای غمگین، معصوم و دلشکسته کمک کنند تا شهر تخت سلیمان جان دوباره بگیرد. مشارکت دادن مردم و بخش خصوصی در طرح های توسعه ای شهر، جذب افراد متخصص در نهادهایی که در ارتباط با طراحی الگوهای شهری، عمران و آبادانی، برنامه ریزی شهری و محیطی قرار دارند و سوق دادن مردم به تغییر نگرش در رابطه با پدیده جمعیت گریزی و جذب سرمایه انسانی(جمعیت) در شهر با ایجاد  تاسیسات و کارخانه ها از مهمترین راهکارهای نجات شهر می باشد که امید است جامه عمل بر آن پوشیده شود.

                                                                                                                             هادی نوری

کارشناس ارشد برنامه ریزی محیطی

 

  نظرات ()
مطالب اخير نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران استخدام می نماید برخورد سلبی درجمع آوری عرضه قلیان‌ها کارساز نیست استیضاح هیچ وزیری در فراکسیون امید منتفی نیست جوابیه معاون فرماندار تکاب به یک مطلب نمی‌توان با هدف بی‌خبر ماندن مردم، به سانسور روی آورد فرماندار با عباسی چه می کند...؟ سلامی دوباره.... واکنش دکتر هاشمی به شایعات الحاق دانشگاه آزاد تکاب به میاندوآب، تضعیف جایگاه تکاب و تشدید وابستگی میان اختیارات شوراها و انتظارات مردم شکاف عمیقی وجود دارد
دوستان من دل نوشته های من (سنبله برنجی) وبلاگ شخصی عباس حسین پور شورای اسلامی تخت سلیمان وبلاگ طرفداران سلیمی نیا پایگاه خبری وتحلیلی مفید پایگاه اطلاع رسانی شیز تکاب شهر گمشده ارومیه مجله ی انگلیسی تکاب هیات کوهنوردی تکاب رضا دشتی برنجه rohollahmirzaee شورای شهر تکاب اعتدال نیوز-تکاب English Center بانك كتاب ميلاد فرمانداری تکاب شهاب کامپیوتر طبیعت تکاب یاشار گوهری آبشار قینرجه برتر از گوهر ترنج خاتون ارومیه نیوز تکاب آیسان تکاب اخگر فاش آنلاین آوای تکاب عصر ایران کرد پرس تخت نیوز باران امید آینانیوز تابناک ورزش ايراني پرتال زيگور طراح قالب