حاکمیت قانون ، حافظ امنیت و نظم جامعه

طبق این مفهوم ، می توان گفت که حاکمیت قانون در نقطه مقابل اتوکراسی، حکومت گروهی ، دیکتاتوری یا الیگارشی قرار دارد  زیرا  در این  نظام ها  حاکمان بالاتر از قانون قرار می گیرند. فقدان حاکمیت قانون بیشتر در نظام های دیکتاتوری وجود دارد  و همچنین می تواند  به خاطر نادیده انگاشتن قانون و یا جهل به آن نیز  باشد. فساد اداری ، یا فقدان مکانیزم های درست  مانند نظام مستقل قضایی ( به عبارتی، قوده قضائیه ) ، حق اقامه دعوا جهت دادرسی از مظالم برای جلوگیری از سوء استفاده از پست و مقام و عنوان می توانند مصادیقی از نبود حاکمیت قانون تصور شوند.  

با این تفاسیر،  می توان بیان داشت که حاکمیت قانون یکی از اصول مهم حقوقی - که امروزه چهره  سیاسی نیز پیدا کرده است - می باشد که بشر از دیر باز در پی تحقق آن بوده است. از یونان باستان تاکنون درباره این اصل، معانی، ارزشها و ویژگیهای آن سخن زیاد  گفته شده و می شود. گاهی از آن به مفهوم برابری و مساوات در برابر قانون تعبیر شده است، گاهی از آن به حکومت قانون در مقایسه با حکومتهای دیکتاتوری، و پادشاهی استفاده شده است و گاهی آن را به ویژگیهای عمومیت داشتن، مستمر و صریح بودن قوانین معرفی کرده اند.

اما فصل مشترک همه موارد فوق را می توان، در این نکته خلاصه نمود که مطابق این اصل، استفاده خودسرانه و مستبدانه از قدرت، در تصمیم گیریهای حکومتی، مردود است. بر این اساس، حاکمان و سیاستمداران بعنوان حافظان و خادمان قانون شناخته می شوند و خود نیز مشمول آن می گردند؛ میزان مشروعیت حکومتشان به میزان وفاداری آنان به معیارهای قانونی، فراشخصی و خردمندانه بستگی دارد. بنابراین تصمیم گیری و عمل حکومت به شیوه‌ای عقلانی بر مبنای دلایل قانونی را می‌توان جوهره مفهوم حاکمیت قانون دانست.

به هر حال، حاکمیت قانون دارای یک معنای عام است و یک معنای خاص است . در معنای عام، یعنی وجود نظم در کشور؛ به عبارت دیگر، وقتی افراد جامعه به گونه ای مشابه و با رعایت هنجارهای مشترک رفتار نمایند، به معنای آن است که قانون حاکم است. در معنای مضیق تر به معنای اجرای قوانین موضوعه و قوانینی است  که مجلس و مقامات صالحه کشور وضع کرده اند. در عمل، حاکمیت قانون بدان معنا است که هیچ فردی، چه رییس جمهور و چه یک فرد عادی یا یک حزب و یا یک گروه خاص از جامعه از قانون بالاتر نیست. حکومت‌های مردم سالار، قدرت را از طریق قانون به کار می بندند و خود نیز  ملزم به اطاعت از آن هستند.

قوانین در حکومت های مردم سالار باید سرچشمه‌های گوناگونی از قبیل: قانون های اساسی مکتوب، مصوبات و قواعد، تعالیم مذهبی و اخلاقی و آداب و رسوم فرهنگی داشته باشند. قوانین، بدون در نظر گرفتن منشا هایشان باید برای حفاظت از حقوق و آزادی های مردم پیش بینی های لازم را به عمل آورند. از آن جا که شرط قانون، حمایت یکسان از همگان است، نمی‌تواند تنها برای یک فرد یا گروه قابل اجرا باشد. هدف از قانون، محدودکردن و یا سرکوب حقوق و آزادیها نیست، بلکه تنظیم و توزیع و حراست قانونی آنهاست. آزادی به معنای انجام هر چه هر کسی بخواهد نیست، بلکه به این مفهوم است که افراد  مطابق قانون و تحت حمایت آن  مختار بوده تصمیم بگیرند و در این تصمیم گیری موضوع اراده خود سرانه و اعمال قدرت دیگران را بالاتر از شهروندان و یا قدرت سیاسی دولت قرار ندهند.  

قوانین باید در جهت خواسته‌های مردم و نه هوس شاهان، زورگویان، مقامات نظامی، احزاب خود گماشته  یا طیف خاصی از جامعه باشد. مردم در حکومت‌های مردم سالار مشتاق پیروی از قانون هستند، چرا که از قواعد و دستورات خودشان اطاعت می کنند. هنگامی که قانون توسط مردمی گذاشته می‌شود که باید از آن اطاعت کنند به نطر میرسد عدالت به بهترین نحو ممکن برقرار می شود. میزان آزادی یک جامعه را می توان با درصد جمعیتی که زیر حاکمیت قانون هستند، سنجید.برای مثال در بسیاری از کشورها  حتی رهبر یا  ملکه نیز خود را فرا تر از قانون نمی‌بیند و برای به کرسی نشاندن حرف خود به دنبال راهکارهای قانونی می گردد.

از اینرو برای حاکمیت قانون، یک دستگاه قدرتمند و مستقل قضایی لازم است که دارای اختیار، اقتدار، و اعتبار لازم جهت زیر سوال بردن مقامات حکومتی و حتی سران عالی رتبه در برابر قوانین و دستورات مملکتی باشد. لذا اهمیت تفکیک قوا که یادگار برجسته منتسکیو می‌باشد در این جا بیشتر مشخص می شود. بر این اساس،  قضات باید بسیار تعلیم دیده، متبحر، مستقل و بی طرف و البته هنرمندانی ماهر باشند. هنر قاضی تنها در نحوه تفسیر درست قوانین و اجرای مناسب آن نمایان نخواهد شد بلکه او خود نیز ملزم به اطاعت از قانون است. به نتیجتاً، حاکمیت قانون بیشتر مربوط به وظایف و مسؤولیتهای حکومت و نهادهای سیاسی است تا بر اساس قانون حکومت نمایند  و اجازه ندهند هیچ فردی فراتر از قانون دارای اختیارات و امتیازات ویژه‌ای شود.

/ 11 نظر / 69 بازدید
نمایش نظرات قبلی
محمد ش

با سلام، مقاله زیبا و سودمندی بود مرسی

موسوی سیداکبر

یاشا سرور گرامی ودوست ارجمند وانسان گرانسنگ به راستی که زادگاهت روستای شیرمرد به تاسی از سواد ودانش وبینش شما هستی ترجمانی چندباره می بخشد

تکابی

برو گمشو آدم عوضی جیره خوار فرمانداره خبرشو داریم که برای هر یک از این مطالب از فرماندار پول میگیری آدم های مزدوری مثل تو انسان را به یاد شعبان بی مخم های می اندازد جرات داری مطلب تایید کن

آیسان

باسلام ،عالی است حاکمیت قانون یعنی مردم حق ،وقدرت حاکمان حد دارد .هیچ حاکمی فراتر از حد ی که قانون تعیین کرده نمی تواند اعمال قدرت کند.

متاسفم براي تكابي

مي خواستم براي آن آقاي تكابي جوابي بدهم ولي ديدم نيازي نيست چون ايشان شخصيت واقعي خود را در طرزبيان و نگارشان نشان دادند . از خداوند بزرگ براي اين افراد شفاي عاجل را آرزومندم .

حسن

برادران غیرخانواده شهید از فردای قیامت بترسید و از احساسات پاک فرزندان بزرگوار شهید بازی نکنید . بس نیست . میرزایی پرظرفیت که خود ازتبارخانواده شهیدانی متشکرم

ارجمند

سلام به توصیه یکی از دوستان کپی ناشیانه شما را خواندم خواسته اید از طریق ترکیه به پاکستان بروید و موفق نشده اید چون اصلا مخاطب حاکمیت قانون و فلسفه ان را نمی دانید. و البته در مطالبتان در جاهایی واژه«افراد» «احزاب» «گروهها» «مردم» را خودتان بدون رعایت امانت داری اضافه نموده اید و با عنایت به اینها هم باز نتوانسته اید دفاع بدتان از فرماندار را حمایت از او جلوه دهید ممنون که به کمپین دفاع از ارزشها وارد شدید. آیسان هم محترمانه نظرت را رد کرده اگه متوجه بشی. در آخر جواب ندادی یازده شاهد عاقل و بالغ رو کافی می دونی یا قیامتی همچنان نیس؟ چون خود منتقدم به شما احترام قائلم

p

Do not know the philosophy of the rule of law

جواب تکابی

جيره خوار كسي هست كه هرشب و روز با فرستادن پيامك براي مردم آنهم با شبه سايت نمايي قصد تشويش اذهان عمومي و سياه نمايي در شهر را دارد . كافي است زندگي تو و امثال آقاي ميرزايي را باهم مقايسه كنند تا بدانند جيره خوار كيست .

دوست عزیز ی که با نام تکابی نظر گذاشته ای سلام ! از شما خواهش می کنم که با این سطح فرهنگ و شعور اسم (تکابی) را برای خود انتخاب نکن چون این اسم حرمت دارد و همیشه با فرهنگ و ادبیات عجین بوده است در ضمن زمان ثابت کرد که چه کسانی شعبان بی مخ های امروزی هستند . خواهش دیگری که از شما دارم اینست که بعد از این قبل از ارسال نظراتت اجازه بده یک دانش آموز آن را ویرایش کند تا در یک سطر 3 غلط نگارشی نداشته باشی.