استاد صادقی به ملکوت اعلی پیوست
نویسنده: بهروز میرزایی شیرمرد - جمعه ۸ اردیبهشت ۱۳٩۱
آینا نیوز – امیر خالق نژاد- استاد اباصلت صادقی یکی از اساتید برجسته ومطرح خوشنویسی کشور در سن 43 سالگی بر اثر عارضه سکته قلبی در زادگاه خویش در شهرستان تکاب از توابع استان آذر بایجان غربی در گذشت.
وی یکی از ده استاد مطرح وباسابقه هنر خوشنویسی کشور در حال حاضر است که در سال 1388 به درجه استادی نایل گردید.
مرحوم صادقی عضو انجمن خوشنویسان کشور واز شاگردان اساتید بنام خوشنویسی از جمله استاد غلامحسین امیر خانی واستاد جواد بختیاری بوده است .
وی خدمات ارزنده ای به جا معه خوشنویسی کشور عرضه کرده است و آثار برجسته وشاخص آن مرحوم در بیش از شصت نمایشگاه داخلی وخارجی به نمایش در آمده است.
همچنین 15 نمایشگاه اختصاصی از آثار خوشنویسی وی در شهر های مختلف کشور تاکنون دایر شده است.
مرحوم صادقی طی سالیان پربار هنری خویش شاگردان مطرحی را به جامعه هنری وخوشنویسی کشور معرفی نموده که همگی در حال حاضر عضو انجمن خوشنویسان شهرهای مختلف کشور هستند.

وی از بنیانگذاران انجمن خوشنویسان شهرستان تکاب نیز به شمار می رود.
شهرستان تکاب با دارا بودن هنر مندان متعدد خوشنویسی یکی از مهمترین شهرهای کشور در این عرصه محسوب می گردد.
فاش آنلاین - پیکر استاد فقید اباصلت صادقی صبح امروز پنجشنبه در میان خیل اندوه و حضور چند هزار نفر از مردم قدرشناس تکاب تشییع و در گلزارمطهر شهدای تکاب به خاک سپرده شد

اینجانب به نوبه خود این مصیبت جانگداز را خدمت خانواده محترم ایشان،مردم تکاب و جامعه هنری کشور تسلیت عرض می کنم.روحش شاد و یادش گرامی باد.
عضویت در هیات رئیسه مجلس نافی ادای مسوولیت ها شده است
نویسنده: بهروز میرزایی شیرمرد - دوشنبه ۱٢ دی ۱۳٩٠
صدای مردم تکاب در مجلس شنیده نمی شود

محمد علی خالق نژاد :بر اساس آئین نامه داخلی مجلس شورای اسلامی در هر ماه پس از 3 هفته کاری یک هفته مجلس تعطیل و این مدت جهت سرکشی و دیدار نمایندگان به حوزه های انتخابیه شان اختصاص داده شده تا از این رهگذر نمایندگان در میان مردم حضور یافته و نقطه نظرات و مشکلات آنان را شنیده و در صدد رفع کمبود ها و کاستی های مطرح شده بر آیند . البته این تعطیلات یک هفته در ماه سوای تعطیلات رسمی و یا رفت و آمدهایی است که در سایر ایام به حوزه های خود خواهند داشت که این عمل در صورت تحقق امری ستودنی و در خور تحسین است زیرا علاوه بر ایجاد ارتباط مناسب ما بین نمایندگان با موکلانشان از طرفی دیگری موجب ارتقاء محبوبیت نماینده در حوزه انتخابیه نیز گشته و عملا مسیر را برای انتخاب مجدد وی جهت دوره های بعد هموار خواهد ساخت.
موضوعی که نگارنده را به نگارش این سطور بر انگیخت مواردی است که ذیلا به آنها می پردازیم: .............
ادامه مطلب ...
آقای محبی نیا دلتنگی ات را درک می کنم!
نویسنده: بهروز میرزایی شیرمرد - شنبه ۳ دی ۱۳٩٠
جهانبخش محبی نیا را سال هاست به خوبی می شناسم نماینده میاندوآب و شاهیندژ و یک زمانی هم تکاب در مجلس شورای اسلامی ،مردی که بیشتر او را در صحنه تلوزیون دیده ایم تا در میان مردم!
مردی که به پشتوانه حمایت مردم حوزه انتخابیه اش در هزار توی دنیای سیاست نامی برای خود دست و پا کرد و سری از میان سرها درآورد.اما او امروز احساس دلتنگی می کند!
در این ایام که عاشقان صندلی های سبز بهارستان هر یک با ورود به دنیای مجازی و با ایجاد وبلاگ ها و سایت های گوناگون سنگ وطن به سینه زنان از غم محرومیت ها و مظلومیت های این مردم مرثیه ای جانسوز تحویل آنها می دهند و سر آخر خود را سفینه نجات معرفی می کنند،محبی نیا هم قدم به دنیای مجازی و به قول خودشان سرداب خانه ی جهانی گذاشته و با انتشار مقاله ای در سایت آینا نیوز و وبلاگ شخصی خودشان،از مراوده آن هم به سبک اینترنتی سخن گفته اند.

آقای محبی نیا ما بخیل نیستیم و به شما خیر مقدم عرض می کنیم.ما سالهاست که در این سرداب خانه چشم انتظارتان نشسته ایم. گفته اید که آمدم باب گفتگو از هر دری باز کنم می گوییم بسم الله،اتفاقا سال هاست که متتظریم تا پاسخ هزاران سوال بی پاسخمان را از زبانتان بشنویم و امروز که به هر دلیلی قدم در این وادی گذاشته اید امیدوارم پاسخ قانع کننده ای برای چراهای اذهان مردم داشته باشید.
به قول معلم ورزشتان که انشاء هم تدریس می کرد هر چه می خواهت دل تنگت بگو که مردم عطش شنیدن دارند.
امروز که به قول خودتان می خواهید با عینک آینده و لباس مبدل به گذشته برگردی خوب نگاه کنید و ببینید کجا را اشتباه کردید؟کدامین راه را به غلط رفته اید؟ چه اتفاقی بین شما و مردمی که زمانی به پاس برادر پاسدارتان خود را پله ترقی شما قرار دادند افتاد که امروز کسی در آن دیاردلتنگ شما نیست؟ در امتداد مسیر برگشت به گذشته حتما خوب چشمانتان را باز کنید و ببینید و بیاندیشید که کدامین اتفاق باعث ایجاد شکاف بین شما و مردم شد و برای پر کردن این شکاف چه کار کردید؟
کاش آن روز که معلم ورزشتان آمد تا به شما انشاء بگوید معلم تاریختان می آمد و از زندگی و حکومت مولایم علی برایتان می گفت ،کاش برگی از نهج البلاغه را برایتان می خواند و ای کاش از فرمان مولایم علی (ع) به مالک اشتر برایتان می گفت تا امروز به کارتان آید.
گفته اید می خواهم قفل دلم را بشکنم و حرف بزنم می گوییم سراپا گوشیم بگو دلیل بی اعتنائیت به مردم تکاب را؟
امروز که می خواهید برای در امان ماندن از روان پریشی ها و روان رنجوری ها حرف بزنید صادقانه بگویید کدامین راه شما را به نا کجا آباد سیاست کشاند تا مردم تکاب که کارد به استخوانشان رسیده بود حرمتتان را بشکنند؟و افسوس که شما بجای بیداری از خواب غفلت و اندیشیدن درباره علل این اتفاق،قدم در جاده منتهی به انحطاط لجاجت گذاشتیدو قلب ها را نسبت به خود به سردی کشانیدید و امروز که می خواهید به قول آن مرد بزرگ مدفون در مشهد اردهال که گفت :<من در این آبادی پی چیزی می گردم>،در پی چیزی باشی در پی آن باش که چرا دل های مردمی را که می توانستید با دادن دست یاری به دست آن ها به شبستانی دلنشین مبدل کنی تبدیل به سردآب خانه تاریکی کردید تا دیگر جایی در آنجا برای شما نباشد.
من دلتنگی امروز شما را درک می کنم وآن را حاصل گمگشتگی شما در باتلاق سیاست می دانم دکتر!امروز به هر دلیل که برگشتی دلیل بی مهریت را صادقانه بگو