چرا دیگر وجدان درد نمی گیریم؟


این که چرا بدین وضعیت رسیده ایم که باید امروز در مقایسه رفتار و وجدان اجتماعی خودمان با هندیان ، آه حسرت بکشیم ، مقوله مهمی است که جامعه شناسان و کارگزاران جامعه باید به جدّ ، بدان بپردازند. آنچه در این نوشتار کوتاه بدان می پردازیم ، صرفاً تلنگری است که چقدر بی تفاوت شده ایم و فردیت ، چقدر بر جمع ما غلبه کرده است!

در هند هفته هاست که بر سر موضوع تجاوز گروهی به یک زن دهها هزار هندی تظاهرات می کنند و دولت این کشور برای تشدید مجازات مرتکبان تجاوز به عنف تحت فشار شدیدی قرار دارد ولی در ایران دهها دانش آموز در مدرسه ای طعمه شعله های حریق می شوند، دهها دانش آموز با اتوبوس به ته دره رفته و معصومانه جان می دهند ، کیف قاپی و زورگیری بیداد می کند و طبیعتا جنایاتی چون تجاوز فردی و گروهی هم اتفاق می افتد ؛ دروغ ، نقل محافل می شود و ... ولی جامعه ایرانی "نظاره گر" منفعل زشتی ها و اتفاقات ناگوار درون خود است و تنها تحرک و واکنش جامعه ایرانی برای این پدیده های زشت در بیشترین حالت به شکل ساخت " جوک " و "لطیفه" و "پیامک" فرستادن جلوه می کند و یا به صورت گرفتن فیلم و عکس از جنایات و بلوتوث کردنشان یا به اشتراک گذاشتن آنها در فیسبوک و توییتر به نمود می رسد!

"تقویت نهادهای مدنی" ، راه آزموده شده ای برای جلوگیری از تقویت روزافزون و دلهره آور فردیت و بی تفاوتی در جوامع امروزی است ، هر چند که بی تفاوتی رنج آور امروز ایرانیان ، محصول عوامل متعددی است که غم نان و سختی معیشت ، یکی از آنهاست ولی آیا در هند ، همه مردم در رفاه هستند و از سر سیری از آنچه بر سر دختری از جامعه شان آمده ، خشمگین شده اند؟!  

برداشت و انتشارهر گونه مطلب از این وبلاگ منوط به کسب اجازه از مدیر وبلاگ میباشد

/ 0 نظر / 3 بازدید