معلم کسی است که آموزش می دهد

2-آنچه مایه اعجاب است ،هردولتی عوض می شودوهر نوع سلیقه ایی در کشور حاکمیت می یابد این آموزش وپرورش محلی ما کماکان با نیروهای سنتی اداره میشود هرگز این فضای کاملاً بسته  مدیریتی به اندازه یک وجب فراختر نمی شود تا سایر نیروهایی که در سایه سار نظام اسلامی روشی دیگر برای مدیریت واحد های آموزشی دارند فرصت بروز وظهور پیداکنند گوییا ،فعالیت افرادمعدود وبا قیافه های تکراری در ستاد وبرخی مدیران چند ده در مناطق تکاب این قدرت را فره ایزدی وجاویدان می دانند وهرگز در پی باز پس دادن آن به دگر اندیشان خودی نیستند .

3-از شگفتی های این دستگاه منطقه ای آن است که معلم راهرگز  با معیار  معلمی اش  نسنجیده اند .یا بهتر بگویم چشمهای ناظرشان  معلم توانمند ،کلاسدار را ندیده است .اگر بخواهندفربهی معلمی را توصیف نمایند بیگمان شاخص های چون ، توانمندی ، قدرت انتقال مطالب  ،خلاقیت، اشراف برکلاسداری و......را نخواهنددیدودر سفره امتیازدهیشان اندک متاعی نخواهندگذاشت. وشگفتتر آنکه کاراترین معلم که بیشترین تجربه کلاسداری را دارد کمترین تقدیرنامه را نیز دارد ودرآن سوی ، بالاترین حجم تشویق نامه ها وتحیات وپاد اشها از آن بریده شدگان از کلاس درسند.مخلص کلا م ویژگی سالاری جای خود را به شایسته سالاری داده است .

4-غالب کارگزاران ستادی  که تصمیمات مهم منطقه ای را در  پیشرفت تحصیلی وارتقاء کیفیت آموزشی می گیرند یا مختصر توشه ای از  کلاسداری دارند ویا اساساً کمترین تجربه ای درزمینه تدریس وانتقال مطالب  ندارند.واین تناقض بین گویش وعمل زمانی نمود بیشتری دارد که معلمی را درمقام قال  به لسان شاعرانه می ستایند ولی درعمل، تمام تدبیرخودرا برای گریز از فضای کلاس درس به کارمی گیرند.

5-در این سالها  عمده ترین تغییرات در بافت پرسنل ستادی بیشتر به  تغییر اتاق کار انجامیده وکم نیستند افرادی که چندین اتاق کاررا  با  چندین پست سازمانی تغییر داده اندولی حاضر به ترک آن ساختمان سه طبقه  نشده اند.از لطایف است که غالباً مسندها با رشته های تخصصی همخوانی ندارد ،آموزش ابتدائیش به شکایت رسیدگی میکند ، مسائل حقوقی را پیگیری میکند ، به امر کارگزینی همت دارد. ،دبیر ادبیاتش معاونت پرورشی است ،و.................... البته این رویه نه  در زمان مدیریت فعلیُ بلکه اززمان های دور به توسط اسلاف گروه حاکم  که شرح آن  رفت ، نهادینه شده است .

6- ارباب رجوع این تشکیلات عریض اما نه طویل ،غالباً همین معلمان زحمتکش مدارس است که سیاستگزاری های کلان آموزشی را در فضای کلاس درس عملیاتی  میکنند وفلسفه وجودیشان در قیاس با  عوا مل ستادی اولاً بلذات وفلسفه وجودی عوامل ستادی  ثانیاً بلعرض است یا به تعبیری علت وجویشان را معلمان مدارس ضرورت بخشیده ،ولی آنچه مایه حیرت است دراین سالها چه درخلوت وچه درجلوت ازطرف مدیران مافوق توصیه نشده اند که حرمت معلم مراجعه کننده را مطابق شا نش نگه دارند.ای بسا کرامت معلم در سایر نهادها وادارات به مراتب بهتر وبیشتر از کانونی است که بدانجا تعلق دارند.

7- آموزش وپرورش منطقه دراین سالهای مدید هیچ دستگیری از موسسات معلم نهادازقبیل تعاونی مسکن ومصرف وکانون بازنشستگان و....نکرده است وهیچ نظارتی برعملکرد آنها نداشته است .بر این اساس نهاد های مزبور هم درجهت تامین رفاه فرهنگیان اقدام موثری نداشته اند.تعاونی مسکن عملاً کارایی ندارد وفروشگاه مصرف که بیشتر به یک بنگاه اقتصادی ورشکسته می ماند که درچنگال کسانی گرفتاراست که علیرغم اینکه با شتاب زاید الوصفی دیونات ماها نه یشان  را برسم شرخران ازحقوق ماهیانه معلمین می ستاند لکن پیوسته وپیوسته رنگ لعاب مفلسین برتن دارند وکمترین زرق وبرقی براندام وتوشه ای  درهمیان ندارند. و مهمتر اینکه آن خواجه با هزار ندم وخدم کمترین وقعی به مشتریانش نمی نهد وصدالبته که پایین رفتن ازآن پله ها ملال آور وبه لحاظ روحی ، روانپریشانی می آورد.وصندوق تعاونی که سرمایه آن پس انداز معلمین است ودینارش به احدی تعلق نداردبه نمایش قدرت مدیر یت بدل شده تا ازکیسه معلمان سفره انفاق بگسترانندو از بابت دخل وخرجش جلسه بیارایند وخواسته خواص  را اجا بت وپورسانت خودرا بستانند.واگر درهمیان اندک زری ماند، پس از ماهها انتظار به  صاحب امانت بپردازند.

8-دراین دستگاه محلی که به شیوه خود عمل میکند .دوپست سازمانی یعنی گروههای آموزشی واداره تعاون که که بیشترین رفع ورجوع مسائل آموزشی ورفاه معلمین بدانها ختم می شود وبالاترین حجم آمدوشد معلمان را نیز دارا است هرکدام را در یک اتاق تنگ وباریک با عناصری نه چندان کارآمد جای داده اند .گوئیا به طور ناخواسته اراده برا آنست که کسیکه دغدغه آموزشی دارد ویا مشکلات مادی اما نش را بریده است.تقدیرش براین باشد تا از ِقبل سرپا ایستادن وانتظار کشیدن عزّت نفسش تخطئه شود واز خیر مطالبه وخواسته اش بگذرد.

آیا  نمی شد بهترین وبزرگترین وزیباترین اتاقها یی که در دودیوارش بنام معلم آذین شود ودورا دور فضایش با صندلی های زیبا مجلل گردد دراختیار این دو دایره می نهادند؟! ومعلمین نیز با مناعت طبع حضور میافتند وپیشنهادات  آموزشی خودرا طرح ویا مشکلات خودرا بیان می نمودند! و با اتکال واعتماد به سیستم کارفرمائیشان   بافراخ خاطر در عرصه کلاس درس حاضرمیشدند؟!

 معلمین شهرستان تکاب دوویژگی با خود دارند ، برخی که ایام جنگ رادرک کرده و درکسوت معلمی ویا با لباس فاخر دانش آموزی  به میدان جنگ گام نهاده اند. وچه فرخنده گواهی که اولین شهید شهرمان ازعشیره معلمان است.  و یامعلمان جوان در دامن انقلاب متولد وپا به پای انقلاب رشد یافته اند .پس زیبنده نیست عناصری که اندک چین وچروکی  ازجهاد برجبین ندارند.درکانون کلان  بگمارند تا باتلسکوب باریک بینش ، به جای مشاهده صدها خورشید فروزان  سیاه چاله ها را رصد نماید .وبی اغراق وبه گواه منصفان عاِلم ، معلمان تکاب باصرف نظراز مستثنائاتی که همه گروههای اجتماعی دارند  از زمره پاکترین ونجیب ترین معلمان استان هستند .

 باری ای گنج حرمان باتمام وجود دوستت داریم .و در سالروز  شهادت معلم فرزانه انقلاب ، علامه شهید مرتضی مطهری یادش را گرامی میداریم وبرروان پاکش درود میفرستیم ویاد وخاطره معلمان شهید شهرمان را عزیز میداریم واین ایام خجسته را برای همه معلمان عزیز به ویژه معلمان پاک سرشت شهرستان تکاب تبریک عرض مینماییم .امید به بهروزی همه فرهیخته گان عرصه تعلیم وتربیت راداریم  .

زبوسیدنی های این روزگار//////////////یکی هم بود دست آموزگار

/ 4 نظر / 3 بازدید
همشهری فرهنگی

جناب آقای مدنی دست مریزاد درود بر شما که بالاخره از خیل عظیم فرهنگیان طلایه دار مبارزه با جمود فکری حاکم بر این اداره شده اید آموزش و پرورش نیازمند تحولی جدی است تا جوانان با استعداد این مرز و بوم بیایند و تحولی عظیم در عرصه علم و عمل ایجاد کنند.

همکار فرهنگی

سلام بر فرهنگیان با فرهنگ مبحث جالبی بود ولی جناب آقای مدنی وقتی معلمان حرف شان با عملشان یکی نیست فقط دنبال منافع شخصی خودشان هستند و منفعت بر ذهنشان و فکرشان اولویت دارد بیشتر از این نباید انتظار داشت کسوت معلمی بر بسیاری از معلمان شهرمان برازنده نیست . چرا که نجارت فکرشان در عمل و رفتارشان ساری است پس بی جهت نیست که چنین مدیران بر ما و شما حاکم باشد. امیدوارم فرهنگیان شهرمان حداقل تنها طیفی از جامعه باشند که صداقت در کردار و رفتارشان و اعمالشان بروز کند . زتوصیف خیال تو همین بس که یک انسان و انسان پروری تو

فرهنگی

باسلام جناب آقای میرزایی دغدغه های شما که عمیقاًدغذغه های فرهنگیان است شایسته تمجید وفراخور تقدیر وامتنان است .موفق باشید.

ایسان

ازلطف پیوسته شما سپاسگزارم .امیدوارم درعرصه روشنگری همیشه گامهایتان استواروزبانتان گویاباشد