اجرای حکم شلاق در ملاء عام در چهار راه مرکزی تکاب

یک کارشناس روان شناسی پس از اجرای این حکم در گفتگو با ایسنا عبرت آموزی در سطح جامعه برای پیشگیری از ادامه وقوع چنین جرم هایی را از اثرات مثبت اینگونه اقدامات عنوان کرد وگفت:باید با انجام پژوهش وتحقیقات کارشناسی میزان اثر گذاری مثبت اجرای احکام شلاق در ملاءعام و کارکرد های آن در جامعه بررسی شود .
وی افزود : بهتر است چنین احکامی در میان جمعیت با سنین کنترل شده اجرا شود تا اثرات مطلوب و مثبت آن در میان اقشار جامعه افزایش یافته واز میزان اثرات منفی آن در میان کودکان و نوجوانان نیز کاسته شود.
 
/ 2 نظر / 4 بازدید
گوهر

می گن : تا درس عبرتی بشه واسه بقیه تا از این جور جرم ها نکنن . می گن : حقش بود تا دیگه با ناموس و آبروی مردم بازی نکنه . می گن : به خاطر نون حروم و رشوه هاییه که باباش گرفته . می گن : حقشه ... من می گم : کاش از اول طوری زندگی می کردیم که هیچ وقت این اتفاق نمی افتاد . کاش پیش گیری می کردیم تا نخوایم فساد اخلاقی رو درمان کنیم . آره حقش بود ، ولی تنم لرزید ... داریم به کجا می ریم ؟؟؟ به سمت کدوم قهقرا ... فساد اخلاقی و فساد مالی و اداری داره تو جامعه ی اسلامی بیداد می کنه . اللهم عجل لولیک الفرج

همکار

چه خوب است که مثلاَ مملکت ما طلایه دار رفعت اسلامی است و شرایط شرع را با این نکته سنجی رعایت می کند. آیا قانون، عرف، شرع و مقررات در مورد همه حتی رانت خواران، نمایندگان و مسئولین میلیاردی با این دقت و وسواس اجرا می شود؟ به یاد داستانی افتادم که بازنشر آن خالی از لطف نیست. زمان حضرت موسی مدتی باران نبارید. موسی با قوم خود چهل روز در کوهی نماز بگذارد. از باران خبری نشد. اعتراض مردم بالا گرفت و موسی به طور رفت. خداوند بفرمود: میان دعا کنندگان معصیت کاریست که اگر برون شود باران نازل خواهم کرد. موسی این پیام با قوم خوا بازگفت. معصیت کار سر در گریبان برد و استغاثه کرد : خدایا آبرویم مریز توبه کردم. باران عظیمی نازل شد و موسی علت را از خدا پرسید و خدا بفرمود بنده ما به سوی ما بازگشت مو سی اسم او را پرسید. خدا در جواب گفت: اگر بنده ام می خواست نامش فاش شود که توبه نمی کرد!!! خدا می بیند و دم نمی زند و انسان های ددمنش امروز نمی بینند و بانگ بر میآورند. هیهات . . . شیطان می گوید آدم پیدا کنید تا در مقابلش به کرنش وسجود بیافتم. خدا آخر و عاقبتمون رو به خیر کنه اللهم عجل له ولیلک الفرج . . .