بهروز میرزایی شیرمرد
تماس با من
پروفايل من
نويسنده (هاي) وبلاگ بهروز میرزایی شیرمرد
آرشيو وبلاگ
      وبلاگ رسمی بهروز میرزایی شیرمرد (روزنامه نگار مستقل)
نامه سرگشاده به امام جمعه محترم شهرستان تکاب... نويسنده: بهروز میرزایی شیرمرد - شنبه ٢٠ اردیبهشت ۱۳٩۳

 درحالیکه مردم تکاب در گذر زمان زمینهای وقفی را با پول خودشان خریداری کرده وبه جای 30%- صد درصد قیمت زمین را پرداخته اند ودر حقیقت یک بار برای همیشه از طریق خرید وفروش پذیره کامل داده اند .آیا اخذ پذیره مجدد توسط اداره اوقاف وجاهت شرعی وقانونی دارد؟

نماینده معزّز ولی فقیه وامام جمعه محترم شهرستان تکاب

با سلام و تحییت

با این پیشگفتار که موقوفات باید براساس نیات واقف وبرای رفاه موقوفٌ علیهم مصرف شود وباید از موقوفات برای رفع مشکلات جامعه استفاده شود نه اینکه خود مشکلی برای جامعه باشد تا با این وسیله شاهد گسترش سنت حسنه وقف دربین مردم وتوسعه  آبادانی بیشترجامعه باشیم.

ازآنجاییکه نیازمبرم وقف، نظارت است و بین وقف مورد نظراسلام وآنچه که اتفاق می افتد تعارضاتی به نظرمی رسد فلذا: پیگیری ونظارت شما درجایگاه نماینده محترم ولی فقیه وناظر بر اجرای احکام اسلام وبه تبع آن نظارت برموقوفات ودفاع از حقوق مردم بیش از پیش آشکار می شود .

با علم کامل ازسعه صدر وسینه گشاده آن عالم فرزانه وبا اطمینان وافی از دغدغه های شما دراجرای احکام ومنویات اسلام عزیز ،وپا فشاریتان دررعایت حقوق مردم  ،اینجانب را برآن داشت تا ازباب ادای تکلیف شرعی ، سیر تکاملی موقوفات مرحوم سلیمان خان افشار را تبیین نموده وشبهات وابهامات موجود درزمینه وقفنامه ،بیع زمینهای وقفی ،نحوه انتقال تولیت وعملکرد فعلی اداره محترم اوقاف وامورخیریه تکاب را به اجمال تشریح نموده ومتواضعانه ازساحت آن فقیه ارجمند خواستارم پاسخ  شبهات مطروحه ذیل رااز محضر اعاظم فقهاء وحقوقدانان جویا شوید تا سنت جاریه وقف دراین شهربیش از پیشبا احکام اسلام وقوانین موضوعه کشورعزیزمان مطابقت نماید وبدون تردید مدخلیت شما دراین خصوص برگ دیگری از دفتر خدمات فاخر شمارا ورق خواهدزد ومصداق ومشمول عبارت قرآنی (ینبئواالانسان یومئذٍ بما قدّم وآخّر)خواهیدبود.

وقفنامه مرحوم سلیمان خان افشار بسال 1277 قمری مقارن سال 1236  هجری شمسی تنظیم شده است .وبر اساس وقفنامه که تصویر آن درپیوست تقدیم می گردد. چهار دانگ از شش دانگ  قریه تکانپه را وقف عام نموده است ومنافع موقوفات را برای تعزیه داری حضرت سید الشهداء نیت کرده است .اینک راقم این سطور ، با یک مقدمه کوتاه به بیان ابهامات می پردازد.


مقدمه :وقف یعنی بخشیدن مال خود برای خدا .یا به تعبیر فقهی حبس کردن مال (زمین ،باغ ، خانه  و......)ودر اختیار گذاشتن منافع آن برای موقوف علیهم (کسانی که در محدوده موقوفات زندگی می کنند) با این شرط که،واقف آنچه حبس مخلد شرعی نموده ، ملک شخصی خود بوده وبا عرق جبین بدست آورده باشد .و متولی اعم از خود واقف ویا طبقات ارثی واقف ویا متولیان دیگر، مکلف هستند طبق نظارت ناظر بروقف ،منافع حاصله از موقوفات را کا ملاً منطبق با نیّت ویا نیّات واقف خرج نمایند واساس تأمین نیات واقف است واگر پس از تحصیل نیات واقف مبلغ ناچیزی ماند آنهم درراستای نیت واقف  هزینه می شود .وحسب اجماع فقهاء ،احدی حق ندارد منافع حاصله از موقوفات را به منظور دیگری ویا مکان دیگری هزینه نمایند .

واما ابهامات  موقوفات تکاب در چهار بخش بطور مجزی  بشرح زیر تقدیم می گردد.

الف)-اشکالات فقهی ،حقوقی خود وقفنامه .

ب)-فروش زمینهای موقوفه تکاب در جریان اصلاحات ارضی .

ج)-شبهات موجود در انتقال تولیت .

د)-عملکرد فعلی اداره محترم اوقاف وامور خیریه تکاب .

 بخش الف)-وقفنامه مرحوم سلیمان خان:

ابهامات:

 1-مرحوم واقف حاکم صائین قلعه بوده وتکان تپه وقریتین موصوف در وقفنامه جزءقلمروء حاکمیتی ایشان بوده است وسالانه فقط بهره مالکانه ازدهقانان می گرفته است .آیا حاکم می تواندمالک باشد ومالی را که مالک آن نیست وقف نماید؟

2-با فرض براینکه زمینهای وقف شده جزء دارایی شخصی ایشان بوده. آیاایشان این دارایی را  با عرق جبین بدست آورده بودند .چنانچه در تاریخ صدر میخوانیم که مولا امیر المومنین (ع) با عرق جبین چاه حفر کرده ویا با دستان  مبارک باغی را آباد می کردند وسپس منافع آنرا وقف مسلمین می نمودند.آیا وقف این نوع دارایی حجیت شرعی دارد؟

3-حسب ظاهر مرحوم سلیمان خان افشار از نواده گان یکی از سرداران نامی نادرشاه افشار بوده که بدلیل همراهی با نادر شاه در دوجنگ با عثمانی ها ،وسایر خدماتش به عنوان حکمران منطقه برگزیده شده ودر نظام سیاسی ملوک الطوایفی ،منطقه را بین خانزاده های دودمان تقسیم وتصاحب نموده اندوسپس در عهد قاجار دریک اقدام سیاسی مبنی براینکه به حکومت مرکزی خراج سالیانه ندهند تکانتپه وچند قریه همجوار را وقف نموده اند.حال اگر وقف ایشان یک عمل سیاسی نبوده چرا صائین قلعه را وقف ننموده است ؟

4-مطابق با نظراجماعی فقهاء که در لمعه شهید اول آمده است واقف باید صیغه وقف را جاری واز کلماتی چون وقفتُ ،حبستُ و نظایر آن استفاده نماید.ولی در وقفنامه موجود ،این اصول رعایت نشده است .

5-موقوفٌ علیهم کسانی هستند که در محدوده موقوفات زندگی می کنند لذا واقف  طبق نظر شارع مجاز نیست زمین  قریه تکان تپه را وقف نموده ومنافع آنرا به حسینیه روستای یولقون آغاج اختصاص دهد.

6-مهمترین اصل در وقف قبض مال است به حکم شریعت ، پس از وقف مال واقف باید نسبت به قبض آن مال به متولی اقدام نماید چنانچه وقف کرده ولی قبض ننماید واز دنیا برود وقف نامه باطل است بر این اساس هیچ قرائنی  دال بر قبض مال وقفی به متولی اعم از طبقات ارثی خود ویا اداره محترم اوقاف وجود ندارد.

  بخش ب)-خرید وفروش زمینهای وقفی:

در جریان اصلاحات ارضی ،90%زمینهای زراعی به وسیله دولت  ازملاکین بزرگ خریداری وبه خرده مالکان فروخته شد . گرچه خرید وفروش زمینهای وقفی جایز نیست ولی  قوانین اصلاحات ارضی ما بین  سالهای  41 تا 52 در تکاب اجراء گردیده است .ومستاجران کشاورز مقیم تکاب ،آنهاییکه تمکن مالی داشته اند ثمن زمین های کشاورزی را  یکجا  به دولت پرداخته  وآنهاییکه بضاعت اندک داشته اند  طی 15 قسط در طول 15 سال پرداخته اند.وقائدتا دولت نیز طبق قوانین اصلاحات عرضی عمل کرده وثمن زمینها را یکجا به مالکان پرداخته وبرای کشاورزان مقیم تکاب سند مالکیت داده است .که تصاویر آن در پیوست تقدیم میگردد.

بنابر این موقوفات تکاب در آن ایام تبدیل به احسن شده وزمین وقفی نمانده است .و 100% پذیره زمینها هم به نرخ روز  نیز پرداخت شده است .حال ابهام این بخش این است :

ابهامات:

1-آیا بازگرداندن زمینهای وقفی مطابق با نظر حضرت امام شامل موقوفات تکاب نیز می شود؟

ج)-نحوه انتقال تولیت :

بسال 1371اداره اوقاف در تکاب مستقر شده است وبا این دلیل که در متن وقفنامه  نوشته شده است تولیت موقوفات بطن الی بطن در قبض وید اولاد ذکور سلیمان خان خواهد بود واگر نسل واقف منقطع شود تولیت به علیم علمای سلسله شیخیه خواهد رسید وبا نیان سلسله شیخیه در زمان خود بدلیل غلو وافراطی گری در مکتب شیعه از طرف فقهای معروف وقت ازجمله کاشف الغطاء همدانی تکفیر و به فرقه ضاله موسوم شده اند وفلذا به  دلیل ذکر نام  سلسله شیخیه در وقفنامه ،تولیت موقوفات از دست متولی وقت مرحوم عسگر خان گرفته وبه اداره اوقاف منتقل شده است .

در دهه هشتاد یکی از نوادگان سلیمانیان که مقیم خارج از کشور هستند به منظور باز پس گرفتن تولیت شکایتی علیه اداره اوقاف تنظیم و تقدیم دادگستری  شهرستان تکاب می نماید و دادرس  دادگاه بدوی شاکی را حاکم پرونده تشخیص داده وحکم انتقال مجدد تولیت را به خاندان سلیمانیان می دهد.ولیکن درپی اعتراض اداره اوقاف به رای دادگاه ادامه دادرسی به دادگاه تجدید نظر استان آذربایجانغربی می رسد که در یکی از شعبه های تجدید نظراستان ،بدلیل اینکه هویت شخص شاکی مبنی براینکه از نسل سلیمان خان باشد برقاضی پرونده محرز نمی شود لذا حکم بر ابطال رای دادگاه بدوی ویا تعلیق پرونده می دهد .

ابهامات:

1-طبق مفاد وقفنامه اولاد ذکور سلیمانیان منقطع نشده است و قرائنی هم وجود ندارد این خاندان از آن فرقه ضاله هستند چنانچه بازماندگان همه ابرام واصرار دارند که پیرو شیعه اثناء عشری هستند واعتقاد هم امر درونی است وهیچ کسی از ضمیر دیگری با خبر نیست وفقط درروز قیامت اسرار آشکار خواهد شد (یوم تبلی السرائر)

2-با فرض اینکه همه خاندان سلیمانیان از زمره فرقه شیخیه بوده اند .آیا وقفشان صحیح است ؟آیا این موضوع ،پارادوکس منطقی ندارد کسانی که  اعتقادشان محل تردید است ولی مالشان پاک است ؟

3-چنانچه حقوقدانان مستحضرند ، رای دادگاه تجدید نظر فقط در طول رای دادگاه بدوی نافذ است .آیا قاضی می تواند مستنداتی که دادگاه بدوی بدان رای داده ساکت شود وبا استنادات  دیگری ،حکم اولیه را منسوخ نماید ؟

د)- شرح عملکرد اداره محترم اوقاف وامور خیریه تکاب .

با فرض بر اینکه آنچه مذکور افتاد فاقد ابهام ودارای پاسخ صحیح شرعی وقانونی هستندولی آنچه دراین ولایت تحت قیمومیت اوقاف اداره میشود ابهامات ذیل را داشته وبا قوانین کشورعزیزمان همخوانی ندارد.بدیهی است فصل الخطاب همه آحاد ملت بزرگ ایران قوانینی است که از طریق قوه تقنیه ویا ازطریق هیات دولت تصویب وبه امضای ریس مجلس شورای اسلامی می رسد وهیچ  نهاد وسازمان حق ندارد با سلایق خود آیین نامه هایی درارتباط با حقوق مردم نوشته وقوانین عام کشوری را تخصیص دهند

براساس قوانین موجود هیات دولت ،که بخش مهم آن توسط دیوان عدالت اداری ابطال گردیده است.ادارات اوقاف مکلف است دونوع حق ازمستاجران عرصه های اوقافی بگیرید.

الف)-حق ایجار (اجاره سالیانه زمین وقفی )

ب)-حق پذیره ،آنهم مشروط به اینکه واقف در وقفنامه اجازه دریافت آنراداده باشددر حالیکه همچون اجازه ایی داده نشده است .

شرح الف)- اگر زمینی وقف شده باشد وشخصی با اجازه متولی آن زمین رابه منظوری  اجاره نموده باشد مستاجرنام دارد واگردرروی زمین  کشت نموده ویا باغ بسازد ،خانه احداث نموده ویا مغازه و....درست نماید مکلف است مبلغی به قیمت عادله روز درجهت تامین نیات واقف ،سالانه به متولی بپردازد به طوریکه وجه اجاره با قیمت عادله آنچنان کم وناچیز باشد که رضایتمندی وتوان مالی مستاجر را درپی داشته باشد .وبر اساس قانون مدنی ،چنانچه مستاجر در طول سه سال متوالی نتواند درزمین استیجاری کاری انجام دهد اجار نامه ابطال شده ومتولی مجاز است زمین وقفی را به شخص دیگری واگذارنماید .

1-آیا قیمت عادله از طرف تولیت فعلی رعایت می شود واحساس رضایتمندی وتمکن مالی مستاجر لحاظ می گردد.

2-منافع موقوفات معین المصرف وبرای تعزیه داری حضرت سیدالشهداء نیت شده است وبا حداقل اجاره بهاء میتوان نیت واقف را تامین کرد آیا همه ساله بصورت تصاعدی ارقام اجاره را بالا بردن از نظرشرعی صحیح است .آیا همزمان با  تورم  ونوسانات بازار، نیت واقف هم متورم وگشایش می یابد؟

3-اگر اداره اوقاف متولی موقوفات است آیا میتواند زمینهای بایر موقوفه که در گوشه کنار شهرتکاب، بی هیچ کاربری مانده است تصاحب وبه دیگری اجاره دهد؟

حق پذیره :پذیره معنایی مرادف با هبه کردن ،بخشیدن اعطاء نمودن دارد .وفلسفه وجودی پذیره این است :چون شخص مستاجر پس از تحصیل نظرمتولی میتواند برروی زمین اعیان بنا نموده وآن اعیان را  تملک نماید مبلغی بعنوان پذیره به متولی وقف می پردازد تا حق تملک اعیان بدست آورد.در حقیقت بخاطر اعطای تملک از طرف متولی به مستاجر ،مبلغی هم از طرف مستاجر به متولی بعنوان هبه پرداخته می شود که قانون اندازه آنرا 30%ارزش کل زمین قرارداده است.به این معنا که زمین وقفی 70%  از زمین غیر وقفی ارزانتر تمام شود وحسنه بدون وقف خودش را نشان بدهد وواقف منشاءخیر ومستوجب ثواب گردد.وزمینه  ترویج فرهنگ وقف درجامعه مسلمین جاری وساری گردد.

فلذا بنا بر دودلیل که حجت شرعی وقانونی هستند  به نظر می رسد موقوفات تکاب مشمول دریافت حق پذیره نمی شوند .

اول:-قانون نحوه دریافت ووصول پذیره واهدایی مصوب هیات دولت .

ماده‌ 1 ـ درمواردی که‌ زمین‌ بلامعارض‌ وقفی ابتدائا با اعطای حق‌ تملک‌ اعیان‌ جهت‌ احداث‌ واحد مسکونی و اداری ، خدماتی و صنعتی دارای موافقت‌ اصولی به‌ اجاره‌ واگذار میشود ، مبلغی متناسب‌ با قیمت‌ عادله‌ روز زمین‌ که‌ در هر حال‌ نباید از 30% قیمت‌ آن‌ کمتر باشد طبق‌ نظر کارشناس ‌رسمی دادگستری ویا دو نفر خبره‌ محلی به‌ هنگام‌ تنظیم‌ سند اجاره‌ به‌ عنوان‌ پذیره‌ اهدایی علاوه‌ بر مال‌ الاجاره‌ عادله‌ روز از متقاضی اعم‌ از شخص‌حقیقی یا حقوقی دریافت‌ خواهد شد.
تبصره‌ ـ میزان‌ پذیره‌ رقباتی که‌ بدون‌ سند اجاره‌ دراختیار اشخاص‌ است‌ در صورت‌ موافقت‌ متولی و یا اداره‌ حج‌ و اوقاف‌ و امور خیریه‌ با تنظیم‌ سنداجاره‌ و پرداخت‌ اجور معوقه‌ ایام‌ تصرف‌ مشمول‌ این‌ ماده‌ است‌ مشروط‌ بر اینکه‌ تصرف‌ متصرف‌ قبل‌ از سال‌ 1361 باشد

.ماده‌ 2 ـ مستاجر عرصه‌ای که‌ حق‌ تملک‌ اعیان‌ داشته‌ و احداث‌ اعیان‌ نموده‌ است‌ چنانچه‌ بخواهد مورد اجاره‌ را به‌ غیر انتقال‌ دهد 15% مابه‌ التفاوت ‌ارزش‌ فعلی عرصه‌ موقوفه‌ نسبت‌ به‌ ارزش‌ زمان‌ ایجار را میباید به‌ عنوان‌ پذیره‌ انتقال‌ به‌ هنگام‌ تنظیم‌ سند اجاره‌ به‌ نفع‌ موقوفه‌ پرداخت‌ نماید این‌ترتیب‌ درنقل‌ و انتقالات‌ بعدی نیز رعایت‌ خواهد شد بدیهی است‌ قیمت‌ عرصه‌ به‌ نحو مندرج‌ درماده‌ 1 محاسبه‌ خواهد شد.
تبصره‌ ـ چنانچه‌ مستاجر دریک‌ قطعه‌ زمین‌ موقوفه‌ واحدهای متعددی احداث‌ نماید در موقع‌ انتقال‌ قیمت‌ عرصه‌ هر واحد طبق‌ قانون‌ تملک ‌آپارتمان‌ها تعیین‌ و پذیره‌ انتقالی بر اساس‌ آن‌ محاسبه‌ و دریافت‌ خواهد شد.

ماده‌ 3 ـ درایجاد رقبات‌ بلامعارض‌ موقوفه‌ جهت‌ استفاده‌ به‌ عنوان‌ محل‌ کسب‌ صددرصد سرقفلی درصورت‌ تعلق‌ برابر نظر کارشناس‌ یا خبره‌ محلی از طریق‌ مزایده‌ به‌ هنگام‌ تنظیم‌ سند اجاره‌ به‌ نفع‌ موقوفه‌ وصول‌ خواهد شد.

ماده‌ 4 ـ هرگاه‌ مستاجر بخواهد واحد تجاری را که‌ عرصه‌ و اعیان‌ آن‌ وقف‌ است‌ به‌ غیر انتقال‌ دهد باید با کسب‌ موافقت‌ متولی و اداره‌ حج‌ و اوقاف‌ و امورخیریه‌ 10% کل‌ سر قفلی محل‌ را که‌ کارشناس‌ یا خبره‌ محلی تعیین‌ میکند به‌ هنگام‌ تنظیم‌ سند اجاره‌ به‌ موقوفه‌ بپردازد و درصورتی که‌ قبلا سرقفلی به‌ موقوفه‌ پرداخت‌ کرده‌ باشد10% مزبور نسبت‌ به‌ مابه‌ التفاوت‌ سرقفلی پرداختی قبلی به‌ موقوفه‌ و سرقفلی فعلی محاسبه‌ و دریافت‌ میشود.
ماده‌ 5 ـ درصورتی که‌ مستاجر درزمینی که‌ برای سکونت‌ اجاره‌ نموده‌ و خلاف‌ شرط‌ سند اقدام‌ به‌ احداث‌ محل‌ کسب‌ نموده‌ باشد ، در مواقع‌ انتقال‌ ملک ‌و یا ایجاد محل‌ کسب‌ باید 50% سرقفلی را برابر نظر کارشناس‌ به‌ موقوفه‌ پرداخت‌ نماید

ماده‌ 6 ـ انتقالات‌ اختیاری بین‌ مستاجر موقوفه‌ و طبقه‌ اول‌ ارثی وی و همچنین‌ درانتقالات‌ قهری مستاجر از پرداخت‌پذیره‌ معاف‌ میباشند.

ماده‌ 7 ـ در صورتی که‌ مورد استفاده‌ از زمین‌ منطبق‌ با نیات‌ واقف‌ نباشد کلیه‌ وزارتخانه‌ ها ، سازمانها و موسسات‌ دولتی و وابسته‌ به‌ دولت‌ و موسسات‌ عمومی غیر دولتی نظیر شهرداری ها و نیز نهادهای انقلابی مشمول‌ پرداخت‌ پذیره‌ طبق‌ این‌ آیین‌ نامه‌ خواهند بود.
ماده‌ 8 ـ اعطای حق‌ تملک‌ اعیانی درمورد اراضی موقوفه‌ای که‌ بنا به‌ تشخیص‌ مراجع‌ ذیصلاح‌ کاربری زراعی دارد ممنوع‌ بوده‌ و در ایجاد آنها پذیره‌ دریافت‌ نخواهد شد..
ماده‌ 9 ـ در مواردی که‌ در میزان‌ نحوه‌ و ترتیب‌ وصول‌ پذیره‌ و سرقفلی و یا تغییر نحوه‌ استفاده‌ از مورد اجاره‌ ابهامی و یا اختلافی به‌ وجود آید نظر سرپرست‌ سازمان‌ ملاک‌ عمل‌ خواهد بود

ماده‌ 10 ـ وجوهی که‌ از محل‌ پذیره‌ و سرقفلی حاصل‌ از اجاره‌ و استیجار رقبات‌ موقوفه‌ و یا به‌ عنوان‌ اهدایی دریافت‌ میگردد جزو عواید همان ‌موقوفه‌ محسوب‌ و علی ما قرره‌ الواقف‌ به‌ مصرف‌ میرسد و درصورتی که‌ از عواید مذکور پس‌ از وضع‌ مخارج‌ ضروری و اجرای نظر واقف‌ مبلغ‌ متنابهی باقی بماند که‌ بتوان‌ رقبه‌ جدیدی خریداری و یا اقدام‌ به‌ احداث‌ بنا در قسمتی از اراضی آن‌ نمود ، به‌ منظور استمرار و بقا موقوفه‌ و تامین‌ نظر واقف‌ و تضمین‌ بیشتر آن‌ برای سال‌ های آینده‌ با رعایت‌ صلاح‌ و صرفه‌ وقف‌ و با تحصیل‌ مجوز از سرپرست‌ سازمان‌ عمل‌ خواهد شد.
تبصره‌ ـ پذیره‌های ماخوذه‌ درموقع‌ ایجار موقوفات‌ خاص‌ متعلق‌ به‌ کلیه‌ بطون‌ است‌ و میباید جهت‌ استفاده‌ آنان‌ سرمایه‌ گذاری شود.

ماده‌ 11 ـ ادارات‌ اوقاف‌ و متولیان‌ باید حتی الامکان‌ قبل‌ از ایجار اراضی موقوفه‌ بررسی لازم‌ را معمول‌ تا درصورتی که‌ زمین‌ وقفی جهت‌ ایجاد مسکن‌ ،کارگاه‌ و یا واحدهای صنعتی مناسب‌ و مفید باشد با هماهنگی ادارات‌ ذیربط‌ و با استفاده‌ از منابع‌ مالی ممکن‌ و یا مشارکت‌ بانک‌ ها رأسا اقدام‌ به‌ احداث‌ ساختمان‌ نموده‌ و با توجه‌ به‌ نحوه‌ سرمایه‌ گذاری مورد بهره‌ برداری قرار گیرد.
بدیهی است‌ درصورت‌ عدم‌ امکانات‌ لازم‌ برای اجرای این‌ ماده‌ برابر مفاد آیین نامه‌ اجرایی قانون‌ تشکیلات‌ و اختیارات‌ سازمان‌ حج‌ و اوقاف‌ و امورخیریه‌ و سایر مواد این‌ آیین نامه‌ اقدام‌ شود.
تبصره‌ ـ اراضی موقوفه ‌ای که‌ برای ساختمان‌ واحدهای تجاری اعم‌ از پاساژ و غیره‌ مناسب‌ باشد میباید توسط‌ متصدیان‌ امر و.قف‌ نسبت‌ به‌ احداث ‌آنها رأسا اقدام‌ و سپس‌ از طریق‌ نشر آگهی مزایده‌ به‌ اجاره‌ واگذار شود.

توجه به مواد یک وشش

شرح ماده یک :اگر زمین وقفی در قبض وید اداره اوقاف باشد .وآن اداره ابتدائاً زمین وقفی بلا معارض  را به شخصی اجاره دهد وسپس آن شخص درخواست تغییر کاربری دهد ویا میل به ایجاد اعیان نماید آن شخص مکلف است پس از کشف قیمت زمین توسط   دونفر خبره محل ویا کارشناس دادگستری 30% قیمت زمین را به عنوان حق پذیره بپردازد واز پرداخت 70% بقیه ثمن به خاطر وقفی بودن معاف شود . درحالیکه مردم این زمینها را نه از طریق اوقاف بلکه با پول خودشان به قیمت روز خریده وثمن مبیع حکم پذیره را دارد که بجای  30درصد 100پول زمین را به فروشنده پرداخته اند.

شرح ماده شش:ـ  اعطای حق‌ تملک‌ اعیانی درمورد اراضی موقوفه‌ای که‌ بنا به‌ تشخیص‌ مراجع‌ ذیصلاح‌ کاربری زراعی دارد ممنوع‌ بوده‌ و در ایجاد آنها پذیره‌ دریافت‌ نخواهد شد.با توجه به اینکه اراضی موقوفات تکاب تماماً کاربری زراعی داشته است اعطای حق تملک صحیح نبوده وکسی هم اعیان برروی عرصه های موقوفه ایجاد کند نباید پذیره پرداخت نماید .

دوم-رای عمومی هیات دیوان عدالت اداری  .

رأی هیأت عمومی
به شرح نظریه شماره 20977/30/86 مورخ 30/1/86 فقهای محترم شورای نگهبان، اطلاق تبصره ماده 10 آییننامه نحوه و ترتیب پذیره و اهدائی در مواردی که واقف نظری نسبت به اخذ پذیره نداشته و یا نظر به عدم اخذ پذیره داشته و همچنین اطلاق تبصره ماده مزبور نسبت به لزوم سرمایه گذاری خلاف موازین شرع شناخته شده است. بنابراین مستنداً به اصل 170 قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران و ماده یک و سایر مقررات قانون دیوان عدالت اداری مصوب 1385 در باب مقررات دولتی که توسط شورای نگهبان خلاف احکام شرع شناخته میشود، حکم به ابطال تبصره ماده 10 آییننامه نحوه و ترتیب پذیره و اهدائی موضوع تصویبنامه شماره 13078 مورخ 22/2/1365 هیأت وزیران صادر میشود./

هیأت عمومی دیوان عدالت اداری

معاون قضائی دیوان عدالت اداری
مقدسیفرد

 وچون صراحتا درباب حق پذیره رای صادر شده  به لحاظ حقوقی فراگیر واز نظر منطقی مانع دخول اغیار نیست .

ابهامات :

1-آیا در شهر تکاب یک وجب زمین اوقافی بلا معارض وجود دارد؟

2-آیا اداره محترم اوقاف به احدی از این مردم  ابتدائاً  زمین وقفی اجاره داده است ؟

3-آیا طبق قانون مردم محقند به جای پرداخت 500000ریال به کارشناس دادگستری دونفر خبره محل را جهت کشف قیمت زمین تعیین نموده ورای ونظرشان نافذ باشد؟

4-درحالیکه مردم  در گذر زمان زمینهای وقفی را با پول خودشان خریداری کرده وبه جای 30%- 100% قیمت زمین را پرداخته اند ودر حقیقت یکبار برای همیشه از طریق خرید وفروش پذیره کامل داده اند .آیا اخذ پذیره مجدد توسط اداره اوقاف وجاهت شرعی وقانونی دارد؟

5-آیا با اخذ پذیره ،زمینهای وقفی نسبت به غیر وقفی 30% گرانتر تمام نمی شود ؟وبا این عمل حسنه بودن وقف ناپدید نمی شود ؟

6-آیا با این احساس که  یک فرد مسلمان به خاطر وقف مورد ستم واقع می شود  ،برای سایرین  انگیزه ایی برای وقف کردن باقی می ماند.

7-آیا درصورت آزار مستاجران مردم واقف را مستحق رحمت وثواب می دانند؟

8- آیا  با استناد  به رای دیوان عدالت که مستحضر به نظر فقهای معظم شورای نگهبان است دریافت پذیره از مردم اشکال شرعی ندارد؟درحالیکه واقف در وقفنامه نظری نسبت به دریافت حق پذیره نداشته است؟

9-دریافت حق کارشناسی،حق تفکیک وحق پذیره انتقال و.....از کدامین قوانین کشوری مستفاد می گردد.

10- اعمال سلیقه شخصی و نبود وحدت نظر در دریافت وجوهات مستاجران وتخفیف های سقوط پلکانی ،چه توجیه قانونی دارد؟

11-آیا به نرمی میتوان سئوال کرد جمیع عایدات موقوفات در 22 سال گذشته چقدر بوده ؟ وچه میزان ازآن در جهت تامین نیّت واقف مصروف شده است .وچه میزان برای کارهای عام المنفعه وچه اندازه برای کارگزاران تولیت هزینه شده است؟

12-پنجاه سال پیش که یکی از نوادگان مرحوم سلیمانیان با یک کیف دستی کل موقوفات را با دریافت مختصر ایجار مدیریت می کرد شکل ومحتوای وقف کارآمدتر ومیزان رضایتمندی مردم بیشتر بود یا حالا؟

حضرت حجه الاسلام جناب آقای محمدی با توجه به اینکه امر به معروف ونهی از منکر وظیفه هرمسلمان است برخود تکلیف دیدم باطرح ابهامات ویافتن پاسخ های شفاف از چهره زنگاربسته وقف غبارروبی نموده وبا تأسی از کلام حضرت امیر (ع) با عالم نمودن مردم نسبت به حق خود به معروفی عمل کرده باشم فلذا :هر طوریکه صلاح میدانید موضوع وقف تکاب  را از طریق دفتر بازرسی مقام معظم رهبری ،سازمان اوقاف وامور خیریه کشوری ، قوه قضاییه ،کمسیون اصل نود مجلس شورای اسلامی  ، دیوان عدالت اداری ویا ......... پیگیری فرمایید .امیدوارم حضور شما دراین شهرستان  فرصتی باشد تا حقّ واقف وحق مردم به درستی  رعایت واجراشود .مستدام باشید

با احترام اصغرمدنی

19/2/1393 

  نظرات ()
مطالب اخير نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران استخدام می نماید برخورد سلبی درجمع آوری عرضه قلیان‌ها کارساز نیست استیضاح هیچ وزیری در فراکسیون امید منتفی نیست جوابیه معاون فرماندار تکاب به یک مطلب نمی‌توان با هدف بی‌خبر ماندن مردم، به سانسور روی آورد فرماندار با عباسی چه می کند...؟ سلامی دوباره.... واکنش دکتر هاشمی به شایعات الحاق دانشگاه آزاد تکاب به میاندوآب، تضعیف جایگاه تکاب و تشدید وابستگی میان اختیارات شوراها و انتظارات مردم شکاف عمیقی وجود دارد
دوستان من دل نوشته های من (سنبله برنجی) وبلاگ شخصی عباس حسین پور شورای اسلامی تخت سلیمان وبلاگ طرفداران سلیمی نیا پایگاه خبری وتحلیلی مفید پایگاه اطلاع رسانی شیز تکاب شهر گمشده ارومیه مجله ی انگلیسی تکاب هیات کوهنوردی تکاب رضا دشتی برنجه rohollahmirzaee شورای شهر تکاب اعتدال نیوز-تکاب English Center بانك كتاب ميلاد فرمانداری تکاب شهاب کامپیوتر طبیعت تکاب یاشار گوهری آبشار قینرجه برتر از گوهر ترنج خاتون ارومیه نیوز تکاب آیسان تکاب اخگر فاش آنلاین آوای تکاب عصر ایران کرد پرس تخت نیوز باران امید آینانیوز تابناک ورزش ايراني پرتال زيگور طراح قالب