درسی که جرج جرداق داد

ولی اگر متأسّفانه مانند خیلی از نویسندگان و به اصطلاح اسلام شناسان که در اسلام شناسی کتاب نوشته اند و می نویسند، قبل از انتشار عمومی، آثارشان بر بزرگان دین شناس عرضه نشود، موجب انحرافات و گمراهی هایی می شود که شاید جبران آن به ردّیه نوشتن توسط بزرگان دین، بسیار سخت باشد.

امّا جورج جرداق که حدود چهل سال در آثار و سخنان پیشوای شیعیان و وصی پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله تحقیق و بررسی کرده است را شاید بتوان از نوع اسلام شناسانی قلمداد نمود که برخی آثار خود را بر بزرگان دین شناس عرضه کرد.

شاهد این نکته، خاطره ای است که مرجع عالیقدر شیعه حضرت آیت الله العظمی صافی در کتاب ارزشمند خود «فخر دوران» از ارسال کتاب «الامام علی صوت العدالة الانسانیة» قبل از طبع توسط جورج جرداق، برای مرجع و زعیم عالی شأن حوزه آیت الله العظمی بروجردی قدس سره، نقل کرده است.

ایشان بیان می کنند که آن دانشمند مسیحی طیّ نامه ای که به آیت الله العظمی بروجردی ارسال نمود، نوشته بود: «من در حالات و سیره و تاریخ زندگی امام علی مطالعه کرده‌ام، و در آن، به اصول و مبانی و معانی بزرگی که تازه بشریتِ امروز و مخصوصاً دنیای غرب ادعای رسیدن به آن معانی و پیشنهاد آن مبانی را دارد رسیده‌ام؛ اصولی که اساسی و جهانی است، و همه، اگر چه به ظاهر باشد همگان را به آن می‌خوانند. این اصول، همه در سیره و گفتار و کردار امام در حدّ اکمل وجود دارد.

اسلام‌شناسان و خاورشناسان غربی اگر چه کم و بیش این معانی را در زندگی آن امام عظیم درک کرده‌اند اما نخواسته‌اند قبول کنند که این افتخار برای شرق است؛ و پیش از غربی‌ها و قرن‌ها پیش در شرق، کسانی بوده‌اند که همه این اصول و حقایق را درک کرده و بیان نموده‌اند، و از این جهت این واقعیت را کتمان کرده‌اند. در شرق هم دانشمندان و علما، چنان‌که باید، این اصول را از سیره و حال و مقال آن حضرت استفاده نکرده‌اند، و من دریغ دانستم که چنین شخصیت بزرگی در شرق باشد و قدرش مخفی بماند، لذا این کتاب را نوشتم، و چون مسیحی هستم کسی نمی‌تواند مرا نسبت به بیان مراتب بلند امام به تعصب نسبت دهد، و چون زبانم عربی است و اهل مطالعه هستم هم کسی نمی‌تواند به عدم اطلاع و ناآگاهی متّهم سازد. این کتاب را نوشتم و شما (حضرت آیت الله بروجردی) بعد از مطالعه تصدیق می‌نمایید که (انی انصفت الامام بعض الانصاف).»

آیت الله العظمی صافی در ادامه نقل این خاطره می افزاید که آیت الله العظمی بروجردی، مطالعه کامل و دقیق این کتاب را به من واگذار کردند تا اشکالات آن را بررسی کرده و نظر خود را درباره انتشار آن بدهم.

سپس می فرماید: «حقیر هم آن کتاب را مطالعه کردم و در نوزده مورد نظر او را صائب نیافتم که البته چندان هم به او که مسیحی و با برداشت‌های خود نوشته است اشکال وارد نمی‌شود....»

بالاخره طبع ترجمه این کتاب قرار شد با توضیحاتی درباره اشکالاتی که داشت همراه شود تا از خطر انحراف افکار عمومی جلوگیری شود.

غرض آن که دانشمندی مسیحی و اهل تحقیق متوجه می شود که قبل از ارائه یک اثر علمی دینی بر عامّه اجتماع، آن را باید به بزرگان دین شناس عرضه کرد و بعد از اطلاع از صحّت و سقم، نسبت به انتشار آن اقدام نمود.

درسی که از این کار جورج جرداق می توان گرفت این است که نویسندگان، دانشمندان و اسلام شناسان و کسانی که در رسانه ها می نویسند و می گویند وظیفه ای بس سنگین دارند. آنان که می خواهند در قلمرو دین و گزاره های مذهبی، سخن برانند و قلم فرسایند باید بسیار مراقب باشند که گاه کلمه ای می تواند باعث گمراهی نسل حاضر و حتّی نسل هایی باشد که چندین سال دیگر قدم به عرصه وجود می گذارند و تنها راه پرهیز از افتادن در وادی ضلالت و گمراهی، عرضه آثار قبل از نشر به متخصصان پرهیزگار دین شناس است و «ما یلفظ من قول الا لدیه رقیب عتید».

/ 0 نظر / 11 بازدید