نامه سرگشاده به امام جمعه تکاب

 سوگند بخدا نه چشمداشت ودلِ خوشی از فرماندار واعوان وانصارش دارم ونه ترسی از شما ودوستان وهمفکرانتان ، ولی بخاطر مصالح مردم شهرم و وطنم  دست به قلم بردم شاید تلنگری باشد برای شما  ودیگرانی که موجبات تشویش اذهان مردم ومنطقه می شوند، باز سوگند بخدا ، هیچگاه تملق گو  و مدیحه سرا نبوده ام وهمشهریانم  مرا بهتر می شناسندو از گفتن حرف حق از کسی ابایی نداشته وندارم

 وقتی در خطبه های نماز جمعه اظهار می کنید : عبادالله «اوصیکُم بِتَقْوَی اللّه‏ وَ نَظمِ اَمْرِکُم؛ ترس از خدا ونظم در امور را نشان دهید ، نظم در امور همان پیروی از قانون وشرع هست که مورد بی توجهی قرار می گیرد، در احادیث از ائمه اطهار(ع) در مورد حرمت مومن سفارشات موکد شده است ، در حدیثی منسوب به امام صادق (ع): هزار دلیل بتراشید تا مومنی را تبرئه کنیدویا حرمت مومن از حرمت کعبه بالاتر است ، وانگهی ما هزار دلیل بی سند می تراشیم تا آبروی مومن ومسلمان وانسانی را ببریم بدا به حال ما

قرآن کریم مومنان را ازهرگونه قضاوت درباره دیگران بدون علم و آگاهی ممنوع کرده است، چنان که فرمود:« ولاتقفُ ما لیس لک به علمُ انّ السّمع و البَصرَ والفؤاد کلّ اولئک کان عنهُ مسئولاً»[1] چیزی را که به آن علم و آگاهی نداری دنبال مکن زیرا گوش و چشم و دل ، همه در پیشگاه خدای متعال مورد سوال خواهد گرفت.

بعضی چیزها بسیار گران به دست می آیند، ولی بسیار ارزان از دست می روند. شاید نتوان باور کرد که پس از ایمان، چیزی گران تر از آبروی مسلمان وجود ندارد. آبروی یک فرد محصول یک عمر زندگی ، تلاش و سختی است که ممکن است در یک لحظه از دست برود، بنابراین گناهی نیز بالاتر و بزرگ تر از ریختن آبروی مسلمان وجود ندارد.

اسلام عزیز آبروی مسلمان را بسیار ارزشمند و والا می داند وریختن آن را بسیار خطرناک و گناهی بسیار بزرگ بر شمرده است. گناهی که به آبروریزی منجر شود، مانند: غیبت، تهمت، شایعه پراکنی و... از گناهان کبیره ای است که به آسانی آمرزیده نمی شود. متأسفانه درجامعه ما چیزی که نزد بعضی ها ارزش ندارد، همین آبروی مسلمان است که آن را خیلی راحت، مورد تاخت و تاز قرار می دهند وخود ودیگران را گرفتار عذاب الهی می کنند.

امام صادق علیه السلام فرمودند:« المؤمنُ اعظمُ حرمه من الکعبه» [2]حرمت مومن از حرمت کعبه بالاتر است.یا حق

                                                       الاحقر -ابوطالب احمدیان

[1] . سوره اسراء ، آیه 36.

[2] . خصال، ص27.

منبع :تکاب اخگر

/ 8 نظر / 115 بازدید
الطافی تکانتپه

با سلام.بنده هم بعنوان یک تکابی ایران دیدهبا این مطلب کاملا موافقم.وهرروز پیگیری میکنم.تا اینکه عدهای مانند آقایان م.ق یا د.ک دور نگیرند.چون آزموده را آزمودن خطاست.

------

سایت آقای احمدیان فک کنم فیلتر شده، خدا کنه ربطی به این نامه نداشته باشه!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! که باحتمال زیاد پای کسانی در میان هست که منافعشون در خطر افتاده با این نامه جسورانه و عالی و راست

azar

دستمریزاد

vahid

درود خداوند بر شیرمردان شهر تکاب .لطفا علت تعطیلی وبلاگ آقای احمدیان را بررسی کنید

عطا

سلام .بسیار خوشحالم که در شهر من فضا به گونه ای است که می توان از همه مسئولان انتقاد کرد .امیدوارم امام جمعه محترم نیز با سعه صدر با این قضییه برخورد کنند و این نقد را که حرف دل بسیاری از جوانان و مردم شهر است به فال نیک بگیرند.

....

باسلام تعظیم میکنم درمقابل این متن ونگارنده آن فقط اقای امام جمعه عدالت وانصاف نیست که درهمه دانشگاهها درس برمی دارید اما دوجلسه هم سرکلاس نمیرید این انصاف نیست خوب چه اشکالی داره همین دروس را جوانی برداره که پربارتر است

ایسان

باسلام ،هم از شما وهم از اقای احمدیان سپاسگزارم

سیداکبر موسوی

هر چه کردی به دلم ، ... باز تو را بخشیدم با زبان زخم زدی ... دشنه زدی ... خندیدم! معنی تک تک رفتار تو را ... میفهمم ساده لوحی ست ... بگویم که نمی فهمیدم ! غرق تردید شدم ، ... باز تحمل کردم تا زمانی که ... به چشمان خودم هم دیدم دیدم از خشم خداوند ... نمی ترسیدی تو نترسیدی و من سخت از آن ترسیدم بسته بودم ، لب از آن درد و از آن بی مهری تو جفا کردی و من هیچ ... نمی پرسیدم عاقبت سرد شدم ، خسته شدم ، یخ کردم ! مثل خورشید ... غروبی که نمی تابیدم اشک های دل من ، از تو و عشق تو نبود بلکه از سادگی قلب خودم رنجیدم ..