مصیبتی به نام "منصب داران بی ظرفیت"

مشکل عمده این قبیل دولتمردان و کرسی داران این است که بی آن که ظرفیت داشته باشند ،پست و سِمت گرفته اند. کسی که منصب های بلند پایه می گیرد ، باید بداند که هر منصبی ، لوازم خاص خود را دارد و لازمه مشترک همه مناصب ، "داشتن سعه صدر" و "ظرفیت نقد پذیری"است ، حال ممکن است بخشی از نقدها حتی وارد هم نباشد و نکته همین جاست.

کسی که سمتی را می گیرد ، باید بداند که فرق است بین او ، "وقتی در کنج خانه نشسته یا یک کارمند معمولی است" و "هنگامی که در سمتی بالاتر و مورد توجه جامعه قرار دارد".

کسی که از کاریکاتور خودش وحشت دارد ، بیمناک آن است که نکند فلان روزنامه در سرمقاله اش ، عملکرد او را زیر سؤال ببرد ، نگران خبرهای خبرگزاری ها درباره خودش هست ، می ترسد که عکس او ، هنگامی که خمیازه می کشد ، چاپ شود ، واهمه آن را دارد که فلان سایت درباره او نظرسنجی کند و نتایج مطلوبش نباشد و ... اساساً «بی جا می کند که سمت می پذیرد و صندلی اشغال می کند» و بعد هم راه می افتد و از زمین و زمان و این رسانه و آن منتقد شکایت می کند که به او نازک تر از گل گفته اند!

اگر مرحوم حبیبی هم همانند برخی مسؤولان کنونی بود، مرحوم کیومرث صابری فومنی (گل آقا) ، باید در گوشه زندان جان می سپرد و اگر دستگاه قضا می خواست به همه شکایت های مسؤولان ترتیب اثر بدهد ، هیچ روزنامه نگاری خارج از حبس نبود!

مسؤولانی که سعه صدر ندارند ، نه تنها خود را در گذر زمان ، بدنام می کنند ، بلکه با تنگ کردن عرصه بر رسانه ها ، جامعه را نیز از برکات نقد محروم می کنند.

این قبیل منصب داران بدانند که اگر مدام مورد انتقاد باشند ، بدان معنا نیست که از چشم مردم ساقط می شوند ، بلکه جدا از وارد یا وارد نبودن نقدها ، جامعه آنها را به عنوان افرادی که دلی بزرگ دارند ، خواهد ستود ، همان طور که دیروز "سعه صدر" و "شعور بالا" ی «معاون اول» مورد ستایش بود و امروز و همیشه نیز "سعه صدر" و "شعور بالا" ی «حسن حبیبی» مورد ستایش است و خواهد بود.

/ 1 نظر / 3 بازدید
پریسا

سلام به دوست خوبم.منم اومدم سر زدم. حتما بیا که کلی مطلب آپدیت کردم