مجبور شدم بنویسم!

مشتی را به یاد داری؟ زیدی را چطور؟ یادتان هست که چقدر ازشون می ترسیدیم؟!آه قریشی! همیشه فکر می کردم شهردار تکاب هستش! دوست داشتم از ضمیر پاکشان بنویسم از آن ترس شیرینی که ازشون به دل داشتم.

از حمام آسیه خانم و کیسه کشیدن های محکم پدر بر تن نحیفم،از بستنی های عباس آقا،از شیره های انگور حاج غلام

از منصور انعامی و هیکل مردانه اش از عاشق قوچعلی ازحمزه دوا فروش و از همه مردم شهرم،کسانی که از تک تکشان خاطره دارم .

تکاب ای مادرم ای که خاکت هوایت آبت تمام تار و پود من،ای یادت آرامشبخش تنهایی ام مجبور شدم بنویسم.

وقتی فقر و محرومیتت مرا به دیار غربت تبعید کرد و قتی دامنت از دستم رها شد تو ندانستی که زجری کشیدم تا دوباره توانستم خودم را پیدا کنم .تو نبودی ،چشم و گوشم باز شد حال تو را که دیدم مجبور شدم که بنویسم!

ملامتم نکن نمک پرورده ات بودم وقتی دیدم که لگدمالت می کنند مجبور شدم که بنویسم مجبور شدم چون خودت مرا غیرتی بارآوردی، دوست داشتم از عشق بنویسم از هرچیزی که تو دوست داشتی برایت بنویسم اما نگذاشتند،مجبورم کردند تکاب ای وطنم مجبورم کردند بجای عشق از درد بنویسم از هویت وتاریخ درحال نابودیت،از ثروت های به یغما رفته ات ،از جوانان پرپر شده ات ،از نا مردمی ها و ناجوانمودی ها ،از گرگ های خون آشامی که در لباس گوسفند از کیلومترها آنطرف تر آمده بودند پست و مقام بگیرند و به ریش مردمت بخندند .از کم کاری و بی تفاوتی فرزندانت ،از فرصت طلبی کسانی که پیشرفت و تعالی تورا فدای پست و مقام و مال و ثروت چند روزه کردند.نمیدانم با چه رویی بر روی خاک تو خواهند مرد و با چه رویی نئششان را به تو خواهند سپرد.

بله مجبور شدم اینگونه بنویسم .پشیمان نیستم هیج منتی نیست ،بازهم خواهم نوشت ،مدیون توام ،باز هم ازتو خواهم نوشت.

/ 6 نظر / 21 بازدید
S0okOot sArd

سلام من اسم این دنیا رو میزارم دنیای سیم خارداری که یه اجباریه اونجا بودن ولی امیدوارم زود به شیرینی های زندگیت برسی [گل]

ارسلان

دمت گرم آقا میرزایی چقدر قشنگ و نوستالژیک نوشتی ماشین روشن نفتچی را فراموش کردی تاکسی آبی رنگ مرحوم مهربانی و....[گل]

شریفی

خسته نباشی شیرمرد بازم برامون بنویس به رویت نمی آوریم اما بد جوری به نوشته هایت خو گرفتیم

همشهری

اصلا جالب نبود. چقدر از درد می نویسید؟! درمانی بیاورید. بیسوادن بهتر از شما دردشان را ضجه می کشند! چه خبرتان است. همه بدبختیهای ما از خودمان است که مثل گوسفند سرمان را می اندازیم پایین و با اینهمه معلومات و علم و سواد و استعداد و هزاران هزار کوفت دیگر چشم انتظار دیگرانیم که دستمان را بگیرند. تکاب هرچی هست تقصیر ماست نه هیچ کس دیگر.

آذرنیوند

سلام بنده دانشجوی کارشناسی ارشد رشته منابع آب دانشگاه تهران هستم و موضوع پایان نامه ام ارزیابی راهبردهای علاجبخشی دریاچه ارومیه با شاخصهای توسعه پایدار است. با توجه به شناخت و دغدغه شما نسبت به وضعیت دریاچه ارومیه، نظرتان برای من کارگشا خواهد بود. اگر بخواهید چند راهکار را برای احیای دریاچه ارومیه پیشنهاد دهید، چه پیشنهادی می دهید؟ممنون می شوم که در همین قسمت کامنت ها پاسخ بدهید ضمن تشکر از همکاری صمیمانه شما در بیان نظرات سنجیده، یادآور می شود نام شما در بخش تشکر و قدردانی پایاننامه ذکر خواهد شد.

مهسا

ینو کسی برام فرستاده مال من نیست ممکنه مسخره به نظر بیاد ولی واقعا اتفاق میافته!می خواین صورت کسی رو که واقعا دوستون داره ببینین؟اینو به 10 نفر بفرستین بعد برین به ادرس http://amour-en-portrait.ca.cx/(این یه بازی فرانسویه)صورت کسی که دوستون داره ظاهر میشه خطر سوپریز شدن!(تقریبا 90%شبیه)من خواستم این بازیو دور بزنم مستقیما رفتم به اون ادرس گفت اینطوری نمیشه باید به10نفر بفرستیش نمیدونم چه طوری فهمید..امتحانش مجانیه.