مهاجرت و بی هویتی!!؟

بسمهتعالی

امروزه دخالت مردم در اداره امور شهرها و تشویق آن هابه مشارکت یکی از اصول مدیریت نوین شهری به شمار می آید و در جامعه امروز ما شاید یکی از راههای به چالش کشیدن عملکرد مدیران شهری و سایر نهادها، مشارکت مردم ونظارت و ارائه نظرات توسط آن ها به طرق مختلف می باشد.

زیر ذره بین قرار دادن عملکرد مدیران و مجموعه تحت سرپرستی آنها توسط مردم می تواند منشا ایجاد  آثار مثبتی در جامعه باشد.چرا که اگر مجموعه ای سایه سنگین نظارت افکار عمومی را بر بالای سر خود احساس کند و خود را در مقام پاسخ گویی به آن ها ببیند قطعا مجبور خواهد بود به این که در انجام وظایف خود دقت عمل بیشتری داشته باشد.

اما مردم چه کسانی هستند؟ اصولا چه بخشی از مردم صلاحیت اظهار نظر دارند؟ آیا این مشارکت فقط منحصر به ساکنان آن شهرمی باشد ویا کسان دیگری هم که سال هاست از این شهر مهاجرت کرده اند  حق اظهار نظر خواهند داشت؟

در این مجال صرف نظر از این که چه بسترهایی برای مشارکت عموم مردم باید  فراهم باشد و چهار چوب این همکاری به چه شکل باید باشد به میزان علاقه مندی مردم تکاب به این امر بویژه شهروندانی که به دلایل مختلف به صورت موقت یا دائم ،با اختیار یا به اجبار تن به مهاجرت داده و ترک دیار کرده اند می پردازیم.

شهرستان تکاب از سالها قبل به دلایل مختلف از جمله اوضاع بد اقتصادی،نبود اشتغال،نبود امکانات رفاهی،معیشتی و آموزشی مناسب شاهد مهاجرت خیلی از ساکنان خود به ویژه جوانان به سایر نقاط کشور بوده است و امروزه نیز با توجه پیشرفت های کم و بیش صورت گرفته و ارتقای نسبی سطح زندگی مردم متاسفانه باز هم شاهد مهاجرت روز افزون شهروندان به ویژه نسل جوان و تحصیل کرده هستیم .البته خالی شدن شهر از جوانان تحصیل کرده و نیروهای متخصص تبعات ناخوشایندی برای جامعه محروم تکاب در بر داشته و خواهد داشت.

اما سوالی که مطرح می شود این است که آیا این افراد با توجه به دوریشان از موطن خود صلاحیت دخالت و اظهار نظر در باره اتفاقات و رویدادهای مختلف سیاسی،اجتماعی و فرهنگی و غیره را که درتکاب اتفاق می افتد را دارند یا خیر؟

مخالفان معتقدند تنها باید ساکنین فعلی تکاب در امور اداره آن دخیل باشند وکسانی که مهاجرت کرده و مقیم شهرهای دیگرهستند به دلیل دوری و عدم درک صحیح از شرایط حاکم برآن نمی توانند تحلیل مناسبی از اوضاع داشته باشند لذا صلاحیت مداخله و گاها اظهار نظر را هم ندارند.

اما موافقان از دیدگاه ناسیونالیستی خاصی به قضیه نگریسته و مهاجران را در اظهار نظر و حتی مشارکت در اداره امور محق میدانند و بر این باورند که نباید از تجربه ،دانش و گاها نفوذ آن ها در میان توده مردم به راحتی چشم پوشی کرد.بلکه می توان با اسقبال از این گروه فشار افکار عمومی را بر مسئولان ناکارآمد بیشتر کرده وآن ها را مطیع خواست مردم کرد.

اما گذشته از این نظرها واقعا چند درصد از همشهریان مهاجرت کرده به مشارکت علاقه مند و پیگیر اخبار تکاب از طریق رسانه ها هستند؟

با تحقیقاتی که این جانب به صورت میدانی در دو سال اخیر در شهرستان های اسلامشهر،نسیم شهر و رباط کریم وشهرک های اطراف آن که بیشترین مهاجر را از شهرستان تکاب پذیرفته اند انجام داده ام متاسفانه به نتایج ناامید کننده ای از علاقه مندی مردم به پیگیری مسائل تکاب دست یافتم.

متاسفانه فقط تعداد اندکی از افراد به دنبال کردن اخبار شهر و بررسی و تحلیل آن ها می پردازند و خیل عظیمی از همشهریان به بهانه مختلفی از جمله دوری،گرفتاری و مشغله زیاد و صدها بهانه مختلف بی علاقه گی وبی تفاوتی خود را نسبت به سرنوشت شهرو دیارخود توجیه می کنند.

در این میان کسانی که از روستاهای اطراف تکاب مهاجرت کرده اند در وضعیت جالبی به سر می برند،بیشتر این قشر اصلا خود را تکابی نمی دانند و با صراحت بی اعتنایی خود را نسبت به وقایع مختلف آن اعلام می کردند.

تاسف ما زمانی زیاد می شود که گاها این تفکر و بی تفاوتی را در میان برخی از  دانشجویان و افراد تحصیلکرده نیز مشاهده می کنیم.

اگر وضعیت سایر همشهریان مقیم در نقاط مختلف کشور را مثل شرایط فوق تصور نماییم باید این انتقاد را از آن ها داشت که چرا باید به بهانه های واهی تن به بی هویتی داده و از انجام خدمت در راه اعتلای نام تکاب شانه خالی کنیم در حالی که می توان با ارائه نظرات و انتقادات و پیشنهادات سازنده از طریق جراید و سایت ها ،وبلاگ ها وسایر رسانه ها در ساختن شهر و دیار اجدادی خود مشارکت داشته و باعث دلگرمی سایر همشهریان خود باشیم.     

/ 2 نظر / 5 بازدید
مهدی

بسیار جالب