تکاب در انتظار بهار

از نظر این قبیل افراد بعد از وقایع اوایل انقلاب به نوعی زمان در این شهر متوقف گشت و تکاب نتوانست پا به پای سایر شهر های کشور تحولات سیاسی و اجتماعی درک کند و مردم به جای حرکت به جلو دچار توهم توطئه، محافظه کاری افراطی و خودسانسوری شدند. از نظر این گروه برای حل مشکلات تکاب باید روحیه انقاد و مطالبه گری را در مردم دوباره زنده کرد و این به وجود نمی آید مگر اینکه این مسائل با دید جامعه شناسی،روانشناسی و تاریخی مورد کند کاو قرار گیرد.

می توان گفت این گروه را غالبا تکابی های اصیل، طبقه نسبتا مرفه وبرخی جوانان دهه پنجاه که آن وقایع را درک کرده اند تشکیل می دهند و نسبت به گروههای دیگر در اقلیت هستند.

2.دیدگاه مثبت نگرها  

دسته دوم کسانی هستند که برخلاف گروه اول فکر می کنند ،آن ها وقایع و سخت گیری های اوائل انقلاب را  در آن شرایط بحرانی لازم و طبیعی می دانند، از نظر این افراد این ها وقایعی است که در هر انقلابی بسته به شرایط حاکم بر جامعه وقوع آنها اجتناب ناپذیر است.

بسیاری از این افراد برخلاف گروه قبلی مخالف کالبد شکافی این قبیل مسائل مخصوصا در نزد نسل جوان می باشندو معتقدند که چون نسل امروزی شرایط حاکم بر فضای آن روز جامعه را درک نکرده اند نمی توانند قضاوتی منصفانه در این زمینه داشته و در نتیجه دچار شبهه خواهند شد .

از نظر این گروه فضای سیاسی حاکم بر تکاب برخلاف آنچه که گروه اول معتقدند فضایی مرده و عقب مانده ای نیست ،بلکه فضایی است فعال و پویا که گام به گام با تحولات کشور پیش می رود ، تقدیم صدها شهید و جانباز گرانقدر،حضور گسترده در راهپیمایی ها و مشارکت حداکثری در انواع انتخابات ها هر کدام نشانه ای از بلوغ فکری وسیاسی مردم را نشان می دهد.

این افراد ریشه بسیاری از محرومیت های اقتصادی و مادی منطقه تکاب را در عواملی مانند ضعف مدیریت ها ،بومی نبودن مسئولان ،عدم تفکیک حوزه انتخابیه و مسائلی از این دست می دانند.

این گروه را غالبا کارمندان کشوری و لشگری ،روحانیون برخی از بازاریان و افرادی که غالبا تفکرات اصول گرایی دارند تشکیل می دهند و نقش تعیین کننده ای در تصمیم گیری های مسئولان در اداره امور شهرو مسائلی مهم از قبیل تائید یا رد صلاحیت کاندیداها در انتخابات محلی را دارا می باشند.

3.دیدگاه خاکستری ها

گروه سوم از مردم دیدگاهی متفاوت نسبت به دو گروه فوق دارند از نظر آن ها اوضاع سیاسی و امنیتی تکاب و به تبعا وضع روانی حاکم بر مردم آن ،نه آنقدر سیاه است که قائل به یک فضای بسته و نا امید کننده باشیم و نه آنقدر باز که بتوانیم آن را با شهرهای همجوار مقایسه کنیم .

این گروه ضمن پذیرش محافظه کاری شدید در بین عامه مردم و خودسانسوری در بین خواص،به دنبال راهکارهای اصلاحی در چهارچوب های معین قانونی برای برون رفت از این مشکل اجتماعی هستند.

از نظر این گروه،مردم درطول سالیان گذشته به دلیل نبود فضای مناسب دچار انباشت حرف گشته اند که می شود با ایجاد مکان هایی برای افراد تحصیل کرده جهت تبادل نظر درباره مشکلات و معضلات شهر، باز گذاشتن دستن معلمان و اساتید  در مدارس و مراکز آموزش عالی جهت ایجاد بحث های غیر درسی،برگزاری همایش ها و محافل گوناگون پیرامون مسائل اجتماعی و فرهنگی ،آموزش وآگاهی بخشی در زمینه حقوق شهروندی به مردم ،حمایت از رسانه های حقیقی و مجازی و کمک به توسعه آن ها و مسائلی از این دست می توان کمک شایانی جهت دگرگونی روحیه محافظه کارمردم و تشویق و ترغیب آن ها به همفکری و مشارکت در امورمختلف فرهنگی و سیاسی نمود.

این بخش از جامعه بیشتر متشکل از افراد تحصیل کرده ،دانشجویان ،برخی از معلمان واساتید و قشر جوان غالبا از نسل دوم و سوم انقلاب می باشند و اکثرا تفکرات اصلاح طلبی دارند.

البته ناگفته نماند که بسیاری بر این باور هستند که مردم تکاب اعم از عوام و حتی برخی از خواص را نمی توان به راحتی در این گونه دسته بندی ها جای داد به دلیل اینکه بسیاری ازاین افراد با احساس کوچکترین خطری پیرامون منافع شخصی خود به راحتی تغییر موضع داده و گذشته خود را منکر می شوند و کمتر کسی حاضر است بخاطر پایبندی به اصول و مواضع  خود هزینه بپردازد.

به هر حال با بررسی و نگاهی موشکافانه به تفکرات این گروه ها و تطبیق آن با واقعیت های تکاب امروز می توان به جرات به نظر کسانی که شهرستان تکاب را به لحاظ وضعیت سیاسی متمایز از شهرهای دیگرمی دانند صحه گذاشت و اگر این وضعیت را یک مشکل عمده در راه پیشرفت مادی و معنوی این شهر بدانیم لاجرم برای حل آن باید چاره ای اندیشیده شود و این میسر نمی شود مگر اینکه افراد از همه گروه ها بتوانند در فضایی دوستانه، عادلانه ، مساوی و به دور از هر گونه حواشی مخرب، آنچه را که در چنته دارند در طبق اخلاص گذاشته و به کار گیرند.

امیدواریم دراین فصل زیبای بهار که نسیم آن روح و جانی دوباره به طبیعت خشکیده از سرمای زمستان می دهد با روی کار آمدن فرماندار جدید دولت تدبیر و امید وبا توجه به شعار اعتدالگرایی این دولت ،و در سالی که از سوی مقام معظم رهبری،سال اقتصاد و فرهنگ ومدیریت جهادی نام گرفته است شاهد تحولی محسوس در تعاملات بین مثلث مردم ،مسئولان ونخبه گان بدون توجه به جناح بندی ها و نگرش های سیاسی و غیره بوده تا با یک همت جهادی همه دست به دست دهیم به مهر،میهن خویش کنیم آباد. انشالله

/ 11 نظر / 5 بازدید
نمایش نظرات قبلی
دوست جدید

جناب میرزایی عزیز سلام ضمن تبریک سال نو و آرزوی توفیقات روز افزون , از نگاه عالمانه حضرتعالی به شهر تکاب بسیار سپاسگزارم. آنچه از مطلب شما می توان برداشت نمود و راهی برای برون رفت از مشکلات فعلی تکاب یافت می تواند حد اقل در چند کلام خلاصه گردد: 1- تکاب را باید به عنوان یک مثلث مقدس که یک ضلع آن براردان ترک و تشییع , یک ضلع آن برادران کرد و تسنن و ضلع دیگر آن برادران اهل حق ( مرکب از ترک و کرد) است , نگریست و از ظرفیت تمام اقوام این شهر استفاده کرد. حذف هر یک از این اضلاع که بارها مردم شاهد آن بوده اند نتیجه ای جز عقب ماندگی تکاب را نخواهد داشت. 2- اجتناب از آدم فروشی و دوری از ارسال طومار های آکنده از مسائل غیر واقع به مسولان اجرایی و امنیتی شهرستان و استان و یا حتی کشوری که در چند سال اخیر مردم تکاب شاهد آن بوده اند .نمونه بارز آن ارسال طومار مبنی بر جلوگیری از استقلال حوزه انتخابیه تکاب و داشتن یک کرسی مستقل در مجلس شورای اسلامی بود که اقای عیسی زاده نماینده محترم بارها در محافل و مجالس از یاد کرده است. 3- نشت های سیاسی توسط فرمانداری و شورای شهر و سایر دستگاههای ذیربط جهت تعاطی افکار و ارائه راهکا

دوست جدید

3- نشت های سیاسی توسط فرمانداری و شورای شهر و سایر دستگاههای ذیربط جهت تعاطی افکار و ارائه راهکارهای لازم باید برگزار گردد. 4- حمایت از سرمایه گذاران بومی و برگزاری کلاس های آموزشی در راستای کارافرینی و غیره 5-دادن فرصت مدیریت به نخبگان به جای منزوی ساختن آنها. 6- تعامل هر چه بیشتر بین مسولین شهر جهت خدمت رسانی به مردم چرا که دود عدم تعامل به چشم مردم می رود. برای مثال اختلاف بین آقای فرماندار و آقای امام جمعه در مورد ریاست دانشگاه آزاد موجب رکود بسیاری از برنامه های این دانشگاه شده. 7- ..."

شریف

ممنون دوست عزیز تحلیل جالبی بود اشاره شما به ترس مردم خیلی به جا بود

.......

نخبه گان؟ شما فکر می کنید ما در این شهر نخبه داریم؟آقای میرزایی شما تهران یا جاهای دیگه را نگاه نکن برادر من اینجا هیچ کس چشم دیدن همدیگرو نداره همه میخوان خودشون نفر اول باشند اگه ما در تکاب نخبه داشتیم این وضعمون نبود اینا عده ای روشنفکر نما هستند که فقط ادعا دارند

امید

سلام وب عالی دارید به وب من هم سری بزنید. نظر یادتون نره http://omid79new.blogfa.com

فرهاد

با سلام و تشکر جای اینگونه تحلیل ها همواره در فضای فکری و رسانه ای خالی بوده است. لازم است دلایل عقب ماندگی و محرومیت این شهر طلسم شده را به تحلیل و اندیشه تبدیل کرد و به تبیین آن پرداخت تا مگر راهی یافت. موفق باشید.

رضا

مطالب جالبی را اشاره کردید واقعا تکاب یک مثلث است که با حذف هر ضلع ان دو ضلع دیگر هم خود به خود لنگ میماند و اتحاد شهر به مخاطره وچشم دشمنان روشن میشود

آموزگار

درود بر شما جناب میرزایی.نمیدانم با چه زبانی از شما تشکر کنم آنچه بنده از مقالات شما برداشت می کنم این است هر چند دور از دیارتان بسر میبرید اما دغدغه وطن دارید درود بر شرف شما و تمام کسانی که دلشون برای مردم مظلوم این شهر می سوزد آقای میرزایی عزیز در مطلبتان به آموزش و پرورش اشاره کردید بنده 30 سال در این اداره خدمت کردم متاسفانه سال به سال فضای آن بسته تر از دیروز شد ومن متاسفم که امروز همکاران من جرات اظهار نظر در مورد پیش پا افتاده ترین موضوعات را ندارند امروز ما آموزش داریم اما پرورش نداریم .

شهروند

سلام جناب آقای میزایی عزیز . مطلب زیبا . به حقی را انشاء نموده دست مریزاد . اما آنچه که درد اور میباشد دوروئی بعضی از خوش خدمتان هستند که همچون بوم موجودی هزار چهر دارند اگه در یک روز به مجلس شادی و عزا دعوت شوند بخاطر حرص شکم خود را با مراسم همگون خواهند ساخت .پس بخوان این حدیث .....

گوهر

ضمن تبریک سال جدید خدمت شما و آرزوی شادکامی . تقسیم بندی افراد به سه گروه ، بسیار بجا و مناسب بود ، این مقاله و مقاله های مشابه باعث می شه مردم و منتقدین و مسئولین کمی به خودشون بیان و درک و بینش صحیحی نسبت به پیرامون خود داشته باشن . و همینطور به رشد فکری افراد کمک می کنه و درواقع ، به نوعی توصیف حالات و رفتار و گفتار ساکنان تکاب رو ارزیابی می کنه .